.  اشعار محرم 99 منتشر شد
 تلگرام سایت مهجه

اشعار شام غریبان محرم ۱۳۹۵ محمود کریمی

اشعار شام غریبان محرم ۱۳۹۵ محمود کریمی

اشعار شام غریبان محرم ۱۳۹۵ محمود کریمی

اشعار شام غریبان محرم ۱۳۹۵ محمود کریمی

 

 

روضه

کار خودش رو عشق مثل همیشه کرد

دیگه باید بری یعنی کاریش نمیشه کرد

برا تو زنده ام من این ارث مادریمه

ازت جدا نمیشم این حق خواهریمه

الان سرت توی اغوش خواهرت

یک ساعت دیگه دعوا سر سرت

پنجاه سال قلبم داره برات میکوبه

امروز سرنوشتم اسیر این غروبه

من پا به پای تو تا اخرش میام

میمونم و خودم میگیرم انتقام

رفتی من و نبردی این کار روزگاره

تا خون توی رگامه نهضت ادامه داره

کجا میخوای بری چرا من و نمیبری

حسین این دم اخری چقدر شبیه مادری

قرارمون چی شد که بی قرار هم باشیم

حسین هر چی که پیش اومد باید کنار هم باشیم

روضه

پیش پای خودش به خاک افتاد

همه را با نگاه پس میزد

تکیه بر نیزه غریبی داشت

خسته بود و نفس نفس میزد

زمانه دستخوش ظلم های بارز شد

برای جایزه قتل حسین جایز شد

زمانه دید که زخمی پر از نمک شده بود

و بوسه گاه پیمبر ترک ترک شده بود

زمانه دید غریبی خضاب با خون کرد

و تیر را به چه سختی ز سینه بیرون کرد

چنان که خون همه فواره زد به دشت

پناه بر تو خدا مگر پناهی نیست

که دختر علی ان لحظه دید راهی نیست

به ناله خواست دل سنگ خصم نرم کند

به ابن سعد چنین گفت تا که شرم کند

بترس عاقبت خویش را تباه کنی

حسین را بکشند و تو هم نگاه کنی

کسی به فکر ورق پاره های قران نیست

مگر میان شما کوفیان مسلمان نیست

ببین ز چهار طرف جور دشمن دله را

جفای خولی شمر و سنان و حرمله را

که از تفاهمشان لرزه در زمین افتاد

عزیز فاطمه از اسب  بر زمین افتاد

کدام ایه به لب های او مجدد شد

که نیزه امد و راه گلوی او سد شد

مخواه شرح گل و ظلم خاربن سخت است

و شرح لحظه شمر جالسٌ سخت است

روضه

میان میدان بلا حلقه زدند اشقیا دور عزیز مجتبی

هیچ کسی نزد صدا چند نفر به یک نفر

به روی خاک علقمه خسته نشسته فاطمه بارش تیر و نیزه شد

گفت غریب کربلا چند نفر به یک نفر

حسین بود محتضر دید به پیکر پسر نشسته تیر تا به پر

گفت به قوم بی حیا چند نفر به یک نفر

چو دید زینب حزین سنگ جفا و شاه دین حسینش افتاده زمین

کشید ناله ای خدا چند نفر به یک نفر

دست یکی به موی او سنگ یکی به روی او دست یکی به پیروهن

به روی سینه جای پا چند نفر به یک نفر

به روی خاک ها سرش شمر به دست خنجرش یکی پی عمامه اش

یکی به دنبال عبا چند نفر به یک نفر

پیش نگاه مادرش جدا شد از بدن سرش اهل حرم به سر زنان

صدا زدند بچه ها چند نفر به یک نفر

زمینه

میون شعله ها اه یکی میزد صدا اه

اتیش گرفته دامن تموم بچه ها اه

عمو سوختم

تو دست دشمنا اه همه گوشواره ها

بیا تو این غریبیا برس به داد ما

عمو سوختم

کنار عمه ها اه دیدم تو قتلگاه اه

یه عده بی حیا اه تن بابام و زیر دست و پا اه

به زیر سنگ و تیر و شمشیرا و نیزه ها اه

عمو سوختم

نبودی اومدن اه همه جری شدن اه

تو که نبودی ما رو تازیانه میزدن اه

عمو سوختم

نبودی تو حرم اه چی اومده سرم اه

با کعب نی شکسته شد پرم اه

دیگه نگم چی شد با معجرم اه

عمو سوختم

نبودی پیشمون اه سیاه شد اسمون اه

ببینی گوش و چشم لاله گون اه

چهل نفر با تازیانه دور عممون اه

چقدر سوختم

راس حسین و نیزه ها عمو سوختم

اتیش زدن به خیمه ها عمو سوختم

شور

من کیستم گدای تو یا ثامن الحجج

افتاده ام به پای تو یا ثامن الحجج

انان را که خاک را به نظر کیمیا کنند

هستند خاک پای تو یا ثامن الحجج

شاه پناهم بده خسته راه امدم غرق گناه امدم

گفت ای گروه هر که ندارد هوای ما

سر گیرد و برون رود از کربلای ما

برگردد انکه با هوس کشور امده

سر ناورد به افسر شاهی گدای ما

شاه سلام علیک اقا سلام علیک

واحد

من کیم چون پاکبازان در ره پاکان مکینم

غم ندارم چونکه با اهل حقیقت همنشینم
گاه گاهی چون نسیم صبحگاهان با صفایم
گاه گاهی چون کلام عشقبازان دلنشینم

