اشعار محرم 1401 کلیک کنید

آرزومه بمیرم واسه تو تا که جوونم * حسین سیب سرخی

آرزومه بمیرم واسه تو تا که جوونم
اشعار ماندگار
1

آرزومه بمیرم واسه تو تا که جوونم

آرزومه بمیرم واسه تو تا که جوونم

خوب میدونی بعیده بی حرم زنده بمونم

منو ببین که غیر روضه هات جایی ندارم

منو ببین مگه میشه برا تو کم بذارم

زیر بارون اسمتو بردم شدم دیوونه

کی میگه دل کندن از کرب و بلات آسونه

غیر تو کی واسه من میمونه

حال من هرجای عالم جز حرم آشوبه

پیش تو قلبم یه جور دیگه ای میکوبه

حال قلبم با نگاهت خوبه

****

پای روضت مسیر زندگیم تغییر کرده

دورم از تو منو داغِ جدایی پیر کرده

سرنوشتم گره خورده به دستای علمدار

ای بهشتم منو پای همین پرچم نگهدار

من که از روز ازل با کربلات مأنوسم

تو خیالم پرچم رو گنبدو میبوسم

دوری از کرب و بلات کابوسم

لحظه لحظه عمرو پای علم سر کردم

من که چشمامو فقط تو روضه هات تر کردم

غیر تو کیِ دوای درم

جهت دانلود صوت کلیک کنید

.

با نوای حاج حسین سیب سرخی
ایام ماه مبارک رمضان 1401
خرید آنلاین کتاب مداحی 1401 »» کلیک کنید
اشتباهات تایپی متن مداحی را اطلاع بدید
.

www.instagram.com/mohjat_net
t.me/mohjat_net
www.aparat.com/mohjat
www.Mohjat.net
.

1 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده
اشعار ماندگار
خدا چرا مرگ دیر کرده * حاج محمود کریمی

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده تنم پر از جای نیزه دلم تو گودال گیر کرده مثه عمه بستن دستمو فقط عمه میدید اشکمو اونا که مارو بردن به شام غریب گیر آوردن جدمو من گریه میکردم بابا گریه میکرد سر عمو اصغرم رو نیزه ها گریه …

سلام کشته زهر کینه
اشعار ماندگار
1
سلام کشته زهر کینه * حاج محمود کریمی

سلام کشته زهر کینه روشنی مدینه یه عمر گریه کردی برا شکسته سینه سلام ای ناله ی شرر بار شهید کوچه بازار اسیر داغ زینب گریه کنه علمدار دلم برات آتیشه و چشام برات بهاریه فدای دلبرا شدن دوای بی قراریه سلام دلبر دلشکسته با تشنه های خسته تو رو …

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه
اشعار ماندگار
روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه * حاج محمود کریمی

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه توی گودال نمیبینه که داره مادرت میبینه وقتی که داره سرت رو میبُره میبینه خواهر از توی گودال صدا میاد حسین غریب مادر میپیچه تو عرش ناله ی مادرت تا روز محشر در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کآنجا سرها …