.  اشعار محرم 99 منتشر شد
 تلگرام سایت مهجه

اشعار شب دوم محرم ۱۳۹۵ حنیف طاهری

اشعار شب دوم محرم ۱۳۹۵ حنیف طاهری

اشعار شب دوم محرم ۱۳۹۵ حنیف طاهری

اشعار شب دوم محرم ۱۳۹۵ حنیف طاهری

 

 

روضه

ما را نسیم پرچم تو زنده می کند
زخمی است دل که مرهم تو زنده می کند
خشکیده بود چند صباحی قنات اشک
این چشمه را ولی غم تو زنده می کند
آه ای قتیل اشک، نفس های مرده را
شور تو، روضه و دم تو زنده می کند
ای خون بهای عشق، چه خوش گفت پیر ما
اسلام را محرم تو زنده می کند
ما با غذای نذریتان رشد کرده ایم
جان را عطای حاتم تو زنده می کند
آقا جسارت است، ولی داغ شیعه را
انگشتر تو، خاتم تو زنده می کند
بالای تل هم آتش این قوم خفته را
آن خواهر مکرم تو زنده می کند
این کشته فتاده به هامون حسین اوست
خود را به اسم اعظم تو زنده می کند
فردای محشر و غم و طوفان وتشنگی
ما ار امید زمزم تو زنده می کند

شاعر: عباس احمدی

 

زمینه

صدای گریه میرسه اینجا که وایسادیم کجاست

نگو که اینجا قتلگاست نگو که اینجا کربلاست

ما رو برگردون ای همه دار و ندارم ای

همه باغ و بهارم من کی و غیر تو دارم

گفته به من مادر داغ غمت داداش

ولی جون زینب بازم کنارم باش

غریب مادر حسین

*************

بوی جدایی میرسه دلم داره شور میزنه

غریب مادر میشنوم صدای مادر منه

بیا برگردیم ای همه امید فردام تو

میبینی خیلی تنهام من چیزی جز تو نمیخوام

حسین نمک نپاش دیگه به زخم دل داداش

دیگه بسه دردام بازم کنارم باش

غریب مادر حسین

*************

ببین دارم دق میکنم از گریه های بی صدات

نمیتونم گریه کنم جلو چشای بچه هات

دلم اشوبه از همه دنیا بریدم تا

اشک چشمت و دیدم از غم و غصه خمیدم

نیاد ببینم که شکسته ایینه

قاتل بیاد گودال بشینه رو سینه

تک

جان منی جان منی جان من

یوسف در کلبه احزان من

مور تو ام مور تو

بندگی ات تاج سلیمان من

نوش من نیش مکن جگرم ریش مکن

دورم از خویش مکن

ای یارم ابا عبد الله دلدارم ابا عبد الله

تو را دارم ابا عبد الله

لبیک ابا عبد الله

***********

در سری و در دلی و جان من

زخم تو و دیده گریان من

قطره منم ذره منم درد من

بهری و خورشیدی و درمان من

ز تو زنده شدم جان پاینده شدم

مهر تابنده شدم ابا عبد الله

ای جانا بی همتا ابا عبد الله

از این خانه مران ما را ابا عبد الله

لبیک ابا عبد الله

واحد

محرم اومد دل تنگم روضه خونه روضه میخونه

عزیز زهرا شاه عالم تو بیابونه توی بیابونه

خیمه بر پا نکن سالار قافله

تیر سه شعبه هست تو دست حرمله

پره اه و دردیم بیا تا برگردیم

*********

گلای زهرا روی ناقه دل پریشونن چه دل پریشونن

از اضطراب و بی قراری چه هراسونن خدا چه گریونن

تو پرده و حجاب دختر های حرم

همه تو سایه صاحب این علم

علمدار عباسه سپهدار عباسه

تک

ای زمین کربلا، آغوش خود را باز کن
بهر استقبال ثاراللّهیان، پرواز کن
کعبۀ اهل ولا، حج کند در کربلا
باغبان باغ خون با لاله یاس آمده
کربلا آغوش خود بگشا که عباس آمده
کعبۀ اهل ولا، حج کند در کربلا
از جوانان بر فلک، فریاد واویلا رسد
خیرمقدم، بوی عطر لالۀ لیلا رسد
کعبۀ اهل ولا، حج کند در کربلا
غنچه‌ای، لبخندْ‌زن بر روی دست مادر است
کربلا، گهواره‌ات، کو؟ این علی‌اصغر است
کعبۀ اهل ولا، حج کند در کربلا
زمزم حجاج ثاراللّهی، از جام بلاست
حج هفتاد و دو حاجی، در زمین کربلاست
کعبۀ اهل ولا، حج کند در کربلا
بوی عطر فاطمه، از دامن صحرا رسید
کربلا، خیمه بپا کن، زینب‌کبری رسید
کعبۀ اهل ولا، حج کند در کربلا
همره شمس ولایت، دو فروزان کوکبند
ای زمین کربلا، اینان دو طفل زینبند
کعبۀ اهل ولا، حج کند در کربلا

 

غلامرضا سازگار

 

شور

نفسا بریده و اسمون تپیده و قافله رسیده و ای وای

رسیده به کربلا قافله عاشقا عزیزای مصطفی ای وای

امیری حسین و نعم الامیری

*********

شبای جنون و دلای دیوونه و برا تو میخونه اقا

تو غریب مادری تو شهید بی سری تو بریده حنجری مولا

امیری حسین و نعم الامیری

**********

من و نگاه حسین من و پناه حسین تو قتلگاه حسین مردم

با دعای مادرش با دستای خواهرش روزی هر سالم و خوردم

امیری حسین و نعم الامیری

شور

چیزی ازم نمونده و کم کم دارم دق میکنم

انقدر میگم حسین حسین همه رو عاشق میکنم

یه جا بخر غمای دنیای من و

خالی نذار کاسه دستای من و

غروب که میشه یادت میفتم

کربلا میخوام بهت که گفتم

***********

غریبیم و به کی بگم دنیا پر از دروغ شده

بازار بی وفایی و غریب کشی شلوغ شده

خسته شدم از دست روز و روزگار

رو قلب من دستای گرمت و بذار

خیلیا رفتن تو این یه ماهه

چیزی که مونده حسرت و اهه

**********

چی شده چشممم به خدا تو اینتظار این شبا

خدا قسم خورده خودش به اعتبار این شبا

محرما وعده هر سال تو

قشنگترین خاطره هام مال تو

تو اشک و اه امسال من باش

سایه به سال دنیال من باش

روضه

دلم دریا چه غم شد دوباره

ملائک روضه خوانان حسین اند

بخون ای دل که دشتستون صدا شه

کمی فائز بخون دردم دوا شه

ملائک نوحه خونان حسینند

بخون والله خدا هم از خداشه

اگر چه این سفر باشد خدایی

ولی اید از ان بوی جدایی

کریم از خوشه چین خرمن نگیرد

خدا هر گز تو را از من نگیرد

از ان ترسم به غم دمساز گردم

تو را بگذارم و خود باز گردم

گرچه پایم را زمین نا محرم است

دور تا دئرم ببین نا محرم است

نیست عباس و علی اکبرت

بین دشمن مانده تنها خواهرت

محرم زینب رسیده وقت سواری

بر شتر من نه محملی نه عماری

یا تو ز جا خیز یا که اکبر و عباس

یا که به دشمن بگو که رود به کناری

 

 

 

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است.

مهجه |  www.Mohjat.net

@mohjat_net

 غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

دیدگاهی بنویسید

0