.  اشعار محرم 99 منتشر شد
 تلگرام سایت مهجه

اشعار شب سوم محرم ۱۳۹۴ مجید بنی فاطمه

اشعار شب سوم محرم ۱۳۹۴ مجید بنی فاطمه

اشعار شب سوم محرم ۱۳۹۴ مجید بنی فاطمه

اشعار شب سوم محرم ۱۳۹۴ مجید بنی فاطمه

 

 

روضه

هر کس از دل دعا دارد امیدی بر شفا دارد

درد ما را تویی درمان درد دوری دوا دارد

وقت گذر است بیا مهدی چشمم به در است بیا مهدی

با چشمم راهت را جارو زده ام من منتظرم

با دست خالی بر تو رو زده ام من منتظرم

بیا اقای من

**************

همه شادند دخترت گریان همه خوابند و دخترت بیدار

خیلی امروز مردم این شهر دادنم با نگاهشان ازار

دخترت را ببر به همراهت خسته از دست روزگار شده

یا که تشخیص تو شده مشکل یا دو چشم رقیه تار شده

گر به دور سرت نمی گردم پر پرواز من شکسته شده

مثل سابق زبان نمیریزم دو سه دندان من شکسته شده

وسط ازدحام و خنده شام بغض تنهایی ام ترک میخورد

هر کجایی که گریه میکردم عمه ام جای من کتک میخورد

دختری چندکوچه بالا تر تا من و رخت پاره ام را دید

بین دستش عروسکس ام داشت به من و حال روز من خندید

میکشم دست بر سر و رویت چقدر پلک تو ورم دارد

بر لبت زخم تا بخواهم هست ولی انگار بوسه کم دارد

انقدر روی خار ها رفتم به خدا هر دو پای من زخم است

لرزش دست من طبیعی نیست نوک انگشت های من زخم است

*****************

دیر اومدی بابا حق داری که دخترت و به جا نمیاری

دیر اومدی بابا خدا رو شکر که عمو رو اینجا نمیاری

دیر اومدی بابا برا چی شیر خواره رو پیش ما نمیاری دیر اومدی بابا

دم سحر اومدی چه بی خبر اومدی تنت کجا مونده که فقط با سر اومدی

درد دلام زیادن به جون ما افتادن هر کاری کردم بابا سرت رو پس ندادن

*********

دیر اومدی بابا نمیدونی تو این سفر چی سرم اومده

دیر اومدی بابا هر کی که از راه رسیده دخترت و زده

دیر اومدی بابا انقدر برات بگم که زجر بی حیا بده

چه بی هدف می کشید به هر طرف می کشید من و برا کینه از شاه نجف می کشید

بعد تو از غم پرم خیلی ازت دلخورم انقده خوردم زمین خاکی شده چادرم

زمینه

از طرف زهرا میرسه دست ما شال عزای تو

روی لبم نوحه و دم یا حسین

روضه به پا میشه خیمه ما میشه کرب و بلای تو

تا که میگم زیر علم یا حسین

زمینه

من از غصه دوری تو میمیرم

من از دست تموم شهر دلگیرم

همین دیشب بود که خواب تو رو دیدم

دیدم با سر تو پیش خدا میرم

من و ببر تموم تنم درد میکنه

من و ببر بابا کمرم درد میکنه

بیا بریم بدون تو من دق میکنم

مثه رباب تموم سرم درد میکنم

یادم نمیره ازار دیدم بازار دیدم

تا مونده بودم و بعد از اون دیگه تار دیدم

بیا بریم که دیگه رقیه پیر شد

من و ببر بابا جونم دیر شد

بابا

*************

نبودی بابا هر دفعه زمین خوردم

فقط اسمت و زیر دست و پا بردم

همون لحظه که از ناقه افتادم

دعام این بود کاش همون جا میمیردم

عجب شبی یکی همه موهام و کشید

چشای من بابا دیگه هیچ جا رو ندید

تا کاروان همش این و گفتم با خودم

که کاش صدا به گوش علمدار می رسید

دیدی که سوخته موهام بابا تنهام بابا

راستی نداری مرحم واسه زخام بابا

کبودی بدن من زود بود

برای پر زدن من زود بود

بابا

************

نبودی عمه تو بزم شراب اومد

نبودی دختر تو با طناب اومد

