.  اشعار محرم 99 منتشر شد
 تلگرام سایت مهجه

اشعار شب سوم محرم ۱۳۹۴ جواد مقدم

اشعار شب سوم محرم ۱۳۹۴ جواد مقدم

اشعار شب سوم محرم ۱۳۹۴ جواد مقدم

اشعار شب سوم محرم ۱۳۹۴ جواد مقدم

 

 

زمینه

بی تو شده یه عالمه زخمایی که رو بالمه

بابا میدونی من همش سه سالمه

گریه کردم و من و با خنده ازردند

گریه کردم و برام سرت رو اوردن

روی نیزه هام سرت رو اسمون بوسید

بوسه میزنم جایی که خیزرون بوسید

غرق نور اومدی فدات بشم که از راه دور اومدی

به خاطر من از تو تنور اومدی ابالغریب

ای عشقم تا ابد بذار به دختری که بهم طعنه زد

برم بگم که بیا بابایم اومد ابالغریب

اه و واویلتا واویلتا

************

بی تو بریده ام عمو حالا که اومدی بمون

با تو شده مثه بهشت خرابمون

جای کعب نی زیاده رو تنم بابا

بعد تو کشون کشون می بردنم بابا

خوابم برده بود شکسته شد گل از ساقه

افتادم زمین با صورت از روی ناقه

اتیش زد غما به ماها خارجی گفتن این ادما

چیز نگم من از چشم نا محرما ابالغریب

عشق خونین بدن دیدم که پ

پیشونیت و با سنگ میزدن

دیدی به ما دارن نون و خرما میدن ابالغریب

اه و واویلتا واویلتا

************

زیر چشام شده سیا درد داره این کبودیا

واویلا از محله یهودیا

حق داری که اشک برای دخترت بریزی

میخواستن من و حرومیا برا کنیزی

میدونی خودت دلیل اشک چشمام و

هیچ جایی نداشت عذاب مجلس شام و

قربون حنجرت رسیده لحظه اخر دخترت

حلالیت میگیرم من از خواهرت ابالغریب

جون من بر لبه شبه رهایی دخترت امشبه

شهادتین من عمتی زینبه ابالغریب

اه و واویلتا واویلتا

شور

دوست دارم بابی انت و امی دوست دارم

میدونم اقا به روضت بده کارم

همه هستیم و به پای تو میذارم دوست دارم

حسین جونم نوش جونم که دارم از تو میخونم

میخونم اسم تو رو کنج میخونم

نوش جونم که بازم مست و مجنونم حسین جونم

نمیدونم الان هیئتم و یا دم ایوونم یه دیونم

تو بین الحرمینم زیر بارونم یه مهمونم

که با گریه زیارت نامه میخونم

حسین جونم

************

حرم بازه رو به این قبله چشای سرم بازه

میبینم سفره نوره کرم بازه

یه کبورتم بازم پرم بازه حرم بازه

خوشم باشه که اقام داره واسم دونه می پاشه

منی که عمریه روزیم تو دستاشه

خونه باغ ملکوتم دو چشماشه خوشم باشه

الان جاشه بگم عشقمی اقا که دلم واشه

دلم واشه بگم نوکرتم تو هم بگی باشه

بگی باشه بگی برگه نوکریشم امضا شه

حسین جونم

************

یه احساسه تو حرم چشمای خیسم یه عکاسه

میگیره عکسایی رو که میخوام واسه

روزایی که دل من تنگ عباسه یه احساسه

دلم دریا روبرو گنبدم همین حالا

میزنم پر به هوای حرم اقا

به زیر سایه لطفت سرم بالا دلم دریا

حرم غوغا گمونم داره روضه مادرت زهرا

غروب اینجا حرم میشه دم غروب عاشورا

همه اشکام میریزم پای روضه های پایین پا

حسین جونم

واحد

وسط درد دل من یه نوازش ارزومه

خیلی سخته که ببینم سر بابا روبرومه

حتی یک لحظه نگاهت از دلم جدا نمیشه

باورش سخته برا من تو بری واسه همیشه

وقت پرواز تو دستات تو برام قوت بالی

حالا تو هق هق گریه جای شونه تو خالی

دست و پام میلرزه بابا نفسام همراه خونه

جای من خاک زمین و جای تو تو اسمونه

ابتا بابا حسین جان

************

در به در تو دشت و صحرا روی خاکا میدویدم

دنبالم دوید یه نامرد روی خارا میکشیدم

گیسو هام و کند و بعدش من و تازیونه میزد

اخه من کاری نکردم من و بی بهونه میزد

به سر و صورت خاکیم دشمنا دارن میخندن

پیر زن ها حمله کردن همه موهام و کندن

صورتم کبوده بابا روی دست و پام سیاهه

دخترت بره کنیزی این دیگه اخر راهه

ابتا بابا حسین جان

************

اینجا دخترای شامی به لباس من میخندن

هر کدوم با یه عروسک جلو من بازی میکردن

وقتی که بازی میکردن گوشواره هاشون و دیدم

یادگار داداشم کو نمیدونی چی کشیدم

توی دست یه غریبه من دیدم انگشترت رو

پیرهن پارت و دیدم یادگار مادرت رو

خسته راهم و فکرم دستای گرم عمومه

داداشام کجان بابایی بغض تلخی تو گلومه

ابتا بابا حسین جان

واحد

بنده نوازی میکنی دل و رازی میکنی

تا بیاد حوالی کرب و بلا

با بده سازش میکنی تو نوازرش میکنی

