. اشعار فاطمیه 98 مداحان

آسمان در نظر خلق بیابان بلاست | متن مداحی | حاج محمود کریمی

آسمان در نظر خلق بیابان بلاست

آسمان در نظر خلق بیابان بلاست

وسعت ملک خدا تیره چو زندان بلاست

همه جا محفل ماتم همه جا خان بلاست

سینه دهر پر از آتش توفان بلاست

شور محشر به یسار و به یمین افتاده

شعله در قلب سماوات و زمین افتاده

لرزه بر نُه فلک و عرش برین افتاده

یوسف فاطمه از عرشه زین افتاده

حضرت فاطمه را خون شده جاری ز دو عین

گوید ای وای حسین وای حسین وای حسین

مصحف فاطمه صد پاره ز شمشیر شده

آیه ها با دم خنجر همه تفسیر شده

نقطه نقطه همه از نیش سر تیر شده

فاطمه گوشه گودال زمین گیر شده

پسر فاطمه از زخم زره پوشیده

یَم خون است که از سینه او جوشیده

حضرت فاطمه را خون شده جاری ز دو عین

گوید ای وای حسین وای حسین وای حسین

همه جا محشر کبراست خدا رحم کند

اثر خشم هویداست خدا رحم کند

لرزه بر پیکر زهراست خدا رحم کند

یوسف فاطمه تنهاست خدا رحم کند

گرگ ها بر تن صد پاره او چنگ زدند

گاه با نیزه گهی تیر گهی سنگ زدند

بی سعادت ها خیل سُعَدا را کشتند

از خدا بی خبران خون خدا را کشتند

وای بر ما که امام شهدا را کشتند

گمرهان با هم مصباح هدی را کشتند

صید غلطیده به خون دم به دم از حال رود

نگذارید که زینب سوی گودال رود

حضرت فاطمه را خون شده جاری ز دو عین

گوید ای وای حسین وای حسین وای حسین

کفر بر کشتن توحید هماهنگ شده

مُهر پیشانی قران هدف سنگ شده

گیسوی فاطمه از خون پسر رنگ شده

در پی غارت پیراهن او جنگ شده

این حسین است که بر نیزه درخشد سر او

با لب تشنه بریدند سر از پیکر او

این حسین است که اعضاش ز هم پاشیده

این حسین است که خون از گلویش جوشیده

این حسین است که داغ علی اکبر دیده

این حسین است که در خون خودش غلطیده

این حسین است که بر سینه او چنگ زدند

این حسین است که بر پیکر او سنگ زدند

حضرت فاطمه را خون شده جاری ز دو عین

گوید ای وای حسین وای حسین وای حسین

اهل کوفه به پیمبر قسم این قرآن است

روی هر آیه او جای سم اسبان است

جامه پوشیده ز خون و بدنش عریان است

خنجر شمر به زخم گلویش گریان است

آخرین نخل نبوت ثمرت را کشتند

شمسه عصمت زهرا قمرت را کشتند

حضرت فاطمه را خون شده جاری ز دو عین

گوید ای وای حسین وای حسین وای حسین

کعب نی بود که میخورد به کتف اطفال

قتلگه پیش رو و دشمنشان از دنبال

چشمشان اشک فشان بود به سوی گودال

وای بر من که چه کردند به پیغمبر و آل

نو نهالان همه در دام اسیر افتادند

وسط خیمه آتش زده گیر افتادند

در میان اسرا دخترکی فاطمه بود

سینه سوخته اش سوخته تر از همه بود

گوش پاره جگرش خون به لبش زمزمه بود

با لب تشنه نگاهش به سوی علقمه بود

حضرت فاطمه را خون شده جاری ز دو عین

گوید ای وای حسین وای حسین وای حسین

 

 

 

لطفا اشتباهات تایپی در بین متن اشعار را اطلاع دهید

دانلود نوحه جدید / جدید ترین متن نوحه و متن مداحی تمام مداحان از سایت مهجه

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است

وبلاگ مهجه: www.mohjat.blogfa.com

سایت مهجه |  www.Mohjat.net

@Mohjat_net
#Mohjat

 غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.
0