.  اشعار محرم 99 منتشر شد
 تلگرام سایت مهجه

اشعار اربعین صفر ۱۳۹۴ کریمی الهادی

اشعار اربعین صفر ۱۳۹۴ کریمی مسجد الهادی

اشعار اربعین صفر ۱۳۹۴ کریمی الهادی

اشعار اربعین صفر ۱۳۹۴ کریمی مسجد الهادی

متن کامل اشعار ماه صفر سال ۱۳۹۴ با مداحی حاج محمود کریمی در مسجد الهادی تهران

 

 

 

روضه

حاج محمود کریمی

عذار نیلی و قد خم و چشم تر اوردم

گلاب اشک بهر لاله های پرپر اوردم

ز جا برخیز ای صد پاره تر از گل تماشا کن

که از جسم شهیدانت دلی زخمی تر اوردم

تمام یاس هایت را به شام از کربلا بردند

چو برگشتم برایت یک چمن نیلوفر اوردم

مسافر از برای یار سوغات اورد اما

من از شام بلا داغ سه ساله دختر اوردم

اگر چه سر نداری یک نگه بر سیل اشکم کن

که با چشمان خود اب از برای اصغر اوردم

تو بر من از تن بی سر خبر ده ای عزیز دل

که من بر تو خبر های فراوان از سر اوردم

 

 

 

کربلایی حنیف طاهری

اگر به خانه خولی نیامدم تو مرنج

که جایگاه مرا دشمنت به زندان کرد

نبود خواهر اگر مادر تو انجا بود

ز میزبان گله و گریه ها به مهمان کرد

عنایتی کن و سوغاتی مرا بپذیر

ز شام موی پریشان برایت اوردم

عنایتی کن اشک سکینه را کن پاک

ورا ز گوشه زندان برایت اوردم

ای که از ریختن اب خجل گردیدی

من به دیدار تو از اب روان تشنه ترم

هر کجا خصم زبون عمه ما را میزد

 

 

 

حاج محمود کریمی

رفتی ای مسافر بی من من کجا ها رفتم بی تو

رفتی با ابالفضل بی من با یتیما رفتم بی تو

تنت روی خاکا جا موند و سرت روی نی همراهم بود

صدای علی تو فریادم صدا فاطمه تو اهم بود

چهل روزه چهل ماهه چهل ساله

دل زینب کنار تو تو گوداله

 

 

زمینه(طاهری)

جامه یاران سیاه محفل و پرچم سیاه

اری اری این سیاهی یادگار زینب است

گر مزارش را شکافی بوی عشق اید برون

کهنه پیراهن گمانم در مزار زینب است

***********

سر فراز اومدم از سفر یا حسین

فاتح شامم و بی سپر یا حسین

سپر بچه هات خودم شدم

حالا ببین قد خم اومدم

من تا حرم تو پر زدم

دختر حیدرم تویی پیغمبرم

مثه بابام علی فاتح خیبرم

************

تا دم اخرم من عزادارتم

بعد عباس تو من علمدارتم

علم تو به دوش خواهرت

پاشو حسین رسیده لشکرت

من اگه پیر شدم فدا سرت

کوه با عزتم مثل تو غربتم

جلو دشمن بدون خم نشد قامتم

************

مرگ من یا حسین جدایی از تو بود

مثه مادر شده صورت من کبود

همه وجود من شده کبود

همه راه نگام به نیزه بود

امون از اون محله یهود

سفیر کربلام از همون خطبه هام

عزادارت شدن کوفه و شهر شام

******************

بی همگان به سر شوم بی تو به سر نمی شوم

داغ تو دارد این دلم جای دگر نمی شوم

باغ و بهار من تویی خمر و خمار من تویی

دار و ندار من تویی بی تو به سر نمی شود

چشمه نور رو شنم تشنه دیدنت منم

نیست شبی که دامنم غرق گوهر نمی شود

دل در اتش غم رخت تا که خانه کرد

دیده سیل خون به دامنم بس روانه کرد

جان حسین جانان حسین دین حسین ایین حسین

قلب لدیک یا اباعبد الله نفسی فداک یا حسین ثار الله

 

