.  اشعار محرم 99 منتشر شد
 تلگرام سایت مهجه

اشعار شب دوم محرم ۱۳۹۵ مهدی رسولی

اشعار شب دوم محرم ۱۳۹۵ مهدی رسولی

اشعار شب دوم محرم ۱۳۹۵ مهدی رسولی

اشعار شب دوم محرم ۱۳۹۵ مهدی رسولی

 

 

روضه

میسوزه سینه برای تو باز میخوانم

به نغمه های حزین حجاز میخوانم

نوای عاشق محزون ندارم اما باز

نوازشم بکنی دل نواز میخوانم

برای مرثیه ها زخمه را نیازی نیست

به لطف زخم لبت جان گداز میخوانم

و یا زیارت ناحیه مقدسه را

میان مرثیه یک دو فراز میخوانم

من از تبار غزل های ابن مکفوفم

********

در دلش درد بی دوا عمه

در گلو بغض بی صدا عمه

که رسیده به کربلا عمه

همه سرها به زیر تا  عمه

می گذارد قدم کجا زینب

پرده از محملش که بگشاید

صف به صف از فرشته می آید

همه چشم انتظار، او باید

آید اینجا جلوس فرماید

پشت پرده پر از دعا عمه

اکبر عطر و گلاب می گیرد

بچه را از رباب می گیرد

رونق از آفتاب می گیرد

تا عمو جان رکاب می گیرد

هست در اوج کبریا عمه

حال اینجا کلافه اش کرده است

چند معجر اضافه آورده است

در دل خویش روضه پرورده است

جگرش خون و سینه پر درد است

جگرش بر نینوا عمه

چنگ زد دامن برادر را

بوسه ای زد دوباره حنجر را

و نشان داد سمت دیگر را

نخلها را نه،حجم شکر را

ناله می زد ز کربلا عمه

همه جا تیر هست و شمشیر است

قمزه هست و صدای تکبیر است

چقدر آنطرف کمانگیر است

تو بگو آن سه شعبه هم تیر است

گفت از جمع عمه ها عمه

وای بر من رباب رفت از حال

وای بر من از اینهمه اطفال

وای از آن جماعت خوشحال

وای از تلٍّ و وای از گودال

همه بر سر زدند با عمه

زخم آورده بر جگر بزند

بر علمدارمان نظر بزند

با لب تیغ با تبر بزند

سنگ آورده بیشتر بزند

بی تو افتاده در قفا عمه

بر سرت بی حساب می ریزند

بی حساب و کتاب میریزند

پیش چشم تو آب می ریزند

سرِ طفلِ رباب می ریزند

غرق در نوحه و نوا عمه

سر گودال گیر می افتی

بعد از آن به زیر می افتی

دست پیر و صغیر می افتی

نخ نما چون حصیر می افتی

چه کند پای بوریا عمه

بعد از تو به غیر شامی نیست

خواهرت هست جز حرامی نیست

بسته گفتم که احترامی نیست

آتش افتاده و خیامی نیست

چادرش زیر دست و پا عمه

 

 

شاعر : حسن لطفی

زمینه

از صحرای مناست یا از غار حرا

میپیچد همه دم این فریاد رسا

هر ازاده اگر دارد عزم سفر

سوی عرش خدا هل یرحل معنا

رسیده وقت دلبریدن سوی رهایی پر کشیدن

بیا و هاجرا الی الله  رسیده موسم رسیدن

حالا سبک بال و رها راهی سوی کرب و بلا

حب الحسین یجمعنا

**********

تو دریایی و ما خیل تشنه لبان

غرق شور و نوا تا کوی تو روان

از هر شهر و بلاد از هر قوم و نژاد

با هر رنگ و زبان از هر جای جهان

محبت تو در دل ماست محبت تو عزیز دلهاست

شش گوشه تو یابن الزهرا بهشت عاشقان دنیاست

با عشق تو از همه جا راهی سوی کرب و بلا

حب الحسین یجمعنا

**********

یاری می طلبم از سردار حنین

باشد حلبیه ام لبیک یا حسین

گرم هروله ام غرق نافله ام

از ایوان نجف تا بین الحرمین

زمان عزم و عزت ماست خروش صبر و غیرت ماست

و نصرتی لکم معد بخوان که فصل بیعت ماست

جای امام و شهدا راهی روی کرب و بلا

حب الحسین یجمعنا

**********

هر جمعه که شود خونین چشم منا

این المنتقم است شور ندبه ما

جان غزه به لب شد صنعا و حلب

غرق اتش و خون گشته کرب و بلا

کجایی قبله گاه حاجات ای عشق عمه جان سادات

بیا با ذوالفقار حیدر بخوان نوای یا لثارات

با وارث خون خدا راهی سوی کرب و بلا

حب الحسین یجمعنا

شور

کربلا توی این شبا دل عاشق احرار الحسین

ندایی میاد از اسمونا ید الله مع زوار الحسین

میرن کربلا بوی سیب بشنون

بازم از تو شاه غریب بشنون

میگن نعم الامیری لبیک حسین

تا از تو یه نعم الاحبیب بشنون

امیری حسین و نعم الامیری

********

دوا میکنه دردای من و غم عشق تو ای خون خدا

چه بهتر از اینکه منم شدم مجنون شاه کربلا

هوای حرم زد دوباره سرم

به کوی تو دارم اقا می پرم

دعا کن که امسال اقا جون منم

بیام اربعینت یه سر تا حرم

امیری حسین و نعم الامیری

********

شده روضه های تو ای اقا برای ما کشتی نجات

همه هستیمون نذر ماتمت شه سر جدا شاه کائنات

به این برکت سفره فاطمه

جدامون نکن ای اقا از غمت

یه کاری کن ای نور شبهای عشق

تو ماه محرم بشم محرمت

امیری حسین و نعم الامیری

 

 

 

 

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است.

مهجه |  www.Mohjat.net

@mohjat_net

 غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

دیدگاهی بنویسید

0