.  اشعار محرم 99 منتشر شد
 تلگرام سایت مهجه

اشعار شب اول محرم ۱۳۹۵ محمدرضا طاهری

اشعار شب اول محرم ۱۳۹۵ محمدرضا طاهری

اشعار شب اول محرم ۱۳۹۵ محمدرضا طاهری

اشعار شب اول محرم ۱۳۹۵ محمدرضا طاهری

 

 

مناجات با امام زمان (عج)

کبوترم که زدم بال در هوای محرم

به گوش میرسد از کوچه ها صدای محرم

ببین که ماه عزا باز بی تو میشود آغاز

چرا نمیرسی ای صاحب عزای محرم

قسم دهیم خدا را به حق عمه ی سادات

که در فرج به اجابت رسد دعای محرم

برای آنکه فقط اندکی شبیه تو باشند

سیاه پوش شدم مثل تو برای محرم

فقط نه ماه که تمامی سال در غم جدت

سیاه کرده به تن خانه خدای محرم

از ابتدای محرم دعای هر شبم این است

بمیرم و نرسم من به انتهای محرم

چگونه نزد تو بالا بیاورم سر خود را

اگر که جان ندهم بین روضه های محرم

روضه

در مسلخ کوفه است پیغام آور تو

بد خجلتم دادن پیش مادر تو

این زخم هام هم گشته با من مضطر

دلواپسم کرده سرم جام  سر تو

بد خجلتم دادن پیش مادر تو

این زخم هام هم گشته با من مضطر

اینجا طلبکار است تیغ از حنجر تو

برگرد وضع مردم کوفه وخیم است

زنجیر سنگین ریسمان سخت و ضخیم است

تفریحشان پر کندنِ از یا کریم است

فکر تمسخر کردن اشک یتیم است

یه مشت چوب و سنگ خواهان سر تو

آهنگری ها تا اذان صبح باز است

آماده با نیزه برای پیشواز است

دستش برای پیروهن بردن دراز است

چشم امید دختران بی حجاب است

بر چادر و بر روسری دختر تو

اینجا طلبکار است تیغ از حنجر تو

حسین وای

دلتنگی اش را با شراره ننگ عوض کرد

با وعده ی یه کیسه جو رنگ عوض کرد

جای گل و آیینه را با سنگ عوض کرد

حتی لباسش را برای جنگ عوض کرد

مرگ است حکم  جرم نهی از منکر تو

نیرنگ کوفه اقتدارم را بهم ریهت

تیری سه شعبه روزگارم را به هم ریخت

آرامش تا پای دارم را به هم ریخت

فکر و خیالی حال زارم را به هم ریخت

در خواب دیدم شرحه شرحه پیکرت را

آقا زبانم لال دیدم که سرت را

هر گوشه ای بر نیزه ها آب آورت را

بردند تکه تکه خانه اکبرت را

یه گله گرگ و پرسه در دو رو بر تو

برگرد آقا کوفه حالا نارفیق است

تیر و کمان حرمله خیلی دقیق است

زخم عمود آهنش کلا عمیق است

تاراج خیمه بسته بر حجم حریق است

دعواس از حالا سر انگشتر تو

حسین وای

ای بچه های من فدای بچه هایت

کوفه کمین کرده برای بچه هایت

زجر است تنها آشنای بچه هایت

بازار اصلا نیست جای بچه هایت

آخر گناهی که ندارد دختر تو

لطفی و کن و پا در مسیر کوفه نگذار

ناموس خود را دور از این بلوی نگه دار

بسپار زینب را فقط دست علمدار

حتما بگو دوری کند در کوچه بازار

از چشم های هیز و هرزه،خواهر تو

حسین میا به کوفه کوفه وفا ندارد

کوفی بی مروت حجب و حیا ندارد

زمینه

یا قتیل العبراه        حسین

یا اسیر الکربات    حسین

کشتی امن نجات     حسین

جان عالم به فدات   حسین

حسین آقام آقام آقام

****

از غمت خونجگرم     حسین

سایه ات روی سرم    حسین

از سرم می گذرم      حسین

چون شهیدان حرم    حسین

حسین آقام آقام آقام

زمینه

ازدست من کاری دیگه بر نمیاد آقا

سر می برند هیشکی صداش در نمیاد آقا

غربت با من همراهه

اینجا شهر ارواحه

عاشقی تو کوفه آخرش طناب داره

مسلم تو باید به یه زن پناه بیاره

وای من از این کوفیان

کوفه پر شده از ریا

اینجا مرده شرم و حیا

یا حسین به کوفه میا

***

تنها موندم مثل علی دست من و بستن

از تو خوندن سنگ زدن واین دهن و بستن

دندنم خون آلوده

جون میسپارم آسوده

آبی که آوردن می دونم که قسمتم نیست

اینجوری بمیرم گمونم بی حکمتم نیست

بالب های تشنه آقا

مثل تو میشم سرجدا

پیکرم میره زیر پا

میکشن من و رو خاکا

یا حسین به کوفه میا

***

این خونین لب میگه که تا دیر نشده برگرد

جان زینب تا سه ساله ات پیر نشده برگرد

این مردم خیلی پستن

دنبال معجرهستن

کاش بدونه  زینب چرا دل پر از سرابه

روزی رو می بینم که تو مجلس شرابه

ترس من برا قافله است