سر نوکرات و بین روضه ها

نعم الامیرم خوب اسیرم به بندت ارباب

جون رقیه یک نظری کن به بندت ارباب

غلام سیاتم که رو سفیدم با یه نگاهت

زیر لواتم من و گرفتی تحت پناهت

اقام اقام حسین

************

اخرشم با یک نگاه تو زهیرم میکنی

اخر عاقبت به خیرم میکنی

میطلبی من و یه شب کربلاییم میکنی

مست بین الحرمینم میکنی

به زیر دینم با والدینم میام حریمت

جلد هواتم که دونه میدی به یا کریمت

پر میزنم روی منحنی تا سر میخرم من

دیگه چی میخوام وقتی با قنبر بر میخرم من

اقام اقام حسین

************

ملائکه تو اسمون مات و مبهوت تو اند

وقتی با رقیه صحبت میکنی

دست ماها نیست که میایم میشینیم توی خونت

تو خودت همه ر دعوت میکنی

تا که جوونم جاری اسمت روی زبونم

میخونم از تو مادرت اقا هی میگه جونم

بی بی رسیده مزدم و میده کوه امیده

مادره شاهه پشت و پناه مار و خریده

اقام اقام حسین

شعرخوانی

نه که گفته که تو جا در دل دنیا داری

تو سر دوش ابالفضل فقط جا داری

شور ذکر تو که شیرین شده از این جهت است

که به نامت نمک حضرت زهرا داری

هر کسی لایق ان نیست شود سینه زنت

این هم از گوشه چشمیست که بر ما داری

دل ارباب سر ذوق می اید وقتی

جا در اغوش علی اکبر لیلا داری

شام تسخیر سپاه اسرا شد زیرا

تو به دوشت علم زینب کبری داری

رک و رو راست حسودیم می اید وقتی

که عمویی چو علمدار حرم را داری

هر گز سراغ شخص عوامی نمیرویم

مرغیم سوی دانه و دامی نمیرویم

تا در جهان سه ساله ماست پایه گسترت

زیر بلیط هیچ مقامی نمیرویم

حاتم که ز جود شهرتی پیدا کرد

تا بر تو رسید سفره اش را تا کرد

قربان دو دست کوچکت بی بی جان

کز خلق گره های بزرگی وا کرد

شور

دل سیاهم و زر میکنی چشمای خشکم و تر میکنی

محو تو میشه ابالفضل تا که چادر زهرا رو سر میکنی

عمریه سفره داری هوای ما رو داری

کنج قلب نو کرا جا داری

ممنونتم رقیه مدیونتم رقیه

کوشه نگات بهم جا دادی

یالا بکوب تو سینه بی بی داره میبینه

هر چی میتونی واسش مایه بذار

دست خالی نمیری پس تو واسه سه ساله کم نذار

رقیه بنت الحسین

**************

اسم تو روی لبا زمزمه قشنگ ترین نوه فاطمه

برای کرب و بلا رفتنم فقط یه امضای تو لازمه

درد و بلات به جونم بی بی مهربونم

واسه شما که ماری نداره

یک شب جمعه خانوم

راهی کنی گدا رو که تو بین الحرمین پا بذاره

تاب و تبم حسینه ماه شبم حسینه

بابی انت و امی یا حسین

حاجت من همینه خدا کنه که باشم

توی دنیا و تو محشر با حسین

امیری یابن فاطمه

شور

دم هیئتم توی نوبتم خدا میدونه خیلی بی طاقتم

رفیقم داره میره کربلا یه سلامی بده به نیابتم

ولی غصه نیست اقا راحتم اخه هر جا باشم زیر سایتم

با همین دل بی قرارمم شب جمعه ها غرق زیارتم

اقام ای حسین

**********

شه با وفا نفست صفا میده خاک درت دلم و شفا

توی قلب من تا به عشقته به حرارت تربت کربلا

یه نگاه به این دل بی نوا دلی که میتپه پای روضه ها

پای پرچمت علم غمت تو رو هر نفسم میزنم صدا

اقام ای حسین

**********

جون مادرت من و از درت نرونی اخه میمیره نوکرت

اب و نونمی همه جونمی همه عزتم از صدقه سرت

شنیدم چقدر شب اخرت برا ما دعا کردی با خواهرت

به دعای تو تو و مادرت شدم عبد دره علی اصغرت

اقام ای حسین

مناجات پایانی

نقشم به نگاری پریشان رقیه

نامم بنویسید به دیوان رقیه

یا نوکر و یا سائل الطاف کریمش

یا زائر و یا خادم و دربان رقیه

جان پدر و مادر و این ایل و تبارم

یک جا بسپارین به قربان رقیه

این بار قسم میدهمت حضرت ارباب

امضا بنما تذکره ام جان رقیه

باید بخرد هر چه بلا هست به جانش

هر کس که شود پیرو عرفان رقیه

بر عالم فرسوده دهد جان دوباره

هر قطره ای از خون شهیدان رقیه

فردای قیامت همه اهل قیامت

هستند همه دست به دامان رقیه

نامم بنویسید به دیوان رقیه

 

 

 

 

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است.

مهجه |  www.Mohjat.net

@mohjat_net

 غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

دیدگاهی بنویسید

  1. بازتاب: اشعار شب چهارم محرم ۱۳۹۴ جواد مقدم با لینک مستقیم از سایت مهجه | دانلود کتاب مداحی

0