 

 

شور

جان حسین جانان حسین دین حسین ایین حسین

قلب لدیک یا اباعبد الله نفسی فداک یا حسین ثار الله

گل ها کنار یک دگر گرد عزیز فاطمه

اما بگو ساقی چرا مانده جدا در علقمه

شمع دلم بی سر شده پروانه خاکستر شده

می روم و نمی رود ناقه به زیر محملم

وای دلم وای دلم وای دلم وای دلم

 

 

 

واحد (طاهری)

نسیمی اشنا از سوی گیسوی تو می اید

نفس هایم گواهی می دهد بوی تو می اید

شکوه تو زمین را با قیامت اشنا کرده

و رقص باد با گیسوی تو محشر به پا کرده

زمین را غرق در خون خدا کردی خبر داری

تو اسرار خدا را بر ملا کردی خبر داری

جهان را زیر و رو کردست گیسوی پریشانت

از این عالم چه می خواهی همه عالم به قربانت

مرا از فیض رستاخیز چشمانت مکن محروم

جهان را جان بده پلکی بزن یا حی و یا قیوم

خبر دارم که سر از دیر نصرانی در اوردی

تو عیسی را به ایین مسلمانی در اوردی

خبر دارم چه راهی را به اوج نیزه طی کردی

از ان وقتی که اسب عشق را مردانه هی کردی

تو می رفتی و میدیدم که چشمم تیره شده کم کم

به صحرایی سراسر از تو خالی خیره شد کم کم

حدود ساعت سه جان من میرفت اهسته

برای غرق در دریا شدن میرفت اهسته

بخوان اهسته از اینجا به بعد ماجرا با من

خیالت جمع ای دریای غیرت خیمه ها با من

تمام راه بر پا داشتم بزم عزا در خود ولی

از پا نیفتادم شکستم بی صدا در خود

شکستم بی صدا در خود که باید بی تو برگردم

قدم خم شد ولیکن خم به ابرویم نیاوردمن

نسیمی اشنا از سوی گیسوی تو می اید

نفس هایم گواهی می دهد بوی تو می اید

 

 

 

واحد(کریمی)

با این که خمیده خسته عمه  هستیم همه ز هست عمه

با دست میان بند زنجیر از گردن دین گسسته عمه

این طور که او مراقب ماست با گردن و دست بسته عمه

حتما پدرم تمام ما را آن روز سپرده دست عمه

هر گاه حرم بخواب رفته چون شیر نری نشسته عمه

شمشیر به نطق دیدیم ای جانم ناز شست عمه

جانم به فدات ای دلاور شمشیر علی نه خسته عمه

*************

چه ها کشیدی بگو هر انچه دیدی بگو

سرو قد فاطمه چرا خمیدی بگو

تو ای که خون مرا پیام اور شدی

تویی که بعد از حسین حسین دیگر شدی

چرا کبود این چنین ز پای تا سر شدی

چقدر ای خواهرم شبیه مادر شدی

تو روز حفظ امام فاطمه دیگری

تو یک زن هستی ولی حسین را لشکری

************

جلال فاطمه کاملی ز کوثر پاک من چراغ هر محفلی

تو بین هفتاد سر خطیب چل منزلی

کوکب اقبال من ستاره محملی

به موج و موج بلا زیارتت کرده ام

میان تشت طلا زیارتت کرده ام

***********

هنوز از خطبه ات به گوش زمزمست

هنوز فریاد تو شرار قلب همست

هنوز گفتار تو چو ایت محکمست

هنوز در نطق تو معجزه فاطمست

زین اخ و زین ام زین ابی خواهرم

تا که من هستم حسین تو زینبی خواهرم

**********

بقای نور الهدی به زینب است و حسین

بقای دین خدا به زینب  است و حسین

توسل انبیا به زینب  است و حسین

تکامل کربلا به زینب  است و حسین

زینب و صبر و رضا حسین و خون و قیام

به هر دو بادا درود به هر دو بادا سلام

 

 

 

واحد(طاهری)

