.  اشعار محرم 99 منتشر شد
 تلگرام سایت مهجه

اشعار شام غریبان محرم ۹۵ نریمان پناهی

اشعار شام غریبان محرم ۹۵ نریمان پناهی

اشعار شام غریبان محرم ۹۵ نریمان پناهی

اشعار شام غریبان محرم ۹۵ نریمان پناهی

 

 

زمینه

شکسته پهلو شکسته سینه تن شریفی روی زمینه

کنار بدن غرق خون حسین مادری که شده پریشون حسین

پیچیده هر کجا صدای مادرش میسوزه عالم از نوای مادرش

سوسوز بالام حسین غریب بالام حسین

*******

به روی خاک سالار زینب شده تو صحرا بیچاره زینب

میگه بمیرم برات برادر که عاقبت موند تن تو بی سر

الهی بمیرم واسه درد دلش میشه داغ حسین یه روزی قاتلش

حسین فاطمه دلخون زینبه

به روی نیزه ها گریون زینبه

ای بی کفن حسین صد پاره تن حسین

********

عزیز زهرا رو خاک صحرا افتاده بی سر اه و واویلا

غرقابه خون تنش رو خاکه زینب از این غم دلش هلاکه

دیگه درد دلش میمونه بی دوا شده دریای خون دشت کرب و بلا

بی تاب مادرش گریون دخترش

تازه شروع شده غمای خواهرش

ای بی کفن حسین صد پاره تن حسین

شور

ای کشته فتاده به هامون حسین من

وی (و ای) صید دست و پا زده در خون حسین من

قتلوک عطشانا ذبحوک عریانا

راس تو میرود بالای نیزه ها

من زار میزنم بر پای نیزه ها

اه ای ستاره دنباله داره من

زخمی ترین سر نیزه سوار من

ای حسینم ای ضیاء هر دو عینم

ای بی کفن چه با این پاره تن کنم

با چادرم تو را باید کفن کنم

من میروم ولی جانم کنار توست

تا سالهای سال شمع مزار توست

عمه جان قد کمانم

با گریه امدم اطراف قتلگاه

گفتی که خواهرم برگرد خیمه ها

بعد از دقایقی دیدم که پیکرت

در خون فتاده و بر نیزه ها سرت

ای حسین ای ضیاء هر دو عینم

واحد

این همه راه دویدم ز پی دلدارم

به امیدی که در این دشت برادر دارم

تو دعا کن به کنار بدنت جان بدهم

فکر همراهی با شمر دهد آزارم

اسب ها پای خود از سینه ی او بردارید

من هم از این تن بی سر شده سهمی دارم

خیز و نگذار که ما را به اسیری ببرند

من که از راهی بازار شدن بیزارم

یک عبا داشتی و خرج علی اکبر شد

با چه از روی زمین جسم تو را بردارم

به وداع من و تو خیره بُوَد چشم رباب

خواندم از طرز نگاهش که منم دل دارم

***********

حسینم ای بی سر حسین عریان پیکر

تو را تشنه کشتند بمیرم ای مادر

دوید و دویدم برید و بریدم

سرت را سر نیزه دیدم

قتلکوک بنی ذبحوک بنی منعوک بنی

یا حسین یابن الزهرا

*********

صدای فریادت می اید در گوشم

گرفتم ای بی سر تو را در آغوشم

نشست و نشستم شکست و شکستم

تن بی سری مانده دستم

نیزه ها دسته دسته بر تن تو نشسته استخوان ها شکسته

یا حسین یابن الزهرا

*********

در ان گودال خون تنت را ازردند

تنت خونین ماند و سرت را می بردند

تنت پاره پاره و من در نظاره

ز ره می رسیدند سواره

پیکرت زیر پا بود اسمان در عزا بود خواهرت در نوا

یا حسین یابن الزهرا

شور

ارباب سلام من به پیکر تو به پاره پاره حنجر  تو

به روی نیزه ها سر تو ارباب شهنشه ذبیح العطشان

تنت فتاده در بیابان سرت حراج نیزه داران

عبا را بردن ردا را بردند سر زخمی شما را بردند

کجای دشتی مقطع گشتی گهی در گودال گهی در تشتی

غریب مادر

***********

ارباب چه کرده با تو شیب گودال و پیکری که گشته پامال

و خواهری که رفته از حال ارباب چه بد سر تو را بریدند

تن تو را به خون کشیدند مگر که زینب و ندیدند

پناه زینب سپاه زینب به مقتل مانده نگاه زینب

امانش رفته توانش رفته میان گودال جهان زینب

غریب مادر

************

ارباب امان زتیر و خنجر و نی امان زشمر و گندم ری

امان ز ضربه پیاپی ارباب چرا زره به تن نداری

چرا تو پیرهن نداری بگو چرا کفن نداری

هوای جنگ و دلی از سنگ و زمین داغ و فضای تنگ و

زمین نا هموار و ذبحی دشوار خودش را می زد عقیله بسیار

غریب مادر

 

 

 

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است.

مهجه |  www.Mohjat.net

@mohjat_net

 غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

دیدگاهی بنویسید

0