اشعار اول محرم ۱۳۹۳ بنی فاطمه

اشعار اول محرم ۱۳۹۳ بنی فاطمه

اشعار اول محرم ۱۳۹۳ بنی فاطمه

اشعار اول محرم ۱۳۹۳ بنی فاطمه

متن کامل همه اشعار محرم ۹۳ با مداحی حاج سید مجید بنی فاطمه در هیئت ریحانه الحسین

 

 

مناجات

تا کمی پلک چشم من نم شد

بزم عشق دلم فراهم شد

صورتم میزبان باران است

مثل برگی که سهم شبنم شد

کمر اسمان غمزده هم چون

هلال محرم  اش خم شد

حضرت فاطمه صدایم کرد

دل اواره باز محرم شد

اسم اعظم همان حسین است و

ادم از فیض او معظم شد

شکر لله که زنده ماندم

باز دهه اول محرم شد

هر شبی که زیاد سینه زدم

فاصله تاخدایمان  کم شد

================

به تن نوکران تو چقدر این لباس سیاه می اید

ناله مادری غریبانه از دل قتلگاه می اید

مادری که خمیده ظهر دهم عقب نیزه راه می اید

روی ناقه عریان کودکی بی گناه می اید

می شد ای کاش ان زمان بودم

سپر زخم کودکان بودم

 

 

روضه حضرت مسلم

در دل زخمی خود درد نهانی دارم

دیده خون شده و اشک فشانی دارم

در همین شهر خودم فاتحه ام را خواندم

بی کسم در دل شب فاتحه خوانی دارم

سنگ هاشان به لبت چشم طمع دوخته اند

از همین مسئله دائم نگرانی دارم

بس که من در زدم و سنگ نثارم کردند

نه دگر حوصله نه تاب و توانی دارم

لب من خون و دلم خون و دو چشمم خون است

عاشقی هستم و از عشق نشانی دارم

هر چه من نامه نوشتم به حضورت نرسید

گرچه مسولیت نامه رسانی دارم

شدم اواره که در کوفه غمت را بخرم

سر خود را به هوایت سر داری دارم

****

چشم این قاصدک سوخته ات گریان است

غربتم بغض شده بین گلو پنهان است

شرم دارم که بگویم که چه با من کردند

به قناره بدن بی سرم اویزان است

 

زمینه

یا حبیب من لا حبیب له طبیب من لا طبیب له

مجیب من لا مجیب له یا حسین

محرم اومده داره صدات میاد

صدای گریه عزادارات میاد

صدای طبل و سنج دسته هات میاد

چقدر لباس سیاه به نوکرات میاد

صدای پای ماه صدای سوز و اه

صدای مادرت میون قتلگاه

صدای اب اب صدای پیچ و تاب

صدای گریه های بچه رباب

****

یا رفیق من لا رفیق له  شفیق من لا شفیق له

شفیع من لا شفیع له یا حسین

دوباره عطر و بوی نذریات میاد

دوباره بوی سیب کربلات میاد

میگن زمانی اشک نوکرات میاد

که مادرت میون روضه هات میاد

صدای مادرت دعای مادرت

میمیرم اخرش برای مادرت

قسم به خواهرت بگو به دخترت

دعا کنه یه بار برای نوکرت

****

یا انیس من لا انیس له مغیث من لا مغیث له

مجیر من لا مجیر له یا حسین

تموم عمر من و تو انتظار نذار

برای من یه کربلا کنار بذار

می خوام ببینمت یه بار اگه میشه

کنار شیش گوشه با من قرار بذار

قرار اخرم یه گوشه حرم

نمیشه باورم بیای بالا سرم

شب وفات من اینه دعای من

یه فاتحه بخونی تو برای من

 

 

زمینه

دلم اروم شده خیالم راحته

اشکای چشمم از نمک سفرته

غم من غمته گریه مرحمته

ارزوم جون دادن تو محرمته

بسم الله سینه زن بسم الله چشم خیس

بسم الله من و از نوکرات بنویس

مثل من زیاده مثل تو دیگه نیس

دیگه نیس دیگه نیس

رفیق شبای بی کسی یار روزای دلواپسی

محرم اومد و می دونم که تو به دادم میرسی

 

 

نوحه

شکر و لله به ماه محرم رسیدم

شکر و لله نفس میزنم زیر پرچم

می زنم به سینه بر سر یا حسین

نوحه ام غریب مادر یا حسین

اه به داغت اسیرم اه برایت بمیرم

****

مسلم تو شده کشته بی وفایی

غرق اشکم که نامه نوشتم نیایی

من شدم اسیر نامردی حسین

بر لبم الهی بر گردی حسین

اه شده بسته دستم از تو شرمنده هستم

****

غبار کوچه ها را با گلاب اشک می شویم

به استقبال زینب اشک چشمانم سرازیر است

یقین دارم که می اید به کوفه دختر زهرا

ولی بر بازوان او به جرم عشق زنجیر است

****

با خودم من بگویم به اه و به ناله

با خودت کاش نیاورده باشی سه ساله

نقشه ها برایت کوفه می کشد

حرمله علی اصغر را می کشد

وای که دل خونم امشب از اسیری زینب

 

