.  اشعار محرم 99 منتشر شد
 تلگرام سایت مهجه

اشعار شب دوم محرم ۱۳۹۵ میثم مطیعی

اشعار شب دوم محرم ۱۳۹۵ میثم مطیعی

اشعار شب دوم محرم ۱۳۹۵ میثم مطیعی

اشعار شب دوم محرم ۱۳۹۵ میثم مطیعی

 

 

روضه

آه
خیلی گذشته اما داغت
هنوز برام تازگی داره
محاله که دلی بتونه
غم تو رو دووم بیاره

آب از سر من، گذشته آقا
منم همون ابری که روز و شب می‌باره

چی میشه من هم، برات فدا شم
بعد تو دیگه زندگی خیری نداره

(آه غریب کربلا حسین جان)

شاعر: میلاد عرفان پور

 

روضه

آه
به کربلا رسیدی آخِر
خوش اومدی سرت سلامت
از شوری چشای دشمن
قامت اکبرت سلامت

شنیده بودم، غم شما رو
حکایت موضعُ کَربٍ و بلا رو

کاشکی نبینم، شبیه تسبیح
سر بریده و غریب شهدا رو

(آه غریب کربلا حسین جان)

*** *** *** ***

آه
خدا کنه گل ربابت
از شدت عطش نمیره
اینجا بیابونه، الهی
خاری به حنجرش نگیره

هرچی که دارم، فدا سر تو
هنوز نرفته روی نیزه‌ها سر تو

هنوز به پایی، نرفته خاری
از گوش کودکی نرفته گوشِواری

(آه غریب کربلا حسین جان)

شاعر: میلاد عرفان پور

 

واحد

که می‌داند این واحه نامش چیست؟

بگو سارِوانان نشان جویند…

“طف” و “غاضریه” و “نینوا”

ولی ” کربلا” هم به آن گویند

سلام ای کرب و بلا، تویی قربانگاه ما

تویی آخرین منزل این سفرها

ز راهی پر پیچ و خم، رسیدیم آخر به هم

قرار قدیمی نی‌ها و سرها

آری اینجاست/ مُناخُ رِکابِنا

آری اینجاست، مَحَطُّ رِحالِنا

آری اینجاست، مَقتَلُ رِجالِنا

السلام ای/ زمین کرب و بلا

السلام ای/ منزل عشق و وفا

السلام ای/ مقتل خون خدا

***   ***   ***   ***

سلام ای فرات ای پریشان رود

خروشان و مواجی و بی‌تاب

عجب دیدنی می‌شود اینک

در آیینه‌ات چهره مهتاب

کمی کم کن پیچ و تاب، که خوابیده طفل رباب

مبادا پَرد ناگه از خواب نازش

کنار امواج شط، حسین‌است و این غم فقط

که آخر به خواهر چه گوید ز رازش

زینب زینب / آه از دل تو خواهر

خواهی شد آه / اینجا تو بی برادر

خواهد شد این / صحرا زمین محشر

السلام ای، زمین کرب و بلا

السلام ای، منزل عشق و وفا

السلام ای، مقتل خون خدا

 

​شاعر: محمد مهدی سیار

 

واحد

از امشب که این خیمه ها برپاست

دگر تا ابد کربلا برپاست

بیاید هر آنکس دلش با ماست

هر آزاده ای هر سوی دنیاست

بیاید هر آنکس گذشت از سر

شهادت بود سرگذشت ما

نیاید هرآنکس که در جانش

بود ذره ای حبّ این دنیا

نه جای آرامش است، نه تسلیم و سازش است

بگو تا که شیران عالم بیایند

فقط مردان جهاد، فقط اهل عدل و داد

ستم ناپذیران عالم بیایند

مردانی که / حتی اگر بمیرند

هرگز هرگز / ذلت نمی‌پذیرند

از دست خصم / امان نامه نگیرند

یا ثارالله حسین عزیز زهرا

 

شاعر: محمد مهدی سیار

 

نجوا

هر دم به گوشم می رسد آوای زنگ قافله
ایــن قافله تــــا کربلا دیگــر نـــدارد فاصله
از کعبه گِـــل آمده، تـــا کعبه دل می رود
این کاروان غم فزا، منزل به منزل می رود
یک زن میان محملی، بر ناقه در تاب و تب است
عبـاس و اکبــر دور او، ایـن زن خدا یا زینب است
هر دم به گوشم می رسد آوای زنگ قافله
ایــن قافله تــــا کربلا دیگــر نـــدارد فاصله
لحظه به لحظه می شود درد و غمش در دل فزون
گویـد حسینش زیــر لـب انّا الیه راجعون
نجمه نمی گیـــرد نگــاه از روی ماه قاسمش
با اشک حسرت میزند شانه به موی قاسمش
هر دم به گوشم می رسد آوای زنگ قافله
ایــن قافله تــــا کربلا دیگــر نـــدارد فاصله
در مهد آغوش رباب، رفته علی اصغر به خواب
بوسد گلـــوی نــاز او، امّــا دلــش در اضطراب
وقتی رقیه پــرده محمل بـه بالا می برد
دل می برد از قافله چون نام بابا می برد

شاعر: استاد غلامرضا سازگار

 

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است.

مهجه |  www.Mohjat.net

@mohjat_net

 غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

دیدگاهی بنویسید

0