اشعار تاسوعا محرم ۱۳۹۳ کریمی الهادی

اشعار تاسوعا محرم ۱۳۹۳ کریمی الهادی

اشعار تاسوعا محرم ۱۳۹۳ کریمی الهادی

اشعار تاسوعا محرم ۱۳۹۳ کریمی الهادی

متن کامل همه اشعار محرم ۹۳ با مداحی حاج محمود کریمی در مسجد الهادی تهران

 

 

روضه

بی تو شب و روزم جز خون جگری نیست

یک سر بزن این جا هر جا تو نباشی خبری نیست

امشب شب اشک امشب شب دریاس

ما چشم به راهیم گفتی که میای مجلس عباس

امشب شب گریست با چشمای بی تاب

گریه برا زینب گریه برا تنهایی ارباب

مشک و علم افتاد دست قلم افتاد

با پیکر خونی ماه شب تار حرم افتاد

**********

من اسمان نور و عباس افتابم

من شهر عاشورایم و عباس بابم

من کشتی و عباس باشد بادبانم

من جنت و عباس باشد بوستانم

من بیشه توحیدم و عباس شیرم

من احمد و عباس حیدر در غدیرم

عباس من مرد وفا مرد جهاد است

عباس من باب الکرم باب المراد است

عباس من لب تشنه و دریاست مستش

عباس من بی دست و عالم زیر دستش

عباس من دریا و عالم تشنه او

رود فرات و چاه زمزم تشنه او

عباس من یک کربلا عشق و ادب بود

بیرون شد از دریای اب و تشنه لب بود

عباس من صاحب لوای اهل بیت است

عباس من مشکل گشای اهل بیت است

عباس من فرمانده کل قوا بود

تنها سپاه من به دشت نینوا بود

عباس من بی دست بود و دست من بود

در روز تنهایی تمام هست من بود

عباس من چون حمزه بر ختم رسل بود

هر زخم تیغش بر بدن یک باغ گل بود

عباس من دریاری من جان فدا کرد

یک لحظه دست و دیده تقدیم خدا کرد

عباس من با اشک چشم و سوز سینه

در موج دریا دیده تصویر سکینه

عباس من تنها نه پرچم دار من بود

حتی پس از جان دادنش هم یار من بود

عباس من بر اب دریا ابرو داد

از خون پاک خویش دریا را وضو داد

عباس من لب تشنه جان داد

لب های خشکش را به پیغمبر نشان داد

عباس من اثار سجده بر جبین داشت

ارث عبادت از امیر المومنین داشت

عباس من هم یار من هم یار دین بود

اجر جهاد او عمود اهنین بود

عباس من هم باغ من هم یاس من بود

عباس من عباس من عباس من بود

چون صحن من صحن و سرایش می درخشید

تا اسمان گلدسته هایش می درخشید

تنها نه این دنیا مرا یار است عباس

روز قیامت هم علمدار است عباس

فردا قیامت میشود با دست عباس

زهرا شفاعت می کند با دست عباس

کی زاده ام البنین فردا گذارد

میثم غلام او در اتش پا گذارد

 

 

