.  اشعار محرم 99 منتشر شد
 تلگرام سایت مهجه

اشعار شب دوم محرم ۱۳۹۴ میثم مطیعی

اشعار شب دوم محرم ۱۳۹۴ میثم مطیعی

اشعار شب دوم محرم ۱۳۹۴ میثم مطیعی

اشعار شب دوم محرم ۱۳۹۴ میثم مطیعی

 

 

روضه

گر سوخته است بال و پرت فابک للحسین
گرمانده داغ بر جگرت، فابک للحسین
وقتی در آستانه پائیز برگ ریز
گل ریخته است دور و برت ، فابک للحسین
با یاد یک چمن گل پرپر به کربلا
افتد به باغ گر گزرت ، فابک للحسین
با یاد تشنه کامی گل های وحی
افتد به آب گر نظرت، فابک للحسین
آتش گرفت خیمه پروانه های عشق
با خاطرات شعله ورت ، فابک للحسین
وقتی به یاد شام غریبان نشسته ای
بر زانوی غم است سرت ، فابک للحسین
تا عاقبت به خیر شوی ای شکسته دل
هر شب بگو به چشم ترت ، فابک للحسین
این درس را امام به ابن شبیب داد
محبوب بود ، راه نشان حبیب داد

زمینه

دوباره ماه عزا
دعای کرب و بلا
به دل هوای حرم

رسیده محرمت
دلم خونه ی غمت
سرم فدای حرم

ببین داغ برادر
براش سنگینه خواهر
کجایی لاله ی پرپر

ای صف شکن – شاه کربلا
ای بی کفن – کشته ی خدا
حسین من
سیدالشهدا !

جان و دلم غرق ماتمه
آقا ببین طاقتم کمه
بهشت من گوشه ی حرمه

حسین من ؛ غریب و بی کفن کربلا

*****

شهید آل ولا
غریب دشت بلا
تویی همه کس من

لبالب از غم تو
دچار ماتم تو
نفس به نفس من

الا در خون نشسته
دل عالم شکسته
ببین دلتنگم و خسته

بعد تو مهمان غربتم
آه و فغان – در اسارتم
بی تو شده
گریه عاقبتم

ای که همه جان حیدری
نور دو چشمان خواهری
بی تو نشد شام ما سپری

حسین من ، غریب و بی کفن کربلا

*****

خدایا جوونیمون
تن و جسم خونیمون
فدا جوون حسین

ایشالله شهید بشیم
ما هم رو سپید بشیم
به نوجوون حسن

به قاسم اقتدامون
شهادت شد دعامون
فدایش دین و دنیامون

آرزوی – ما شهادته
آبروی – ما ولایته
جوشن ما – از غم و غربته

حسین من ، غریب و بی کفن کربلا

شاعر: سجاد سامانی و جواد شیخ الاسلامی

واحد

ای کرب و بلا مهمان تو آخر آمد
ای خاک بلا گل های پیمبر آمد
بوی خوش حیدر آمد
روی خوش اکبر آمد
گهواره‌ی اصغر آمد
می‌آید با وقاری و جلالی زینب کبری
جلالش جلوه‌ی حیدر، وقارش آیت زهرا
(سلام ای کرب و بلا، سلام ای خونین صحرا، تویی قربانگاهِ ما)

پیچیده به صحرا آیه‌ی اِنّا لِـلّـه
گویا که خلیل است آمده تا قربانگاه
جان دادن عشاق اینجاست
بی سر شدن آیین ماست
این سجده خونین زیباست
ندای إرْجِعِی آید به گوش جان در این صحرا
همین‌صحرا مقامِ قَابِ‌قَوْسَیْن است‌ و أَوْ أَدْنَى
(سلام ای کرب و بلا، سلام ای خونین صحرا، تویی قربانگاهِ ما)