 

واحد سنگین

تو ای قاتل مرا کشتی بیا بنویس با خونم

که از مهمان نوازی های اهل کوفه ممنونم

به جای انکه گلریزند بر سر خیل یارانم

همه کردند در این شهر غربت سنگ بارانم

نه بر خود نه برای لحظه قربانی ام گریم

نه بهر دو کبوتر بچه زندانی ام گریم

اگر خونم چکد بر رخ به یاد ال یاسینم

که من این جا سر قاسم به نوک نیزه میبینم

تو که دست مرا بستی ندیدی زخم احساسم

بیا دست مرا بشکن که فکر دست عباسم

در اب افتاد دندان من و لب تشنه جان دادم

خدا داند همان لحظه به یاد اصغر افتادم

هر انچه سنگ داری کن نثار فرق من کوفه

دم دروازه فردا سنگ بر زینب مزن کوفه

لب من پاره شد اما به فکر ضربه چوبم

مبادا بشکند فردا در دندان محبوبم

الا ای کوفه من همراه خورشید اختری دارم

میان کاروان ال عصمت دختری دارم

فدای دخت زهرا گر شود ماه رخش نیلی

مبادا بر گل روی رقیه کس زند سیلی

شمشیر بر خواست از روی زانوی کمانی

****

تیر بر خواست

مسلم جوان بود بعد از دو ساعت از زمین یک پیر بر خواست

وقت نبردش از نای مسجد چند تا تکبیر بر خواست

یک بار دیگر اه از نهاد کاسه های شیر بر خواست

ای وای نیزه سمت تو زود امد و لیکن دیر بر خواست

دار العماره شد مثل گودالی که با تغییر بر خواست

شمشیر تشنه بر روی جسمت گشنه امد سیر بر خواست

هم ناله دارد هم از بنی هاشم به صورت خال دارد

محکوم کوفست قید علس را هر که در دنبال دارد

با سنگ از بام کوفه خودش اداب استقبال دارد

فرقی ندارد یا طفل یا مسلم چه سن و سال دارد

کرب و بلاییست از سنگ ها او هم تنی پامال دارد

روضه همین است هم شمر دارد هم کوفه هم گودال دارد

شمری سیه دل در کربلا اما زبانم لال دارد

 

 

شور

اقا یه عمره که هوامون و داری

برا ما کم نمی ذاری

همیشه دستم و خودت گرفتی

تو خوبی کردی و فقط دیدی

ولی همیشه بخشیدی

چشات و بستی و چیزی نگفتی

حالا برات دل شکسته اوردم

نفس خسته اوردم

منی که ابرو بردم همیشه

همه جا رفتم و همه ردم کردن

حالا می خوام که بر گردم

جایی مث در خونت نمیشه

دیگه بریدم از همه

از این زندگی خستم

بگو اخه چیکار کنم با این

دل شکستم

 

 

شور

میدونی کربلا چه وقت دیدن داره

وقتی که دم اذون مغربش هوای شهر تاریکه

نمی دونم چرا دلم پر اشوبه

فهمیدم ماه عزای اربابم حسین بازم نزدیکه

حالا که نشد مربلا برم

یه جورایی ازرده خاطرم ارزوم و

نمی خوام زیر گل ببرم

کربلا

****

منم و این حرم من و دو تا گلبرگ تنهایی

منم و شهری که شبای جمعش هست رویایی

منم و دستای کریم اربابم    ثار الله

منم و اون نگاه پر تب و مهر زهرایی

شبای حرم یادم نمیره

میدونی دلم بد جور اسیره مادر تو

می دونم دستم و میگیره

کربلا

این دل تنگم عقده ها دارد

گوییا میل کربلا دارد

****

یه مادری تو کاروون پرشونه فرزنده

تا که نگاش می افته شیش ماهش داره می خنده

تو کاروون دل سه ساله ای غصه چون داره

دلش و به عمو ابالفضلش می بنده

میگه عمو آروم جونمه

عمویی تموم وجودم

روی دوشش همه دنیا زیر پرمه

ابالفضل

به طواف رخت همه اهل فلک

به گدایی تو همه حور و ملک

همه در طوفه حرمت هستند

همه مدیون کرمت هستند

 

 

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است.

مهجه |  www.Mohjat.net

@mohjat_net

The short URL of the present article is: http://mohjat.net/DKu0p
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.
0