فروش ویژه

آسمان هم خجل از چشم تو و بارانت | متن شعر | محمدرضا طاهری

آسمان هم خجل از چشم تو و بارانت

آسمان هم خجل از چشم تو و بارانت

آخری نیست بر این گریه بی پایانت

آب میبینی و طفل و گل و سقا و جوان

بیشتر میشود انگار غم پنهانت

زهر هر چند که یک روز به دادت آمد

تو چهل سال به لب آمده هر شب جانت

غیر زینب چه کسی درد تو را میداند

که چه آورده خرابه به دل ویرانت

سخت سوزاند دلت را غم آن جسم کبود

خواهرت بود که جان داد روی دامانت

زخمی بزم شراب است دلت بی خود نیست

که چهل سال نکرد اشک دوا درمانت

خیزران تا که به دستان کسی میبینی

درد میگیرد نا گاه لب و دندانت

شاعر: محمد بیابانی

 

 

حاج محمد رضا طاهری / شهادت امام سجاد ۱۳۹۴

لطفا اشتباهات تایپی در بین متن اشعار را اطلاع دهید

کپی کردن اشعار در سایت کتاب وبلاگ و نرم افزار به هیچ وجه مجاز نیست

www.mohjat.blogfa.com

www.Mohjat.net

 فاطمیه 98  غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.
0