ازرق و بچه هاشو دیدم زدی * سید مهدی میرداماد

ازرق و بچه هاشو دیدم زدی

ازرق و بچه هاشو دیدم زدی

نوه ی دلاور بَدر و حُنِین

چی شد از بالای مرکب افتادی

کی با نیزه رو لبت نوشت حسین

دستِ خط باباتو نشون دادی

من میخواستم بمونی اما نشد

همه ی خیمه رو گشتیم به خدا

زره اندازه ی تو پیدا نشد

هرچی از رو خاک بلندت میکنم

باز میبینم که پاهات رو زمینه

تو تنت لِه شده قاسم, پسرم

فرق تو با علی اکبر همینه

چرا جای سُمِ اسبه رو تنت

چقدر با سنگا تکریم شدی

جسمتم شبیه اسمت قاسمه

با لبِ خنجرا تقسیم شدی

بانگ اِنی قاسم ابن الحسنت

این همون تنهاترین گناهته

هرجوری شده برت میگردونم

مادرت تو خیمه چشم به راهته

دانلود فایل صوتی از اینجا

.
شب ششم محرم 1400 سید مهدی میرداماد
آرشیو متن اشعار محرم 1400 »» کلیک کنید
اشتباهات تایپی متن مداحی را اطلاع بدید
.

www.instagram.com/mohjat_net
t.me/mohjat_net
www.aparat.com/mohjat
www.Mohjat.net
.