اشعار شب دوم محرم ۱۳۹۵ مهدی میرداماد

اشعار شب دوم محرم ۱۳۹۵ مهدی میرداماد

اشعار شب دوم محرم ۱۳۹۵ مهدی میرداماد

اشعار شب دوم محرم ۱۳۹۵ مهدی میرداماد

 

 

روضه

حس می کنی زمین و زمان گریه می کنند
وقتی که جمع سینه زنان گریه می کنند

باز این چه شورش است که در خلق عالم است
در ماتم تو پیر و جوان گریه می کنند

این سیل اشک ها که ز هر دیده جاری است
چون ابر با تمام توان گریه می کنند

تو کیستی که در غم از دست دادنت
مردان ما شبیه زنان گریه می کنند

با یاد آن نماز جماعت که نیمه ماند
گلدسته ها اذان به اذان گریه می کنند

زینب اسیر می شود آری عجیب نیست
سرها اگر به روی سنان گریه می کنند

*******************

یک وقت از ما نوحه و دم را نگیری

سینه زنی و شور و ماتم را نگیری

خیلی میان روضه هایت سود کردیم

یک موقع از ما روضه و غم را نگیری

سینه زدم تا که گناهم را بریزی

این کمترین چیزی که دارم را نگیری

حال بد ما با وجود روضه خوب است

از دست نوکرهات مرهم را نگیری

آقا برای ما محرم خیرها داشت

از ما گنهکاران محرم را نگیری

با هم خریدی خوب و بد را بین روضه

این گریه کردن های با هم را نگیری

در بین روضه التماست می کنم من

جانم بگیری،گریه هایم را نگیری

در بین هیأت کار من پرچم زدن شد

دستان من خالیست…پرچم را نگیری!

یک شب میان روضه ات گفتم خدایا

از نوکران شاه دو عالم را نگیری

 