تموم گریه هاش و بچه ها دیدن

ندیدی بابا چی سر رباب اومد

بگو بهش چشات و به گهواره ندوز

بگو بسه که دق میکنی اخر یه روز

شبا تا صبح یه گوشه ای هق هق میکنم

اخه رباب تو فکر علمدار هنوز

پر میکشم دیگه من مشب از ویرونه

حال من و توی این شبها کی میدونه

از این همه غل و زنجیر سیرم

حلال کن من و عمه میرم

بابا

زمینه

مجنون باید با لیلا باشه

ماهی باید با دریا باشه

بابا همش خودت می گفتی

دختر باید با بابا باشه

بابا اینا نامردن اینا با ما بد کردن

گفتم بابام و می خوام برام یه سر اوردن

بابا ببین شده دل من اروم تو

بابا ببر دیگه رقیه خانومت و

نوحه

ای همه جا سایه تو روی سرم ثار الله

ناله کنم هم نفس اهل حرم ثار الله

مبادا بدون تو زنده بمانم

مبادا دمی نوحه ات را نخوانم یا حسین

نوحوا علی الحسین سلطان کربلا

***********

بی خبرم خون جگرم پس تو کجایی بابا

ناله کنم تا به سحر تا تو بیایی بابا

بیا تا شبی را کنارت بمانم

بیا تا برای تو از دل بخوانم یا حسین

نوحوا علی الحسین سلطان کربلا

***********

امده ای منزل ما ای سر خونین بابا

بسته ام از ستاره هه حجله رنگین بابا

سلام ای به دامان من ارمیده

تو با من بخوان ای گلوی بریده یا حسین

نوحوا علی الحسین سلطان کربلا

واحد

سر امد شام غم هایم مه عیدم کجا بودی

شب ارامشم صبح امیدم کجا بودی

سفر انقدر طولانی نگفتی دختری داری

نمیدانی چه بعد از عمه پرسدیم کجا بودی

مغیلان چیست میدانی فقط این را بگو عمه

ز پایم دانه دانه خار میچیدم کجا بودی

نه لالایی نمی خواهم دگر اما در این مدت

که من زا درد یک شب هم نخوابیدم کجا بودی

نبودی زجر کاری کرد حتی گفتنش سخت است

به خود پیچیدم از ان درد پیچیدم کجا بودی

نمیخواهم بگویم که کجا رفتم نمی خواهم

بپرسم از تو در بازار چرخیدم کجا بودی

نمیخواهد بگویی که کجا رفتی نمی خواهم

که زا خاکستر گیسوت فهمیدم کجا بودم

به زحمت روی پنجه ایستادم در میان بزم

خودم با چشم خود دیدم خودم دیدم کجا بودی

واحد

اره این دل دلداری داره که قدرش و نمیدونه

چه کنم از دست این دل که همیشه دل سرگردونه

دل من دلدارش تو نبض من هر بارش تو

توی این دنیا و اون دنیا هم یارش تو

واسه مجنون لیلایی واسه تشنه دریایی

خدایی که اقای اقای اقایی

شور

وقتی دل تنگم نمیشه برم

من اروم میشم با عکس حرم

قلبم محتاجه یه جرعه نفس

من باشم با تو همین من و بس

دل تنگی یعنی حال من

دل تنگی شد وبال من

دل تنگی سخته واسه اون که هوایی میشه

بی تابی یعنی گریه ها

بی تابی بغض تو صدا

بی تابی یعنی نوکرت کربلایی میشه

حرم من و اشک و اه حرم من و خیمه گاه

حرم من و قتلگاه

**************

دل توی صحن تو مونده چقدر

دل تنگت بودم من از شب قدر

دعا کردم از کرامت تو

تقدیرم باشه زیارت تو

اینجا هم مثل کربلاست

اینجا هم روضتون به پاست

اینجا هم مادرت میاد و برات میخونه

وای از درد فراق من

شبهای جمعه داغ من

ناله بی بی فاطمه با یه قلب خونه

حرم هوای مرقد حرم دلامون پر زد

حرم مادرت اومد

 

 

 

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است.

مهجه |  www.Mohjat.net

@mohjat_net

 غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.
0