محرم 99 کلیک کنید

از غلام خانه اش مولا اگر یادی کند | متن شعر | محمدرضا طاهری

از غلام خانه اش مولا اگر یادی کند

از غلام خانه اش مولا اگر یادی کند

از محالات است بنده میل ازادی کند

از خرابات است چیزی به رعیت میدهند

حیف از انچه مستمندی قصد ابادی کند

رونق سائل یقینا در سماجت کردن است

سائل درمانده حق دارد که فریادی کند

دست خال را کریمان بیشتر پر می کنند

شکر حق سائل از این لطف خدا دادی کند

به خودش رنگ خزان هرگز نبیند هر کسی

در بهار زندگانی رو به این وادی کند

شیعه باید با غم آل عبا غمگین شود

با سرور و شادی این خاندان شادی کند

شیعه زهرا و حیدر بهترین امتند

زینبیون باز هم جشن ولادت دعوتند

وعده کوثر خدا از عرش اعلا داده است

زینب کبری که نه زهرا به زهرا داده است

فاطمه سر تا به پا و فاطمه پا تا به سر

راضی مرضیه هانیه به حورا داده است

مادری را دختری پرهیزکار و مومنه

مادری را دختری در اوج تقوا داده است

هم نفس هم راه هم دل هم نشین و هم زبان

به علی مرتضی ام ابیها داده است

مادر عیسی کجایی به علی و فاطمه

حضرت حق مریمی با دو مسیحا داده است

اسمان از برکتش بار دگر جانی گرفت

با غبار مقدمش رونق به دنیا داده است

زین اب خواندش خدا بین تمام دختران

نام زینب زینتی بر نام بابا داده است

گاه می گوید حسن و گاه می گوید حسین

یعنی از بد تولد دل به انها داده است

زانوی هر کس در این دنیا رکاب او نشد

پس قدمگاهش عجب شانی به سقا داده است

در دم و در بازدم هایش برکت جاری است

بانویی که روزی یک عمر ما را داده است

غصه عیدی ندارم در دل خود تا ابد

شک ندارم که برات کربلا را داده است

سالها در سایه الطاف او اسوده ام

ریزه خوار عمه سادات زینب بوده ام

مدح او را با غزل با مثنوی باید سرود

نذر او صد مثنوی معنوی باید سرود

بهترین ها را همیشه بهترین ها لایقند

بهتر از سعدی و شمس و مولوی باید سرود

شاه بیت افرینش دختر شیر خداست

در رسایش مصرعی اما قوی باید سرود

از نیاز دنیوی که بی نیازم کرده است

پس به شوق هدیه های اخروی باید سرود

کربلا خواهی اگر از زینب کبری بگیر

این غزل را پشت مرز خسروی باید سرود

در تمام عمر تصمیم ولایت بوده است

دفتری از این شکوه پیروی باید سرود

چادران مادر ما انقلابی زینبیست

سال ها از فتنه های پهلوی سرود

از غروب سرخ عاشورا که روزی بگذریم

از طلوع سبز صبح مهدوی باید سرود

………………………………………………

شعر را شیوا به سبک منزوی باید سرود

ان که با عشق حسینی گشته هم دم زینب است

ان که با سر شهادت بوده محرم زینب است

مدعی هرگز مزن بیهوده لاف عاشقی

این حسین تنها یک عاشق دارد ان هم زینب است

لطف بسیارش گدای استانم میکند

دست اعجازش سلیمان زمانم می کند

با تولا با تبری این دو بال عاشقی

شور عشقش ره سپار اسمانم می کند

عشق بیماریست یک بیماری فوق جنون

که مرا رسوای نزد این و انم می کند

عشق گاهی یک چمدان دل شده سوی حرم

عشق کم کم عاشقی بی خانمانم می کند

عشق سر بندی به پیشانی من میبندد و

شب به شب در زینبیه دیده بانم میکند

در دفاع از وطن یا در دفاع از حرم

با نگاه رحمتش بی بی نشانم میکند

تا نسوزد سر پناه خواهری در شعله ها

عشق به خدمت مرا اتش نشانم میکند

گاه در شام و عراق و گاه قلب پایتخت

داغ هجران رفیقانم خزانم میکند

بی گمان مویی که من با عشق او کردم سپید

میرسد روزی که در محشر جوانم میکند

عشق من را حنجری کرب و بلایی میدهد

عشق روزی صادق اهنگرانم میکند

عشق من را مینشاند بر فراز منبر و

شصت و نه شب نذر زینب روضه خوانم میکند

کربلا با چشم خود دید است زینب پیر شد

غصه قد کمان اخر کمانم میکند

هر دل عاشقی که غرق در تاب و تب است

بی قرار روضه بی مادری زینب است

 

 

 

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است.

مهجه |  www.Mohjat.net

@mohjat_net

 

 رمضان 99 کلیک کنید  غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.
 شعر و صوت گلچین شور 99
0