گاه در سوز و گدازم گاه در راز و نیازم
گاه در اوج معانی گاه در بحر یقینم

مرغ روحم ز آشیان صدق در پرواز آمد
یافتم بینای خلق اولین آخرینم

جمله موجودات را دیدم که در فخرند باهم
هریکی می گفت در فضل و شرف من بی قرینم

خاک گفتا :من حسین بن علی را گرد راهم
آب گفتا :مهر زهرا بام نور خامسینم

باد گفتا :من غلام و جان نثار کوی اویم
نار گفتا: دشمنش سوزم به قهر آتشینم

مهر گفتا: گرد راه مرکبش را چهره سایم
ماه گفتا: توسنش را بوسه زن بر صدر زینم

گفت جبرائیل هستم بنده دربار آن شه
خواند میکائیل مدحش گفت عبدش را معینم

سُفت اسرافیل دُر از لب که او را جان نثارم
گفت عزرائیل با خصمش گه مردن به کینم

بعد ازآن گفتند ای انسان تودر عشقش چه کردی
گفت من صاحب وصال عشق آن، عشق آفرینم

روز عاشورا به موجودات بانگ اخرجوا زد
جـز مرا، کز مرتـبت در کـاخ اجـلالـش مَـکیـنم

دست دادم جسم دادم فرق دادم چشم دادم
تا فدا گردیده جان در راهِ آن نورِ مبینم

آن یکی بوسید دستش دیگری بوسید پایش
این یکی گفتا که برگو کیستی ای نازنینم

گفت من ماه بنی هاشم سرور قلب زهرا
شبل حیدر ،زاده آزاده ام البنینم

تک سوار یکه تاز عرصه میدان عشقم
جان نثار سید العشاق فخر راستینم

خوانده یزدانم زلطف و مرحمت، باب الحوائج
دست گیر کل خلق از اولین تا آخرینم

معنی درس وفایم فانی راه بقایم
جرعه نوش چشمه علم امیرالمومنینم

دست دادم در ره حق تا که یزدان داد بالم
با همه قدوسیان طیار در خلد برینم

روز مردی گر بیارم خم به ابروی کمانم
آیه نصرمن الله نقش بندد بر جبینم

ای عزاداران بشارت باد زهرا روز محشر
آورد بهر شفاعت دستهای نازنیم

تشنه لب در آب رفتم این سخن با خویش گفتم
من چگونه آب نوشم شاه را عطشان ببینم

مشک را پرکردم از آب و به خود گفتم که باید
راه نزدیکی برای خیمه رفتن برگزینم

راه نخلستان گرفتم لیک از شمشیر دشمن
قطع شد دست علم گیر از یسار و از یمینم

فکر کردم دست دادم آب دارم غم ندارم
سر فرازم ساقی اطفال شاهنشاه دینم

ناگهان دیدم که در ره ریخت آب و سوخت جانم
تیر زد بر مشک آن خصمی که بود اندر کمینم

دیگر از دیدار اطفال حرم شرمنده بودم
تیر زد دشمن به چشمم تا که طفلان را نبینم

گفتم اکنون خوب شد خوب است بر گردم به خیمه
ناگهان بر سر فرود آورد عمود آهنینم

دودمه

سید العشاق گفتا عشق از ان من است تحت فرمان من است

روز محشر روز جولان شهیدان من است عید قران من است

شاه گفتا کربلا امروز میدان من است عید قران من است

مادرم زهرا در این گودال مهمان من است عید قران من است

خواهرم زینب پرستار یتیمان من است عید قران من است

شور

جسمت زخمی مانده بر خاک

از تیغ و نیزه ها صد چاک

مانده در روی زمین شاه مظلومان حسین

نوحه خوانندم بیا در زمین کربلا

ای وای ای وای ای وای

**********

بر روی نیزه مهتاب است

لالایی شش ماهه خواب است

زینبش بر سر زنان دختران مویه کنان

بی علمدار حسین گر گرفته خیمه ها

ای دل ای دل ای دل

ای وای ای وای ای وای

************

گوید خواهر جان مادر

برخیز و بنگر ای بی سر

زینت دوش نبی بر زمین جای تو نیست

پیکرت بر روی خاک راس تو بر نیزه ها

ما که افسرده حالم چون ننالم

ما که بی پر و بالم چون ننالم

همه گویند زینب ناله کم کن

تو ایی در خیالم چون ننالم

 

 

 

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است.

مهجه |  www.Mohjat.net

@mohjat_net

 غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

دیدگاهی بنویسید

0