چشم به راهتون حرمله است

سهم بچه هات سلسله است

ختم قائله هلهله است

یا حسین به کوفه میا

نوحه

هر دری می زنم بر رویم بسته است

گوئی ها کوفه از مسلمت خسته است

یار و همدمی ندارم

سر به شانه اش گذارم

کودکان خسته را بر

دشمن تو می سپارم

شکسته شد عهد و پیمان

رسیده راهم به پایان

میا به کوفه حسین جان

*****

تشنه لب روی بام گردنم را زدند

در دله کوچه ها بر تنم پا زدند

کوفیان در انتظارند

روی نیزه سر بیارند

این ستمگران برای

حنجر تو نقشه دارند

میا که این شهر صد رنگ

به صورتت می زند سنگ

به پا کند رقص و آهنگ

میا به کوفه حسین جان

*****

نامه ی مسلمت درد می شود

دختره فاطمه در به در می شود

خاک این زمین غریب است

کار مردمش فریب است

دست حرمله سه تا تیر

دیده ام که بس عجیب است

گذشته آب از سرمن

میا که چون آب خوردن

سرت جدا گردد از تن

میا به کوفه حسین جان

واحد

دل غرق ماتم است هنگامه ی غم است

ماه محرم است ماه محرم است

السلام علیک یا اباعبدالله

السلام علیک  یا حسین ثارالله

یابن شبیب کاسه ی خون در دو دیده شد

یعنی هلال ماه محرم  دمیده شده

یابن شبیب  گریه فقط بر حسین کن

حتی اگر قدت ز مصیبت خمیده شد

یابن شبیب گریه بر او کن که در برش

یه دشت لاله اش همه با خنده چیده شد

السلام علیک یا اباعبدالله

السلام علیک یا حسین ثارالله

*****

یابن شبیب خون ز دو چشمت رود روان

بر لحظه ای که پیکر اکبر دریده شد

یابن شبیب ذکر حرم شد عمو عمو

وقتی که رنگ جدم پریده شد

یابن شبیب عمه ی ماهم ز هوش رفت

وقتی صدای خنده و خنجر شنیده شد

السلام علیک  یا اباعبدالله

السلام علیک یا حسین ثارالله

****

یابن شبیب گریه امانم نمی دهد

تا گویمت چه سان سرجدم بریده شد

یابن شبیب بر اثر نعل اسب ها

جسمی که سر نداشت

به هم  سو کشیده شد

السلام علیک  یا اباعبدالله

السلام علیک یا حسین ثارالله

تک(کربلایی حسین طاهری )

تموم لشکر اومدن برای بیعت با حسین

روی لبهاشون جاریه فقط لبیک یا حسین

همه محو چشمان حسین

همه جان به قربان حسین

همه گوش به فرمان حسین ، به فرمان حسین

سفارش کرده حسین تو خیمه

علم باید بالا باشه تو دستای سقا باشه

شور(کربلایی حسین طاهری )

فاش می گویم واز گفته ی خو دلشادم

بنده ی عشقم و از هر دو جهان آزادم

تا شدم حلقه به گوش در میخانه ی عشق

هردم آید غمی از نو به مبارک بادم

ای جانم ای جانم ای جانم

ذلف بر باد مده تا ندهی بر بادم

من از آن روز که در بند تو ام آزاده ام

نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار

چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم

اول سلامم جانم جانم

ختم کلامم  جانم جانم

حسین ای جانم

**

تو چه کردی که من از

خواب و خوراک افتادم

به ابی انت وهمه اجدادم

ذکر حسین…..

شور(کربلایی حسین طاهری )

پیراهن شهرم رنگ مشکی داره

آماده ی کاره هر کی عشقی داره

تو کوچه ها شور و حالی پیداست

آماده ی جای پای زهراست

کوچه پر از عطر گلابه

حال و روز شهرم خرابه

در تاب و تب حسینه آخه امشب شب حسینه

سلام ارباب من و دریاب

*****

شوریده احوالم شوری در سر دارم

من خونه زاده این عشقم دلبر دارم

هستم گرفتاره روی ماهت

از کودکی بودم خاطرخواهت

آقا منو کشته مرامت

یه روزی میشم پیرغلامت

بخدا میشنوه صدام و آخه زهرا داره هوام و

سلام مادر منم نوکر

عزاداره شه بی سر

سلام ارباب من و دریاب

**

حال خرابم و رو امشب سامون دادی

از این شب اول چشم گریون دادی

مثل دله خونت چشمام دریاست

ممنون از لطفت هستم عباس

به همهی عالم پناهی

آخه تو علمدار شاهی

تا زیر علمت هستم محتاج کرمت هستم

دل من رو بدون قابل

دخیلک با ابوفاضل

سلام ارباب من و دریاب

 

 

 

 

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است.

مهجه |  www.Mohjat.net

@mohjat_net

 غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

دیدگاهی بنویسید

0