روضه

روز عاشورا شد علم افتاد زمین قائله ای بر پا شد

علم افتاد زمین و از ان لحظه دگر باب جسارت وا شد

نیزه ای بالا رفت و چه دشوار میان دو سه نیزه جا شد

دوره کردند او را سر این که چه کسی سر ببرد دعوا شد

یا اخا را تا گفت پسر ام بنین هم پسر زهرا شد

ساعتی بعد حسین در سراشیبی گودال تک و تنها شد

*******

شعر غرق گله است پای زن های حرم خسته و پر ابله است

زیر تیغ خورشید سر عباس به نی سایه این قافله است

دختری سیلی خورد چون که بین سر و او چند قدم فاصله است

روضه شعر اینجاست نیزه دار سر عباس چرا حرمله است

زینب و بزم شراب سر عباس به نی پاسخ این مسئله است

*********

من کنار تو هستم و دشمن گرد جسم تو جشن میگیرد

فکر خیمه بدون تو هرگز تو نباشی رقیه میمیرد

تو نباشی خدا به خیر کند لشکر شام شیر میشود و

تو نبشی خدا به داد رسد حرم آماج تیر میشود و

تو نباشی رباب میمیرد اصغر از تیر سیر میشود و

تو نباشی و من نباشم وای عصمت الله اسیر میشود و

یک دم از بوی یاس فهمیدم مادرم بود در کنار تنت

من بمیرم چه ها کشیدی تو پیش چشمان مادرم زدند

دیدم از دور ای علمدارم پاره پاره شدی ز سر میزه

هر که یک قسمت از تنت را برد بدنت را زدند بر نیزه

 

 

زمینه

غبار ماتم تو ابرو به من بخشید

به عالمی ندهم این غبار ماتم را

مستان سلامت میکنند جان را غلامت میکنند

مستی ز جامت میکنند مستان سلامت میکنند

غوغای روحانی نگر سیلاب طوفانی نگر

خورشید ربانی نگر مستان سلامت میکنند

بسم الله ای روح البقا بسم الله ای شیرین لقا

بسم الله ای شمس و ضحی بسم الله ای عین الیقین

ای آرزوی آرزو آن پرده را پر دار از او

من کس نمیدانم جز او مستان سلامت میکنند

ای ابر خوش باران بیا ای مستی یاران بیا

ای شاه دل داران بیا مستان سلامت میکنند

آن میر غوغا را بگو آن شور و سودا را بگو

آن قد رعنا را بگو مستان سلامت میکنند

آن میر مه رو را بگو و آن چشم جادو را بگو

مستان سلامت میکنند

این کیست این این کیست این این ذکر طوفانیست این

این عشق طوفانیست این این ذکر ربانیست این

این گوهر جانیست این این دلبر مولاست این

این گوهر زهراست این این دلبر طاهاست این

این ثانی مولاست این

بسم الله ای خون خدا بسم الله ای شهد بلا

ای ساکن کرب و بلا یابن امیر المومنین

 

 

زمینه

حیف شد چشم من نه مشک پر آب

حیف شد جون من نه طفل رباب

حیف شد حیف شد چقدر حیف شد

مشک آب پاره شد خیلی بد شد

خیمه بیچاره شد خیلی بد شد

زینب آواره شد خیلی بد شد

*******

حیف شد به خیمه نرسیدم

حیف شد رقیه رو ندیدم

حیف شد حیف شد چقدر حیف شد

نا امید شد رباب خیلی بد شد

آرزوش شد خراب خیلی بد شد

رفتنم شد عذاب خیلی بد شد

********

حیف شد که قد خمیده شدی

حیف شد که اینجوری اومدی

حیف شد حیف شد چقدر حیف شد

حیف شد دستم افتاد افتاد علم

حیف شد آرزوی اهل حرم

حیف شد حیف شد چقدر حیف شد

افتادم رو زمین خیلی بد شد

برا ام البنین خیلی بد شد

روی خاکم همین خیلی بد شد

*******

حیف شد نشد با تو بمونم

حیف شد که مشک و برسونم

حیف شد حیف شد چقدر حیف شد

حیف شد قد رعنای تو خمید

حیف شد کارمون به اینجا کشید

حیف شد حیف شد چقدر حیف شد

 

 