هرجای زمین در مذهب ما کربلاست
هر فصل زمان هر روز خدا عاشوراست
از شام و عراق و صنعا
تا ساحل خون در بحرین
شد کرب و بلا یاحسین
هنوز از مسجدالاقصی می‌آید آه مظلومان
ولی نَصْرٌمِّن‌َالله است اُمید ما در این میدان
(فقان از جور و جفا، جهان گشته کربلا، بیا مهدی زهرا)

شاعر: محمد مهدی سیار

واحد

لبَّیک یا حسین، یعنی در معرکه، تا پای جان بمان، بگذر از سر

لبَّیک یا حسین، یعنی نعش پسر، یعنی در این وداع، صبر مادر

یعنی باور کنی کربلا را

یعنی تاب آوری طعنه ها را

یعنی بیعت کنی با شهادت

یعنی صبر جمیل بر مصیبت

بشنو ای دل، هل من معین، می آید از، کرب و بلا

(لک لبَّیک یابن الزهرا، عاشورایی ست لبَّیک ما)

(لبَّیک یا حسین یا ثارالله)

 

هم‌عهدی با شهید، عهد ما با خداست، «مِنْهُمْ مَنْ‏ یَنْتَظِر »، تقدیر ماست

می‌خوانیم: «ربَّنا ثَبِّتْ‏ أَقْدامَنا»، تقدیر دشمنان، شمشیر ماست

لبَّیک یا حسین حسرت ما

لبَّیک یا حسین حجت ماست

از پیکار مدام، ترس مان نیست

تا « إِحْدَى‏ الْحُسْنَیَیْن»، قسمت ماست

با نغمه ی «وَ الْعادِیات [۴]» جان می‌گیریم در میدان ها

(لک لبَّیک یابن الزهرا، عاشورایی ست لبَّیک ما)

(لبَّیک یا حسین یا ثارالله)

 

دلتنگم یا حسین، دلتنگ کربلا، می گردم در پی ات، در هر رؤیا

محتاجم چون زهیر، محتاج یک نگاه، کی پاکم می کنی؟ یا ثارالله

می بوسم عاقبت دستانت را

می‌گیری عاقبت دستانم را

تا کی بی تو چنین زنده ماندن

کشته ما را غم روضه خواندن

قرار ما هیئتی‌ها این اربعین کرب و بلا

(لک لبَّیک یابن الزهرا، عاشورایی ست لبَّیک ما)

(لبَّیک یا حسین یا ثارالله)

 

با اذن رهبرم، از جانم بگذرم، در راه این حرم، در راه یار

یا حیدر گویم و شمشیری جویم و اندازم لرزه بر جان کفار

هم پیمان گشته‌اند کفر و تکفیر

شیطان است و زر و زور و تزویر

اما از وعد حق دل آگاه است

پیروز این نبرد حزب الله است

نماز صبح در کربلا، نماز ظهر در سامرا

نماز عصر إن‌شاء‌الله، بقیع و مسجد الاقصی

(لبَّیک یا علی یا مرتضی)

 

شاعر: میلاد عرفان پور (بند۱تا۳)

محمد مهدی سیار (بند آخر)

شور

از ازل بوده همیشه
لطف تو شامل حالم
فطرس تو بودم اما
دادى آخر پر و بالم

همیشه هوامو دارى مى دونم
منو تنها نمیزارى مى دونم
به دلم افتاده اربعین ، امسال
منو کربلا مى یارى مى دونم
حسین جان

*****

از همون روزى که مادر
توى روضه داده شیرم
آرزومه اینکه آخر
پاى روضه هات بمیرم

یه عمره زنده ام با آرزوی تو
دارم آبرو از آبروی تو
چى میشه وقتى که دارم می میرم
سرم رو بزارم رو زانوی تو

حسین جان

*****

باز محرّمت رسیده
باز دلم کرده هواتو
من همونم که یه عمره
سینه مى زنه براتو

اگه مسکینم و یتیم و اسیر
بیا و آقا دست منو بگیر
میدونی جز تو کسی رو ندارم
أمیرى حسین و نعم الأمیر

حسین جان

 

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است.

مهجه |  www.Mohjat.net

@mohjat_net

 غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.
0