اشعار محرم 1401 کلیک کنید

از ضرب تیغ زهرآلود افتاده شیر حق * کربلایی نریمان پناهی

از ضرب تیغ زهرآلود افتاده شیر حق از پا
اشعار ماندگار
1

از ضرب تیغ زهرآلود افتاده شیر حق از پا

از ضرب تیغ زهرآلود افتاده شیر حق از پا

فرق صفدر شده غرق خون تو بستر افتاده مولا

این شبها آسمونا هم محزون و تیره و تاره

شد زنده داغ مادر باز احوال زینبین زاره

واویلا داره میره حیدر از این دنیا

واویلا میسوزه از این مصیبت دلها

****

زیر لب روضه میخونه سی ساله یاد زهراشه

شاهد این پریشونیش عمریه اشک چشماشه

از یادش نمیره هرگز اون روز تلخ و غمبارو

آتیش و ضربه های پا خونِ رو در و دیوارو

واویلا روزی که میون شعله در سوخت

واویلا غریبونه چادر و معجر سوخت

واویلا فاطمه با غنچه ی پرپر سوخت

****

گاهی یاد همون کوچه است گاهی هم یاد گوداله

گریونِ روز عاشوراست فکر اون تنِ پاماله

واویلا روزی میرسه حسینم تنهاس

واویلا تو همین کوفه میون اعداس

واویلا جون من تو جون حسینم عباس

جهت دانلود صوت کلیک کنید

.

با نوای کربلایی نریمان پناهی
ایام ماه مبارک رمضان 1401
خرید آنلاین کتاب مداحی 1401 »» کلیک کنید
اشتباهات تایپی متن مداحی را اطلاع بدید
.

www.instagram.com/mohjat_net
t.me/mohjat_net
www.aparat.com/mohjat
www.Mohjat.net
.

1 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده
اشعار ماندگار
خدا چرا مرگ دیر کرده * حاج محمود کریمی

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده تنم پر از جای نیزه دلم تو گودال گیر کرده مثه عمه بستن دستمو فقط عمه میدید اشکمو اونا که مارو بردن به شام غریب گیر آوردن جدمو من گریه میکردم بابا گریه میکرد سر عمو اصغرم رو نیزه ها گریه …

سلام کشته زهر کینه
اشعار ماندگار
1
سلام کشته زهر کینه * حاج محمود کریمی

سلام کشته زهر کینه روشنی مدینه یه عمر گریه کردی برا شکسته سینه سلام ای ناله ی شرر بار شهید کوچه بازار اسیر داغ زینب گریه کنه علمدار دلم برات آتیشه و چشام برات بهاریه فدای دلبرا شدن دوای بی قراریه سلام دلبر دلشکسته با تشنه های خسته تو رو …

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه
اشعار ماندگار
روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه * حاج محمود کریمی

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه توی گودال نمیبینه که داره مادرت میبینه وقتی که داره سرت رو میبُره میبینه خواهر از توی گودال صدا میاد حسین غریب مادر میپیچه تو عرش ناله ی مادرت تا روز محشر در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کآنجا سرها …