.  اشعار محرم 99 منتشر شد
 تلگرام سایت مهجه

اشعار شب تاسوعا محرم ۱۳۹۵ مهدی رسولی

اشعار شب تاسوعا محرم ۱۳۹۵ مهدی رسولی

اشعار شب تاسوعا محرم ۱۳۹۵ مهدی رسولی

اشعار شب تاسوعا محرم ۱۳۹۵ مهدی رسولی

 

 

روضه

اخر امام شیعیان می آیی از راه

ای ماه از دیده نهان می ایی از راه

از این سفر محض دعای بی قراران

ای مهدی صاحب زمان می ایی از راه

تا کی بخوانی بر فراز بام کعبه

نام علی را در اذان می ایی از راه

در هیبتت از حیدر و در چهره خود

از مادرت داری نشان می ایی از راه

تو وعده دادی که بیایی حتم دارم

روز قرار عاشقان می ایی از راه

اقا کجایی تا کمی روضه بخوانی

یک صبح جمعه روضه خوان می ایی از راه

حس می کنم با نوحه معروف عباس

ای ساقی لب تشنگان می ایی از راه

ای اهل حرم میر و علمدار نیامد

روضه

برادری به زمین بود و بال و پر میزد

برادری به سرش بود و هی به سر میزد

برادری به زمین از لبش جگر میریخت

برادری به سرش ناله از جگر میزد

چقدر چین و چروک است روی این صورت

کنار هلهله ها دست بر کمر میزد

دو دست در بغل و یاد مادرش میکرد

دوباره حرف در و چوب شعله ور میزد

رشید بودن تو کار دست زینب داد

گره به معجر طفلان بی خبر میزد

*********

لشکر به هلهله بین تو و علم افتاده فاصله

مشک تو رو زمین جسم تو نیمه جون

دیده به راهی از چشمای پر ز خون

پاشو حرفی بزن دوباره

پاشو خیمه در انتظاره

پاشو لشکر علم نداره

پاشو نذار که من بی کس بشم داداش

مشتاق دست توست مشک و علم داداش

دست قلم شده افتاده رو زمین

چشمات و وا کن و تنهاییم و ببین

پاشو حرفی بزن دوباره

پاشو خیمه در انتظاره

پاشو لشکر علم نداره

بعد از تو غارت روزی خیمه ها

بعد از تو درهمه اوضاع خیمه ها

بعد زا تو وای من وای از غم حرم

گریون بعد تو چشمای خواهرم

زمینه

از وقتی رفتی علی اروم نمیگیره

دخترم کنج حرم بهونه میگیره

پاشو تموم لشکرم پاشو امید خواهرم

پاشو علمدارم

وای ابوفاضل

**********

قلبم رفت تا مدینه علقمه رو دیدم

اومد بالای سرت فاطمه رو دیدم

اینجا مغیره خیلی پاشو که حرف سیلی

پاشو علمدارم

وای ابوفاضل

واحد

ای همه سر تا پا پدرم پس چرا افتادی قمرم

پاشو پیش چشمان ترم پاشو سایت افتد به سرم

پاشو ترسیده دختر من پاشو پاشیده بی تو حرم

پاشو از بی دستی تو هم میترسد ایل بی چشم و رو

پاشو زخمت را میکنم با تار تن خسته ام رفوه

یا حسین مولا یا حسین

********

لشکر بی دست و علمم ساقی عاشورایی من

ایستادی تو پای امام ای شهید زهرایی من

لا اقل قبل از رفتنت گریه کن بر تنهایی من

با چه امیدی می کنی بین دشمنان زینب را رها

پاشو کاری کن لشکر کوفه میرود سمت خیمه ها

یا حسین مولا یا حسین

واحد

ما شیعیان مکتب غدیریم

اهل جهاد جبهه کبیریم

ما سازش و ذلت نمی پذیریم

هستیم با ابالفضل لبیک یا ابالفضل

*******

در پادگان صاحب الزمانیم

تابنده این پیمان جاودانیم

چون ضد فرهنگ یزیدیانیم

حب ولایت بین سینه داریم

ما باکی از شمر زمان نداریم

در معرکه چون تیغ ذوالفقاریم

هستیم با ابالفضل لبیک یا ابالفضل

شور

غم عشقت توی سینم همیشه تو خروشه

مهر تو مثل خون اقا توی رگهام میجوشه

با همه رو سیاهی هام به شما دل سپردم

اگه هیئت نبود ارباب من از غصه میمردم

میمیرم اقا برات عمرم وقف روضه هات

امضا کن اقا بیام اربعین کرب و بلات

بطلب ما رو حرمت قربون لطف و کرمت

تا نفس دارم میمونم سینه زن پای علمت

ابی عبد الله یا حسین

********

شبای جمعه کار دل واسه تو اه گریست

روزی اشک سینه زن به دستای رقیست

نمیخوام از تو دور باشم حتی واسه یه لحظه

اشک جاری تو چشمام به لبخندت می ارزه

ای ارباب عشق منی حبک اجننی

جون میدم من اخرش اقا پای سینه زنی

بطلب ما رو حرمت قربون لطف و کرمت

تا نفس دارم میمونم سینه زن پای علمت

ابی عبد الله یا حسین

********

اگه بد یا اگه خوبم به پای تو نشستم

به کسی جز خودت اقا میدونی دل نبستم

هر جایی اسمت و بردم گرفتم بال پرواز

من هر موقع زمین خوردم گرفتی دستم و باز

هر چی داد بهم خدا نذر شاه سر جدا

وقت جون دادن کنید روم و سمت کربلا

بطلب ما رو حرمت قربون لطف و کرمت

تا نفس دارم میمونم سینه زن پای علمت

ابی عبد الله یا حسین

 

 

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است.

مهجه |  www.Mohjat.net

@mohjat_net

 غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

دیدگاهی بنویسید

0