.  اشعار محرم 99 منتشر شد
 تلگرام سایت مهجه

اشعار شب تاسوعا محرم ۱۳۹۵ کرمانشاهی

اشعار شب تاسوعا محرم ۱۳۹۵ کرمانشاهی

اشعار شب تاسوعا محرم ۱۳۹۵ کرمانشاهی

اشعار شب تاسوعا محرم ۱۳۹۵ کرمانشاهی

 

 

روضه

گر بشود موقع عطای اباالفضل
اهل کرم می شود گدای اباالفضل

جذب خودش کرده و ربوده دلم را
چهره ی جذاب و دلربای اباالفضل

حاجت خود را گرفته است یقینا
نذر کند هر کسی برای اباالفضل

زندگی او همه فدای حسین است
زندگی ما همه فدای اباالفضل

جمله به جمله فقط حسین حسین است
متن تمامی خطبه های اباالفضل

روی زمین هرچه رد پای حسین است
پشت سرش هست رد پای اباالفضل

مطمئنم که شریک داغ حسین است
گریه کند هر که در عزای اباالفضل

روح مناجات ماست حضرت عباس
قبله ی حاجات ماست حضرت عباس

در همه عمر بی قرار حسین است
زندگی‌ اش تحت اختیار حسین است

ماه بنی‌ هاشم است اگر چه اباالفضل
جذب حسین است و در مدار حسین است

بهر دفاعِ حسین سینه سپر کرد
سینه ی عباس پاسدار حسین است

جان حسین از کسی گزند نبیند
تا که اباالفضل در کنار حسین است

تیغ حسین است هر دو دست اباالفضل
دست اباالفضل ذوالفقار حسین است

لحظه ی جان دادنش کنار شریعه
دل نگران ، چشم انتظار حسین است

آه ! اباالفضل بین علقمه افتاد
بر روی دامان پاک فاطمه افتاد

شاعر : ارش براری

روضه

پاشو برادرم پاشو امیدم پاشو ای تموم لشکرم

پاشو برادرم سکینه انتظار تو میکشه تو حرم

پاشو برادرم بگو چرا پیچیده اینجا بوی مادرم

پشت و پناه حسین ای تکیه گاه حسین

پر کرده کربلا رو صدای اه حسین

از اسمون ماهم و عمود اورده زمین

تن رشیدت داداش چجوری خورده زمین

********

بیا بریم داداش تو دستاشون زره و خود و مشک پارته

بیا بریم داداش زنده ای اما چشماشون دنبال غارته

بیا بریم داداش دل نگرونیم واسه زینب و اسارته

همه تو خیمه دارن برات دعا میکنن

از گوشای هم دیگه گوشواره وا میکنن

بلند شده صداشون به خیمه هاست نگاشون

منتظر غارت دستای بی حیاشون

روضه

سهم من از زندگی چیزی بغیر از غم نشد

هیچ کس غیر از برادر هام غمخوارم نشد

زود رفتی ماه من از اسمان خواهرت

فرصت حتی وداع ما دو تا با هم نشد

ای برادر هیچ در فکر امان نامه نباش

ذره ای از اعتبارت پیش زینب کم نشد

غصه سنگین تو پشت حسینم را شکست

هیچ داغی پس به سنگینی این ماتم نشد

بعد تو عباس زینب ماند و این نامحرمان

بعد تو دیگر برایم هیچ کس محرم نشد

تیر ها اینگونه ات کردند ای خوش روی من

ور نه هرگز صورت زیبای تو در هم نشد

داشتم می امدم در علقمه بالا سرت

در میان این همه نا مرد نا محرم نشد

شمر موهای برادر زاده هایت را کشید

معجر اطفال بعد از تو دگر محکم نشد

با چه دشواری سوار ناقه عریان شدم

زمینه

وای از خیمه های بی عباس حرم غوغاست

وای از کوفی نمک نشناس حرم غوغاست

چهار هزار تیر انداز تو رو هدف میگیرن

کبوترای خیمه یکی یکی میمیرن

چشمت و دور ببینن میزنن دخترا رو

چشمت و دور ببینن میبرن معجرا رو

یاس علقمه شده پرپر بیا مادر

******

بدون دست با صورت وقتی زمین می افتی

چه اتفاقی افتاد به من برادر گفتی

چشمت و دور ببینن خیمه ها میره بر باد

چشمت و دور ببینن ناله ها میشه فریاد

وای از خیمه های بی عباس حرم غوغاست

وای از کوفی نمک نشناس حرم غوغاست

چهار هزار تیر انداز تو رو هدف میگیرن

یاس علقمه شده پرپر بیا مادر

******

از گهواره اصغرم افتاد علم افتاد

بین خیمه خواهرم افتاد علم افتاد

بلند شو از جا عباس که خیمه ها شد غارت

دیگه از امشب زینب نداره خواب راحت

چشمت و دور ببینن میکشن اصغرم رو

چشمت و دور ببینن میبرن حنجرم رو

وای از خیمه های بی عباس حرم غوغاست

وای از کوفی نمک نشناس حرم غوغاست

چهار هزار تیر انداز تو رو هدف میگیرن

یاس علقمه شده پرپر بیا مادر

واحد

حالا که میرى یه وقت دیر نکنى

جلوى خیمه من و پیر نکنى

من به تو تکیه زدم با رفتنت

کوه من، من و زمینگیر نکنى

تا بشى و تا بشیم چه فایده؟

سیر بشیم تنها بشیم چه فایده؟

