شهادت امام کاظم

ابر کین ره بر آفتاب گرفت | متن شعر | کربلایی حنیف طاهری

ابر کین ره بر آفتاب گرفت

ابر کین ره بر آفتاب گرفت

کوچه بوی ابوتراب گرفت

کوچه از خواب خود پرید آن روز

کوچه ترسید از آنچه دید آن روز

ناگهان روی ماه نیلی شد

صورتش همنشین سیلی شد

لرزه بر پایه های دین افتاد

دختر مصطفی زمین افتاد

قامت سرو او دو تا شده بود

پسر ارشدش عصا شده بود

تیره بُد پیش چشمشان عالم

اهل بیت نبی از آن ماتم

ناگه از ره صدای کین آمد

دشمن حق و خصم دین آمد

در کفش بذر روز عاشورا

حکم تفتیش خانه زهرا

باب آن خانه را که زد ایزد

یک نفر داشت با لگد میزد

پشت در نوبهار حیدر بود

پشت در دختر پیمبر بود

سوخت در شعله بال پروانه

ناگهان باز شد دره خانه

آتش اندر دل رسول افتاد

شعله در دامن بتول افتاد

باز هم نوبت جدایی شد

غنچه ای پای گل فدایی شد

چه کسی گفته او مقام نداشت

طفل حیدر کم از امام نداشت

رفت و یک سو فکند واهمه را

شد سپر مام خویش فاطمه را

رفت و سرباز راه مولا شد

رفت و اول شهید زهرا شد

عشق پاینده است تا به ابد

داغ او زنده است تا به ابد

او سرآغاز قصه فرداست

داغ او ابتدای عاشوراست

زین پس این مردمان بلاخیز اند

خون طفل صغیر می ریزند

زین پس این مردمان اِبا نکنند

از حرم ها دگر حیا نکنند

زین پس این قوم قوم تکفیر اند

از مسلمان اسیری می گیرند

دینشان بعد از این خراب شود

کاخشان مجلس شراب شود

ره زن و راه بند و دزد شوند

اهل دنیا و دین به مزد شوند

کوچه شعله است و کربلا دود است

کوچه آغاز ماجرا بوده است

 

 

.

شب ۱ فاطمیه دوم ۹۹ کربلایی حنیف طاهری
.
متن مداحی / متن شعر / اشعار مداحی
لطفا اشتباهات تایپی متن اشعار را اطلاع دهید.
کپی کردن اشعار تنها با ذکر لینک مهجه مجاز است.
.
Mohjatt.blog.ir
Mohjat.net
.

 گلچین  غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.
0