علی سپهری

متن شعر کامل که بخشی از این شعر در این فایل خونده شده

روضه

بار امانت است که بر دوش می کشی

بیهوده نیست اینکه چنین قد کمان شدی

جان را چه قابل است که بی هیچ وحشتی

صد بار پیش مرگ امام زمان شدی

باید گلوی مرثیه ها را فشرد و گفت

کی بی قرار و مضطرب و ناتوان شدی

شهری که چشم بود سراپای مردمش

انجا شهید طعنه و زخم زبان شدی

زمینه

من اومدم تو این غبار من اومدم به این دیار

من اومدم ببین خدا من اومدم سر قرار

من اومدم ولی تنها نه قبیلم و برات اوردم

من اومدم ولی با زینب عقیلم و برات اوردم

قرارمون از عالم ذره که سر من و خولی ببره

قرارمون از عالم ذره پیرنم و نامردی ببره

یأیها الذین ءامنوا أوفوا بالعقود

*************

من اومدم با اکبرم من اومدم با اصغرم

من اومدم میخوام خدا تو راه تو بره سرم

من اومدم مثه ابراهیم ذبیحم و برات اوردم

طفل رباب روی دستامه مسیحم و برات اوردم

قراره علی که جون منه روی خاکا دست و پا بزنه

قراره دلم اتیش بگیره شیرخواره رو دست من بمیره

یأیها الذین ءامنوا أوفوا بالعقود

*************

من اومدم دم فرات با همه مخدرات

من اومدم که خواهرم بشه اسیر دشمنات

من اومدم که سر زخمی ببینه از بالای نیزه

که چیجوری میزنه خولی سه سالم و به پای نیزه

قرار سر من جدا بشه قاری روی نیزه ها بشه

قراره جلو چشم خواهرم بیفته زیر و دست و پا سرم

نوحه

ماه محرم امد دل ها شد عاشورایی

مثل شهیدان باشیم سر تا پا کربلایی

عهد می بندیم از این پس رنگ دنیا نگیریم

عاشورایی بمانیم عاشورایی بمیریم

می خوانم هر شب با چشم گریان سلام علی شهید العطشان

سالار زینب

***********

کاروان عاشقان زد خیمه در کربلا

میپیچد بوی بهشت می تابد نور خدا

دارد این کاروان عشق و ایمان و احساس

بانویی مثل زینب سرداری مثل عباس

روشن می گردد راه از بیراهه با نور روی ماه شش ماهه

سالار زینب

***********

در جنگ نور و ظلمت ای دل ثار اللهی شد

با عزمی عاشورایی تا کربلا راهی شو

گر تو خصم یزیدی در میدان حسینی

با شوری نینوایی از یاران حسینی

راه حق باشد راه ثار الله گر شوق او را داری بسم الله

سالار زینب

واحد

هر که هست اهل ولا با ما بیاید کربلا

هر که میخواهد بلا با ما بیاید کربلا

هر که بیمار است و از هر در جوابش کرده اند

میدهد مولا شفا با ما بیاید کربلا

زادۀ ام البنین سرباز گیری میکند

گو به سرباز خدا با ما بیاید کربلا

دعوت از مولاست هر کس طالب مهمانی است

میزند هاتف صدا با ما بیاید کربلا

جامهٔ ماتم بپوش ای دل مُحَرّم آمده

گو به چاوش عزا با ما بیاید کربلا

بُعد منزل نیست عاشق را همین جا کربلاست

آمده اهل سما با ما بیاید کربلا

زشت و زیبا را در این بازار با هم میخرند

شاه باشد یا گدا با ما بیاید کربلا

کربلا هستند برخی، کربلایی نیستند

محرم قالو بلا با ما بیاید کربلا

از مدینه آمدم بیرون تمنّا کرده ام

شخص ختم الانبیا با ما بیاید کربلا

من نخواهم رفت زیر بار ظلم ظالمان

اهل غیرت، هر کجا با ما بیاید کربلا

اهل بحرین اهل مصر اهل یمن اهل عراق

اهل ایران هکذا با ما بیاید کربلا

جان من، ای اکبر من، دست قاسم را بگیر

گو عزیز مجتبی با ما بیاید کربلا

هشتم ذیحجه راه افتادم از امّ القرا

گفتم اهل کبریا با ما بیاید کربلا

با خدای کعبه عهد کربلایی بسته ام

تا خلیلش از منا با ما بیاید کربلا

در بقیع بودم شب هجران «کلامی» قول داد

مادرم خیرالنسا با ما بیاید کربلا

 

شاعر : استاد ولی الله کلامی زنجانی

متن شعر کامل که بخشی از این شعر در این فایل خونده شده

 

واحد

میارم سوغات از کربلا تسبیح تا بگم ذکر حسین و با تسبیح

اقا جون این و شما به ما گفتی نفس المهموم لظلمنا تسبیح

نفس سینه زنات گریه کنات روضه خونات عبادته

همه عالم میبینن محرما تو هیئتا قیامته

میخوام قول بدم تو ماه عزا بیام اربعین پیاده تا کربلا

همه یک دل و همه یک صدا یه موکب با هم میزنیم بین راه

اللهم الرزقنا حرم شاه دین یل ام البنین پیاده اربعین

************

این همه عشقی که تو دلا افتاد نعمتی که خدا به عالم داد

عاشق این جمله عراقی هام حلبی کم زوار ابو سجاد

چای خوش طعمی که توی موکباست اب حیات برامون

ما داریم میریم حرم چون اربعین وعده داریم با اقامون

توی جاده ها همه صف به صف میریم سمت بین الحرمین از نجف

میگن زائرا با شور و شعف جهان یک طرف کرب و بلا یک طرف

***********

پیر مردی خسته با عصا اومد بچه معلول بدون پا اومد

با هزار سختی به عشق اربابش اربعین امسال به کربلا اومد

این چه جور عشقیه که خوب و بد و پیر و جوون نمیشناسه

مزد زائرای تو با حیدره با فاطمست با عباسه

با گریه میرم به سمت حرم میرم با نیابت از پدر مادرم

با این خستگی با چشم ترم میام تا فقط بگم اقا نوکرم

تک

احرام بستیم لبیک گفتیم

سلم لمن سالمکم حرب لمن حاربکم

حی علی کشتی نجات کربلا

حی علی قامت الصلاه کربلا

حی علی حج کامل خون خدا

حی علی رمی جمرات کربلا

چه مروه و صفایی چه مشعر و منایی

چه عشقی و چه شوری بیاید بشیم کربلایی

یا اسیر الکربات لبیک یا حسین

یا قتیل العبرات لبیک یا حسین

ای شاه عرسات لبیک یا حسین

ای عالی درجات لبیک یا حسین

ای کشتی نجات لبیک یا حسین

*********

ای یار ای یار دلدار دلدار

به عشق تو می خونم سلام یا ابالاحرار

ای جان حسین ما دست به دامان توییم

ای جان حسین ما بی سر و سامان توییم

هم از ازل ما همه مسلمان توییم

هم تا ابد ما تشنه احسان توییم

تو خامس کسایی عزیز مصطفایی

تو ایه های نوری والفجر و والضحایی

سر مستور تویی لبیک یا حسین

باعث شور تویی لبیک یا حسین

جلوه طور تویی لبیک یا حسین

ایه نور تویی لبیک یا حسین

شور

یکی قطره ترین قطره مثه من

یکی دریا ترین دریا مثه من

یکی نوکر ترین نوکر مثه من

یکی اقا ترین اقا مثه تو

هستم اسیر تو از دنیا ازادم

من سر بلندم چون پای تو افتادم

من ابرومند از دست علمدارم

این رزق اشکم رو از فاطمه دارم

بگو به مادرت من و دعا کنه

روز قیامتم من و سوا کنه

برا یه بار منم پسر صدا کنه

************

یکی جا مونده دیروز مثه من

یکی آرامش فردا مثه تو

یکی الوده دنیا مثه من

یکی سرگشته مولا مثه تو

تو اوج سختی ها اسم تو رو گفتم

حرف جنون میشه یاد تو میفتم

مثل تو ایشاالله من رو سفید میشم

من با دعای تو اخر شهید میشم

اگه به کربلا میری منم ببر

اگه پایین پا میری منم ببر

یا مشهد الرضا میری منم ببر

 

 

 

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است.

مهجه |  www.Mohjat.net

@mohjat_net

اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

دیدگاهی بنویسید

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد

0