اگه صدتا صدتا مشک آب بیارى

ولى بى سقا بشیم چه فایده؟

همه از دست تو آبرو میخان

خاک پاهات و برا وضو میخان

اگه آب نشد نشد، پاشو بیا

بچه ها آب نمیخان عمو میخان

یه تار موت و به دنیا نمیدن

چشمات و به صدتا دریا نمیدن

به تو قول میدن تموم دخترام

بمیرن معجر به اینها نمیدن

به سرت عمود آهنین زدن

تو حسین شدى برا همین زدن

کمر تو کمر من و شکست

تا زمین خوردى من و زمین زدن

اى علمدار تو رو با علم زدن

قد و بالاى تو رو بهم زدن

چهار هزار کمون بدست یکى یکى

اومدن روى تنت قدم زدن

صدامو تا نشنیدن کاری بکن

گریمو تا ندیدن کاری بکن

صدای اسباشونو نمیشنوی

دم خیمه رسیدن کاری بکن

نزن این نیزه ها رو با پا عقب

خودتو هی میکشی چرا عقب

تیر تو چشمت بود و افتادی حالا

از جلو درش بیارم یا عقب؟

تو مگه قرار نبود دیر نکنى

جلوى خیمه من و پیر نکنى

تو مگه قرار نبود با رفتنت

کوه من منو زمینگیر نکنى؟

روی پام چشمای دریاتو نکش

اینقدر روی زمین پاتو نکش

کاریه که شده پس گریه نکن

اینقدر به مشک چشماتو نکش

قطره قطره جمع شو دریا شو بریم

دوباره خوش قد و بالا شو بریم

بخدا بچه ها از تو راضی ان

همشون منتظرن پاشو بریم

وقتشه لرزش پامو ببینن

کمره انگشت نمامو ببینن

بهتره حالا نرم به خیمه ها

نمیخوام که گریه هامو ببینن

شاعر : علی اکبر لطیفیان

واحد

امامی و نعم الامام حسین علیه السلام

فانت الحبیبی حسین

هو العشق فی نشعتین و ذکر صلاتی حسین

انادی بصوتی ضمیری امیری و نعم الامیر

لک یابن حیدر ولایی

حسینی انا کربلایی

حسین الندایی

عزیز جان حیدر حسین

شفیع روز محشر حسین

بهشتم و تضمین می کنه

یه قطره اشک بر حسین

حسین حسین ای جانم حسین

*******

یه رویاست برام کربلا میمیرم نیام کربلا

میخوام اربعین از نجف پیاده بیام کربلا

نگاه تو واسِ منِ به گنبد حواس منِ

نوشته تو تقدیر من حرم رزق خاص منِ

نگیری ازم گریه هام و نبری از این روضه پام و

بازم داشته باش تو هوام و

کم ندارم چیزی با حسین

خوبیت و گفتم هر جا حسین

غمی نمیمونه تو دلم با گفتن ذکر یا حسین

حسین حسین ای جانم حسین

واحد

به شام و به زینب قسم اینِ حاجت اخرم

روی قبر من حک بشه شهید دفاع از حرم

به عشقت نفس می کشم به این ارزو دلخوشم

توی زینبیه میخوام که تشییع جنازه بشم

فدا عشق و ایثار زینب که شیعست بدهکار زینب

عجب لشکری داره زینب

عجب شکوهی و عزتی با هر زبون و ملیتی

تو هر جای دنیا که باشیم به اهل بیتیم ما غیرتی

حسین حسین جانم ای حسین

شور

عکس رفیق شهیدم تو قاب چشمامه هر شب

جانم به این جوونا و جانم به لشکر زینب

یا زینب به زینبیه حساسیم

یا زینب مرید حضرت عباسیم

نشون میدیم غیرتو با رجز خوانی

نداره فارس و عرب ترک و افغانی

همه میشیم مثل قاسم سلیمانی

کلنا فداک یا زینب

*******

خونم بریزه کاش تا که بالا بمونه این پرچم

تو زینبه برپا شه تشییع جنازه من هم

یا زینب نمیگیره قلبم اروم

یا زینب همه کسم فدات ای خانوم

یا زینب به زینبیه حساسیم

یا زینب مرید حضرت عباسیم

ادامه داره تا امروزم عاشورا

نمیزارم که امامم بشه تنها

مثل جوونای زینب میجنگیم ما

نشون میدیم غیرتو با رجز خوانی

نداره فارس و عرب ترک و افغانی

همه میشیم مثل قاسم سلیمانی

کلنا فداک یا زینب

شور

هر شب این صدا تو گوش منِ

زهرا مادرم ناله میزنه

غریب گیر اوردنت رو خاکا میکشیدنت

به قتلگاه بردنت با هر چی میشد زدنت

تشنه سر بریدنت رد شدن از رو بدنت

غریب گیر اوردنت

تیر حرمله کاش میرفت خطا

قران منِ زیر دست و پا

اسیر نیزه ها شدی ذبیح بالقفا شدی

رو خاک ها رها شدی نصیب بوریا شدی

غریب گیر اوردنت تو رفتی و من بیچاره شدم

دنبال سرت اواره شد

چی بگم از شام بلا من و یه عده بی حیا

محله یهودیا مرگم و خواستم از خدا

 

 

 

 

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است.

مهجه |  www.Mohjat.net

@mohjat_net

 غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

دیدگاهی بنویسید

0