واحد

از غصه آب شدم خونه خراب شدم

شرمنده زینب و روی رباب شدم

مادر اومده بالا سرم غرق خون شده پا تا سرم

محشری شده برا سرم ای برادرم

اگه بره سرم رو نیزه ها فدا سر تموم بچه ها

پاشو برو عزیز برادرم کسی نره به سمت خیمه ها

**********

غوغای حمله ی دشمن به گوش میاد

جدا شده دستم و خونم به جوش میاد

دوره میکنن من و تو رو جان مادرت پاشو برو

جای من بگیر جلوی این سیل لشکرو

برو داداش قد کمون من دیگه تو میمونی بدون من

داره میباره بارون از چشات روی چشای غرق خونم

***********

تنها هستی و من بی تاب و مظطرم

چه جوری تنها بری از میدون تا حرم

داغ غربتت رو جیگرم تنها میمونی اگه برم

پیش من نمون برو حرم ای برادرم

دیگه چیزی نمونده یا اخا که عالمی و بی قرار کنی

دیگه کسی نمونده پیش تو یه نفری می خوای چیکار کنی

 

 

تک

اقام ابالفضل کربلا را میر و لشکر

اقام ابالفضل حیدری دیگر به پیکار

اقام ابالفضل میر و سقا و علمدار

اقام ابالفضل نور مصباح هدایت

اقام ابالفضل کشته راه ولایت

اقام ابالفضل شیر مرد از خرد سالی

اقام ابالفضل زاده مولی الموالی

اقام ابالفضل ماه شب های مدینه

اقام ابالفضل ارزوهای سکینه

اقام ابالفضل دست دست حی داور

اقام ابالفضل خون ثار الله اکبر

اقام ابالفضل مظهر کل حقایق

اقام ابالفضل باب حاجات خلایق

اقام ابالفضل لاله ای در چشم صحرا

اقام ابالفضل شعله ای در قلب دریا

اقام ابالفضل لنگر فلک ولایت

اقام ابالفضل جلوه ای تا بی نهایت

اقام ابالفضل عاشقی بی دست و بی سر

اقام ابالفضل کشته صد پاره پیکر

اقام ابالفضل باب باب الله اعظم

اقام ابالفضل غیرت الله مجسم

 

 

شور

میاد صدای غریب مادر حسین تو گودال بی یار و یاور

شلوغ شده دو رو برش سادات ببخشن

قاتل اومد بالا سرش سادات ببخشن

قاتل اومد با خنجرش سادات ببخشن

از خیمه اومد خواهرش سادات ببخشن

تکیه به نیزه ها زد سادات ببخشن

مادرش و صدا زد سادات ببخشن

لب تشنه دست و پا زد سادات ببخشن

وای حسین

*************

دل زینب آتیش میگیره حسین تو دست قاتل اسیره

از آسمون راهی شدن سادات ببخشن

مولا و زهرا و حسن سادات ببخشن

کنار اون خونین بدن سادات ببخشن

همه به گودال اومدن سادات ببخشن

فاطمه روضه خونه سادات ببخشن

گریون و نیمه جونه سادات ببخشن

پسرش غرق خونه سادات ببخشن

وای حسین

***************

از این مصیبت دلها هلاکه سرش رو نیزه تنش رو خاکه

زخمی و خونی پیکرش سادات ببخشن

غارت شد از پا تا سرش سادات ببخشن

پیراهن و بال و پرش سادات ببخشن

عمامه و انگشترش سادات ببخشن

وقت جسارت اومد سادات ببخشن

بند اسارت اومد سادات ببخشن

لشکر غارت اومد سادات ببخشن

سر حسین به نیزه ها سادات ببخشن

آتیش زدن به خیمه ها سادات ببخشن

 

 

مناجات

به یکتایی قسم یکتاست عباس

جمال حق ز سر تا پاست عباس

اگر چه زاده ام البنین است

ولیکن مادرش زهراست عباس

اگر چه خادم درگاه مولاست

به اقایش خودش اقاست عباس

امید زینب کبراست عباس

پناه خیمه طاهاست عباس

****

از من دو دست بر کمنر و از تو بر زمین

دستی دگر کجاست که خاکی به سر کند

 

 

 

 

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است.

مهجه |  www.Mohjat.net

@mohjat_net

The short URL of the present article is: http://mohjat.net/jHuy4
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.
0