.  اشعار محرم 99 منتشر شد
 تلگرام سایت مهجه

اشعار شب اول محرم ۱۳۹۵ حنیف طاهری

اشعار شب اول محرم ۱۳۹۵ حنیف طاهری

اشعار شب اول محرم ۱۳۹۵ حنیف طاهری

اشعار شب اول محرم ۱۳۹۵ حنیف طاهری

 

 

روضه

محرم و لباس سیاه و روضه

خدا رو شکر به ارزوم رسیدم

برا نشستن سر سفره اشک

خدایی خیلی انتظار کشیدم

تو خونه قبل اینکه هیئت بیام

دست پدر مادرم و بوسیدم

صدقه سری دعای اوناست

امشب اگه لباس سیاه پوشیدم

همه ما خیلیا رو میشناسیم

که این شبا با خدا اشتی کردن

بعد یه عمری توی خاکی رفتن

حالا یه نوکر و یه روضه گردن

ایشاالله یه روز بشه که اقام

خودش بیاد یه روضه ای بخونه

از دهنش روضه شنیدن داره

صاحب عزا اخه صاحب زمونه

هر روز داره جلو چشاش میبینه

چیزایی رو که ما فقط شنیدیم

تو روضه ها تا پای مرگ میرفتیم

تازه با اینکه هیچی رو ندیدیم

این شبا هر کجا صدای روضست

حضور داره و این یه اعتقاده

نگاه به روسیاهی من نکرد

تو جمعمون ادم خوب زیاده

اسمون دلش بازم گرفته

از ابر چشماش داره خون می باره

داغ دلش دوباره تازه میشه

کربلا رو تو خاطرش میاره

قصه از اونجایی شروع شده که

نامه نوشتن که بیا باهاتیم

نگفته بودن که چقدر بی وفان

نگفته بودن تا کجا باهاتیم

پیک امیر غریب تو شهر کوفه

دنبال یه جرعه اب میگرده

جز زنی که مردونگی بلد بود

دری به روش هیچکسی وا نکرد

از روی پشت بوم ها سنگ میزدند

رو لب مسلم ناله ای حزینه

اگه حسین پاش برسه به کوفه

عاقبت کارش اخه همینه

گریه میکرد برا اون اقایی که

اهل و ایالش و داره میاره

پشیمون از نامه ای که نوشته

پشیمونه و چاره ای نداره

زمینه

روی دار العماره اشک چشمام میباره

سلام من به اقام با لب پاره پاره

پای عشق تو میمیرم غم عشقت چه شیرینه

ولی شرمندتم اقا همه درد من اینه

کوفه پره غم کوفه پره درد کوفه شهر نامرد

جان اکبرت جان زینبت سمت حرم برگرد

************

از این اشک خجالت لب خشکم میشه تر

نیا برگرد مدینه بیا از کوفه بگذر

گرد غربت رو پیشونیم منم و اوج حیرونیم

منای مسلمت کوفه برا تو میشه قربونی

این بی وفا ها این بی حیا ها عهدت و شکستن

دارم میبینم اون روز رو که دست زینبت رو بستن

واحد

یا حسین کن نگهم عاشقی شد گنهم

بوی عطر قدمت خیزد از قتلگهم

دورم از شمع ولی بال و پرم میسوزد

بی گر اب بنوشم جگرم میسوزد

این تو این زخم تنم خون چکد از دهنم

ذکر ای وای حسین شده اخر سخنم

یا حسین مردم کوفه همه پیمان شکنند

وای اگر سنگ به پیشانی زینب بزنند

یا ابا عبد الله

**********

من شدم یاور تو بسمل بی پر تو

چه کنم گر نکنم گریه بر اصغر تو

شرر تشنگی و کودک بی شیر کجا

گلوی کودک شش ماه کجا تیر کجا

کوفیان میشکنند شاخه یاس تو را

از بدن قطع کنند دست عباس تو را

نه فقط از اثر سنگ سرت می شکند

از غم مرگ برادر کمرت می شکند

***********

سر من از لب بام میدهد بر تو سلام

سر تو بر سر نی راهی کوفه و شام

تن من در وسط کوچه چو قران پامال

تن تو زیر سم اسب کنار گودال

تک

ای بی کفن دور از وطن

باز اومدم ای عشق من

علمت رو دوشه دلا سیا پوشه

محرم ماه شهیدامونه محرم ماه خون و جنونه

*******

نعم الامیر نعم الانصیر

مثل وهب دستم بگیر

کاش بمیرم امثال تو روضه گودال

محرم چشما همه گریونه محرم ماه خون و جنونه

*******

باب نجات جونم فدات

ارامشم تو روضه هات

قبله امالم ای احسن الحالم

محرم هست کربلا هر خونه محرم ماه خون و جنونه

شور

شبای جنون و دلای دیوونه و برا تو میخونه اقا

تو غریب مادری تو شهید بی سری تو بریده حنجری مولا

امیری حسین و نعم الامیری

**********

من و نگاه حسین من و پناه حسین تو قتلگاه حسین مردم

با دعای مادرش با دستای خواهرش روزی هر سالم و خوردم

امیری حسین و نعم الامیری

شور

ای یارم ای کس و کارم تو رو دوست دارم

ای گل وفا حسین معدن سخا حسین میکشی مرا حسین

ارباب جانم

***********

من مستم دل به تو بستم برسون اقا به حرم دستم

ایه محبتی سوره کرامتی کعبه ولا حسین

ذکر تو عبادتم تشنه عبادتم کن به ما عطا حسین

************

در جانی اصل ایمانی خوده قرانی شاه شاهانی

دارم ارزوی تو من غلام کوی تو یار با وفا حسین

قاری رو نیزه ها ای غریب کربلا کشته خدا حسین

 

 

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است.

مهجه |  www.Mohjat.net

@mohjat_net

 غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

دیدگاهی بنویسید

0