.  اشعار محرم 99 منتشر شد
 تلگرام سایت مهجه

اشعار شب سوم محرم ۱۳۹۴ مهدی میرداماد

اشعار شب سوم محرم ۱۳۹۴ مهدی میرداماد

اشعار شب سوم محرم ۱۳۹۴ مهدی میرداماد

اشعار شب سوم محرم ۱۳۹۴ مهدی میرداماد

متن کامل همه اشعار محرم ۹۴ با مداحی حاج سید مهدی میرداماد

 

 

روضه

بیا که خانه دل بی تو رو به ویرانیست

هوا بد است هوا ابریست طوفانیست

خزان گذشت و خزان فراق هست هنوز

بدون تو همه فصل ها زمستانیست

شب فراق بلند است یا شب یلدا

کجا شبی چو شب انتظار طولانیست

کمی برای تو بگذار روضه خوان باشم

که چشمت از غم جدت همیشه بارانیست

مریض عشق شدم بس به روضه خو کردم

فقط دوای من این است گریه درمانیست

روضه

عمه شب محبوبه امشب معلوم حالم خوبه امشب

میکوبه قلبم مثل گنجیشک عمه دلم اشوبه امشب

عمه ببین که جای اون دست سرخی هنوز رو گونه داره

بابام داره امشب میادش ای بچه ها کی شونه داره

تاریکه اما خیلی خوبه مهتاب امشب نیست عمه

بابام من و اینجور ندیده موهام مرتب نیست عمه

عمه از درد لبهام زیر دندون زخم توی لبهام میسوزه

شبا چقدر سرده خرابه عمه کف پاهام میسوزه

کاشکی مدینه بودیم عمه ای کاش نا محرم نداشتیم

مرحم نداریم کاش میشد معجر رو زخمامون میذاشتیم

عمه بابام بیاد خرابه منم باهاش میرم ایشاالله

بابام بیاد میگم بهش که عمه یه پا مرده ما شاالله

میگم بهش وقتی که رفتی عمه به جای ما کتک خورد

افتادم از رو ناقه اونشب با مشت دندونام ترک خورد

افتادم و از حال رفتم من خواب بودم با لگد زد

اصلا نفهمیدم که چی شد بابا خلاصه خیلی بد زد

خیلی دیگه بی حوصلم من بابام خیلی دیر کرده

کاری براش پیش اومده یا موهاش به نیزه گیر کرده

یه حسی داره میگه الان جونم به روی لبهام اومد

عطر بابامه بوی سیبه عمه کمک کن بابام اومد

گم کردم عمه دست و پام و جونی نمونده توی دستام

عمه مراقب باش نیفته بابام و بگذار روی پاهام

بابا سلام ویرونمون و امشب چراغون کردی بابا

سنگین شده سایت عزیزم یاد غریبون کردی بابا

نیاوردی عموم و شکوه به عباست کنم من

چشمام نمی بینه که باید با دست احساست کنم من

چشمام نمی بینه که با دست دارم پی چشمات میگردم

تو حسرت یک بوسه مردم دارم پی لبهات میگردم

زمینه

این پا و اون پا نکن بابا چشمام و دریا نکن بابا

دارم میمیرم من از دوری امروز و فردا نکن بابا

امشب نیای دیگه فردا دیره امشب نیای دخترت میمیره

امشب نیای دیگه کی از خولی گوشواره های من و پس میگیره

سرم زخمی سرت زخمی چقدر شد خواهرت زخمی

************

چیزی نمونده ازم بابا کشته من و دشمنم بابا

از وقتی افتادم از ناقه زخم تموم تنم بابا

افتادم و بوی زهرا اومد مادر اومد حال من جا اومد

رو زانوهاش خوابیده بودم که یه بی حیایی بابا از راه اومد

از اون وقت که اومد میزد نمیدونی چه بد میزد

بابایی با لگد میزد

************

الان بابایی کجا هستی شاید روی نیزه ها هستی

شاید که کنج تنوری و شاید تو تشت طلا هستی

راستی بابا دیگه چشمام تاره راستی بابا پیرنم شد پاره

راستی بابا اگه دیدی پیرم این اثار رد شدن از بازاره

هزار دفعه بابا مردم رو نی زخمات و میشمردم

زمین خوردی زمین خوردم بابا مردم

نوحه

ماه عزا امد از راه با پرچم سرخ یا ثار الله

ما با همین پرچم روز محشر دو ر تو میگردیم ان شاء الله

ای سالار همه شهیدان روحی لک الفدا حسین جان

ای سر مستور نور علی نور شش گوشه ات را میبوسم از دور

مولا حسین جان

*********

با اشک و اه خود مثل زهرا طوفان به پا کردی صحرا صحرا

با ناله های خود در ویرانه گشتی رجز خوان راه بابا

نام او را که دم گرفتی خواب از چشم ستم گرفتی

در کاخ ظلمت غوغا به پا شد شام از خروشت چون کربلا شد

بی بی رقیه

*************

هر جان عاشق با شور و احساس بر حرمت کویت باشد حساس

وقت دفاع از ان مرقد باشد رمز نبرد ما نام عباس

شمر و خولی اگر زیاد است جان ما تشنه جهاد است

ما کشتگان بانوی عشقیم ما حافظان شهر دمشقیم

مولا حسین جان

واحد

خبر داری تب کردم ای بابا خبر داری پر درم ای بابا

خبر داری که گوشواره هام و توی خیمه گم کردم ای بابا

خبر داری چهل منزل پی تو میگردم ای بابا

خبر دارم افتادی از نیزه خبرداری افتادم از ناقه

از اون شب که دشمن من و میزد هنوز ای بابا صورتم داغه

خبر سنگینه عدو بی دینه دیگه چشم من نمی بینه

واحد

من از عاشورا این و فهیمدم که لبیکم عاشقانه باشه

امامم رو تنها نمیگذارم قراری که داشتم سر جاشه

ندای هل من ناصر ارباب تن اصحابش رو تکون میده

اگه حتی مرده باشی بازم ندای اقات بهت جون میده

یاد گرفتم از کلاس کربلا خون دارم که فرش زیر پات کنم

مادر وهب عجب شعاری داد سر خدا بهم داده فدات کنم

نفسم رو میگیره روضه حتی قدر دو بیت کوتاه

مثل اصحاب منم میخونم لک لبیک یا اباعبدالله

دودمه

لیله قدر من است و پدرم امده است

مکن ای صبح طلوع

از سفر امده وقت سفرم امده است

مکن اسی صبح طلوع

شور

مولایمان به ما گفت حق ولی همین است

باید که جان فدا کرد سرباز این چنین است

هر جا همیشه گفتیم بر ما حسین امام است

اشکت اگر ببینیم خنده به لب حرام است

پای رکاب تو در اوج ایمانیم

ما تا نفس داریم رزمنده می مانیم

زهرا میخواست نوکر باشیم

تا از حال دل تو با خبر باشیم

یا لیتنا کنا معک حسین

***********

شور افرین رسیدن تا اوج عشق و ایمان

دستان انقلاب است بر دامن شهیدان

باغی که سر بلند است سرو رشید دارد

کوچه به کوچه این شهر بوی شهید دارد

شهد شهادت را مستانه نوشیدند

با دست خالی هم مردانه جنگیدند

همواره مشتاق رفتن به قربانگاه

تا کربلا رفتن با امر روح الله

یا ثار الله و ابن ثاره شهادت پای تو چه لذتی داره

 

 

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است.

مهجه |  www.Mohjat.net

@mohjat_net

 غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

دیدگاهی بنویسید

0