کربلا دار النعیم زینب است …کعبه خود تحت حریم زینب است

عمر زینب وقف مولا بود و بس….او به زهرا المثنی بود و بس

چهره حیدر چو حق آیینه زد…سنگ زینب را حسین بر سینه زد

من غم و مهر حسین با شیر از مادر گرفتم

روز اول کامدم دستور تا اخر گرفتم

بر مشام جان زدم یک قطره از عطر حسین

سبقت از عود و گلاب و نفه و عنبر گرفتم

عالم ذر ذره ای از خاک پای حضرتش را

از برای افتخار از حضرت داور گرفتم

بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا

بر دلم ترسم بماند ارزوی کربلا

تشنه اب فراتم ای عجل مهلت بده

تا بگیرم در بغل قبر شهید کربلا

 

 

 

 

شور(کریمی)

اختر من هلال من ماه من

همسفر و همدم و همراه من

بی تو دلم طایر بی بال بود

داغه چهل روزه چهل سال بود

بی سر و سامان تو ام یا حسین

دست به دامان تو ام یا حسین

بر سر نی زلف رها کرده ای

با جگر شیعه چه ها کردی

شعله نثار جگرم کرده اند

با سر تو همسفرم کرده اند

پیش روی محمل من صف زدند

رقص کنان خنده زنان کف زدند

محمل ما در ملا عام بود

همدم ما سنگ لب بام بود

پیش بلا سینه سپر گشته ام

راهی طوفان خطر گشته ام

چهره بر افروز عزیز دلم

من پی دیدار تو بر گشته ام

گرچه رسیدم ز سفر سر فراز

با غم تو خمیده تر گشته ام

از این که تو رفتی و من مانده ام

داغ تو زخم تو جگرم یا حسین

قاتل تو همسفرم یا حسین

راس تو میداد به زینب سلام

چشم تو می گشت به من هم کلام

چشم تو از چار طرف سوی من

نغمه قران تو نیروی من

حال پی عرض سلام امدم

فاتح و پیروز ز شام امدم

ای به جمالت نگه فاطمه

ای سر نی هم سخن ما همه

……… خون جگر اورده ام

پرچم فتح و ظفر اورده ام

به فدای تن پاکت سرم

بر تن پاک تو سر اورده ام

بر لب خشک تو ز شام بلا

اشک فشان چشم تر اورده ام

گرچه تو خود از همه داری خبر

من ز سه ساله خبر اورده ام

داغ بزرگیست غم کودکت

فاطمه سه ساله کوچکت

زهره منظومه زهرا حسین

کشته افتاده به صحرا حسین

 

 

 

مناجات (طاهری – کریمی)

ما دسته دسته شیعه تسلیم زینبیم

بیچاره انکه در این قوم و دسته نیست

با دستهای بسته هزاران گره گشود

ثابت شدست دخت علی دست بسته نیست

گیریم به چشم شوهر خود هم غریبه شد

گیرم خمیده شد ولی هیچ خسته نیست

سر را به پای محمل سالار خود شکست

گرچه سرش شکسته ولی سر شکسته نیست

این ها اشاره ای ز مقامات زینب است

وقتی که رفت معجـر زینب کبـود بود

وقتی رسیـد ، گیسـویـش اما سپیـد بود

وقتی که رفت کوه مصیبت به شانه داشت

وقتی رسیـد مثل همیشـه رشیـد بود

جای تمام اهل حرم تازیـانـه خورد

طوری که زنده ماندن زینب بعید بود

تاریخ شاهد است همان خطبه های او

تنها دلیل مرگ زمــام یزیـد بود

این بی عقیدگی ست بگویم وفات کرد

ام المصائب است و یقینـاً شهید بود

هر کس شهید شد زکرامات زینب است

بخشی از شعر بالا از وبلاگ من غلام قمرم

*************

گاه گاهی از دو چشمم اشک می اید برون

این بلا تکلیفی چشم از نگاه زینب است

های هایش هو هوی باد است در گیسوی بید

اه اه فاطمه از اه اه زینب است

 

 

 

 

 

 

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است.

مهجه |  www.Mohjat.net

@mohjat_net

 غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.
0