.  اشعار محرم 99 منتشر شد
 تلگرام سایت مهجه

اشعار اول محرم ۱۳۹۳ میثم مطیعی

اشعار اول محرم ۱۳۹۳ میثم مطیعی

اشعار اول محرم ۱۳۹۳ میثم مطیعی

اشعار اول محرم ۱۳۹۳ میثم مطیعی

متن کامل همه اشعار محرم ۹۳ با مداحی حاج میثم مطیعی در هیئت میثاق با شهدا

 

 

روضه

بانگ عزا داره از اسمون میاد

زمزمه هایی مادری جوون میاد

بساط روضه رو میچینه با حسن

گهواره و یه مشک و پاره پیروهن

عالم شده حسینیه بازم

فرشته ها با اشک و اه و غم

باز می کشن به دور عرش حق

کتیبه های محتشم

حسین جان غریب دشت کربلا

ای محرم یه ساله چشم براهتم

چشم براهه بیرقای سیاهتم

هلال تو تداعی سه تا غمه

که خون براش گریه کنم بازم کمه

قد حسین کنار علقمه

بالای تل دختر فاطمه

یا مادری که قامتش خمید

تو اون هجوم و همهمه

بنی ابت ندادن اشقیا

پسر عمو دلشوره هام بی انتهاست

تو کوفه ام اما دلم پیش شماست

بیعت و اون دستای سنگین یادمه

دلشوره هام بیشتر برای بچه هاست

اقا نیا خزون میشه بهار

اگه میای رقیه رو نیار

نقشه دارن مردم نا به کار

حتی برای شیره خوار

لالالا یه کم دیگه دووم بیار

یه کم دیگه دندون روی جیگر بذار

مشک و یکی برده که بر میگرده زود

وقتی میرفت فقط به فکر خیمه بود

نده با اشک زندگیم و به باد

با اب میاد اگه خدا بخواد

عمو رسید کنار علقمه

صدای تکبیرش میاد

لالایی عموت رفته اب بیاره

بنی ابت ندادن اشقیا

 

 

روضه

زینب چو دید نخل امیدش ثمر نکرد

اهش بر ان ستمگر ظالم اثر نکرد

ان دم به طعنه گفت بزن خوب میزنی

ظالم به بوسه گاه نبی چوب میزنی

 

 

زمینه

من و این همه غم ارباب ارباب

ببرم به حرم ارباب ارباب

اه

نفس نفس من شعر غم تو

ایشا الله بمیرم تو حرم تو

حسین ثار الله

ابا عبد الله

=============

نوکریت ابروم ارباب ارباب

کربلات ارزوم ارباب ارباب

اه

دعا کن اقا تا خدایی شم

شبیه شهدا کربلایی شم

حسین ثار الله

ابا عبد الله

 

 

واحد

خبر کن ای دل همین امشب

تمام غم های عالم را

که غرق خون در افق دیدم

هلال ماه محرم را

سلام ای هلال مه نو رسیده

که غرق غباری و رنگت پریده

مگر تو عزادار ماه تمامی

که در خون نشستی و قدت خمیده

امد ماه اه و اشک و ماتم

دل را می سپارم دست این غم

بارن می بارد از دیده هر دم

مظلوم جانم حسین یا ثار الله

 

 

 

واحد

محرم امد بیا ای دل

دوباره تا خیمه اقا

صدای هل من معین او

دوباره پیچیده در صحرا

ببند ای دل احرام خون در محرم

که شاید شوی محرم راز این غم

پی تشنگی باش و سعی و صفا کن

که جوشد دمادم ز هر دیده زمزم

گرد این خیمه ها می گردم باز

اقا دل گشته با داغت دمساز

گاهی نگاهی هم بر ما انداز

مولا جانم حسین یابن الزهرا

==============

دوباره ای دل حکایت کن

ز داغ بی دردی کوفه

حکایت غربت مردی

اسیر نامردی کوفه

میاید صدایش ز دار الاماره

لبش خشک و خونین دلش پاره پاره

میا کوفه کوفه وفایی نداره

شده فصل نامردمی ها دوباره

اینان حرمت مهمان ندارند

ترسم چون من تنهایت بگذارند

تشنه به تیغ و دشنه سپارند

مولا جانم حسین یابن الزهرا

 

 

مظلوم خوانی

مظلوم حسین

غریب حسین

شهید حسین

عطشان حسین

عریان حسین

بی کس حسین

با ابی عبد الله                       یابن الزهرا

یابن الحیدر                            ما را رسان

به کربلا

ما را رسان                              به شهدا

رحمت نما                              استاد ما

یاری نما                                رهبر ما

سید علی                             خامنه ای

یا ابالفضل                             ای صفار

واحد

 

 

 

تا نیمه شب امد و جز من کسی بیدار نیست

می کشم اه از نهاد و غیر از اینم کار نیست

سوی ظلم اباد کوفه رو مکن دیگر حسین

کوفیان را با تو ای امید زینب کار نیست

یک گل کنار علقمه فتاده

دستش شده از تن جدا ابالفضل

بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا

بر دلم ترسم بماند ارزوی کربلا

تشنه اب فراتم ای عجل مهلت بده

تا بگیرم در بغل قبر شهید کربلا

 

 

 

مناجات-روضه

بر پاست خیمه های تو دیگر بار

هر شب حکایت شب عاشوراست

ما میرسیم از پی بیعت باز

هر جا که خیمه های شما بر پاست

دیوار ها کتیبه اندوه اند

در ها به دشت کرب و بلا بازند

می پرسم از غمت که ملائک باز

باروضه تو گریه بیاغازند

مولا این یک دهه مرید عطش هستیم

هر دم به یاد تشنه شدن هایت

در کوجچه عزای تو می گردیم

لب تشنه مثل مسلم تنهایت

اه از غم غریبی مسلم اه

کوفه نداشت حرمت مهمانش

با یا حسین ایه استرجاع

خون می چکید از لب عطشانش

با دسته های سینه زنی هر روز

در کوچه عزای تو می گرییم

چون شمع های شام غریبانت

با داغ کرب و بلای تو می گرییم

در کوچه عزای تو می گردند

گل برگ های سوخته ای در باد

گلبرگ های سوخته ان گل

که در بهار پشت دری افتاد

در خیمه های سینه زنی طفلان

تن پوش کودکان تو پوشیده

پیر و جوان فدایی و جانبازت

ز ان دم که خون ز خاک تو جوشیده

از توست ابرویی اگر داریم

در جان ما دمیده غمت مولا

زنده است خاک ما که به هر سویش

بر پاست بیرق و علمت مولا

نوری که در تنم نام توست

در چهره امام و شهیدان بود

هر سال در ادامه راه تو ماندیم

اگر چه فتنه فراوان بود

سخت است فتنه فتنه سفین است

قران به نیزه رفت برادر ها

عمار اگر نبود در این غوغا

لرزیده بود دست دلاور ها

میراث ما بصیرت عمار است

میراث ما همین دل پا بر جاست

پس خیمه معاویه بر باد است

حالا که خیمه های عزا بر پاست

هر سال سرو هایی از این بستان

به باغ های خاطره پیوستند

سخت است داغ گر چه پس از عمار

اهل وفا و صبر و بصر هستند

عمر تو در جهاد گذشت ای پیر

اجر تو با حسین خدا حافظ

امیخته به وقت وداع تو

با ذکر یا حسین خدا حافظ

 

 

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است.

مهجه |  www.Mohjat.net

@mohjat_net

 غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.
0