.  اشعار محرم 99 منتشر شد
 تلگرام سایت مهجه

اشعار شب سوم محرم ۱۳۹۵ امیر کرمانشاهی

اشعار شب سوم محرم ۱۳۹۵ امیر کرمانشاهی

اشعار شب سوم محرم ۱۳۹۵ امیر کرمانشاهی

اشعار شب سوم محرم ۱۳۹۵ امیر کرمانشاهی

 

 

روضه

شور سفر کردن ز تو دلشوره با من

حالی بپرس از ما میان کوی و برزن

از یمن ما اباد میشد هر خرابه

دیدی که اخر در کجا کردیم مسکن

یادت میاید در بیابان میدویدم

دامن دچار اتش و اتش به دامن

شد سهم من از خار و از سیلی و زنجیر

هم درد پا و درد گوش و درد گردن

از سنگ باران یهودی ها رسیدم

یک جای سالم نیست در ایینه تن

دیدی که زیر چشم را نقاش بی ذوق

کامل سیاهش کرد جای سایه روشن

اه ای تنور نیمِ روشن وای بر تو

بابا چه شد موی بلندت وای بر من

صورت خاکستری و خونِ بر لب

کی گفته زیبا نیستی تو اتفاقا

روضه

اومدی اما حالا دیگه دارم میفتم از پا

تموم کار من ای بابا ببین شدم شبیه زهرا

سنی ندارم اما ببین سفید گیسوی من

کبود دست و بازوی من لگد زدن به پهلوی من

توی خرابه امشب هلال غم دمیده بابا

سرت و کی بریده باباموهات و کی کشیده بابا

کرب و بلا تا اینجا باید هزار دفه میمردم

بابا تا اسمت و می بردم از این و اون کتک میخوردم

وای من از شهر شام لباس پارم و میدیدن

به حال و روز من خندیدن عروسک من و دزدیدن

خواب میبینم هر شب من تو مجلس یزیدم بابا

چه حرفایی شنیدم بابا دیگه نگم چی دیدم بابا

حرفا زیاد اما یکیش و من بگم شرمنده

اونی که دستم و میبنده من و میزد برای خنده

اون شبی که زجر اومد تو گوش من هنوز حرفاشِ

رو صورتم جای دستاشِ رو چادرم رد پاهاشِ

*******

دیدی اخر غم عشق تو گرفتارم کرد

داغ لبهای تو چون لاله تب دارم کرد

چشمم افتاد به پیشانی تو ماتم برد

عمه کوبید به محمل سرا بیدارم کرد

دست بسته به روی ناقه نشستن سخت است

همسفر بودن با حرمله بیزارم کرد

خسته بودم به روی ناقه کمی خوابم برد

زجر از راه رسید و زد و بیدارم کرد

لگدی زد که خدا قسمت کافر نکند

زمینه

روضه سر بسته تر بهتره گریه پیوسته تر بهتره

وقتی که روضه دختره روضه خون خسته تر بهتره

ای سادات می بخشید که روضه سنگینه

چشمای سه ساله دیگه تار میبینه

لال بشه روضه خون رقیه

سیلی برده امون رقیه

یا رقیه

**********

روضه خون گفت و من زار زدم هی سرم رو به دیوار زدم

یاد بی بی خودم رو توی روضه کوچه بازار زدم

ای سادات می بخشید که روضه مکشوفه

خاکستر میریختن رو سرش تو کوفه

لال بشه روضه خون رقیه

داره لکنت زبون رقیه

یا رقیه

**********

روضه خون عمه قافله روضه هم روضه فاصله

وای اگه دختری نیمه شب گم شه با پای پر ابله

ای سادات می بخشید که این روضه داغه

افتاده سه ساله با سر از رو ناقه

لال بشه روضه خون رقیه

مرده با تازیونه رقیه

یا رقیه

زمینه

ای جان حسین جانان حسین

عالم سنه قربان حسین

دست من و دامان تو

چشم من و احسان تو

ای جان من قربان تو

هر کس که سینه میزند گویی عبادت میکند

از گریه کن های حسین زهرا شفاعت میکند

******

شاهنشه هفت اسمان

ای صاحب کُن و مکان

ارواحنا لک الفدا

نامت دوا ذکرت شفا

یا ساکن کرب و بلا

تا نوکر دربارتم چیزی نمیخوام از خدا

چیزی نمیخوام از خدا الا حسین و کربلا

******

ای سایه روی سرم

میر و علمدار حرم

یابن امیر المومنین

ای روشنی بخش زمین

شهزاده ام البنین

با نام طوفانی تو روحم شفا خواهد گرفت

روز قیامت دست تو دست مرا خواهد گرفت

شور

منم و این صنم و عاشقی و باقی عمر

گریه کن او فلک سینه زن او ملک

زائر کرب و بلا الله معک

یا حسین ابن علی صبح سپید بر تو سلام

یا قتیل العبرات شاه شهید بر تو سلام

شد ضربانم حسین خط امانم حسین

با همه عالم بگو جانم حسین

ناله دل شکنم روح و تنم کرب و بلا

از ازل تا به ابد شد وطنم کرب و بلا

بر دو جهان نور عین قبلگه عالمین

شد همه سرمایه ام حب الحسین

علقمه حج من و عرش خدا روی زمین

من و مادر پدرم نذر یل ام بنین

شور

این همه ایوس بی قرن داری ای شه بی کفن

تا یزیدیا زنده ان کشته هات مثه عابسن

عشق تو برای مجنون بس

عاشقات نمی کشن پا پس

هر کجا که دشمنت باشه

شیعه با لباس رزمش هست

حرای سپاه تو میخونن تو راه تو

با یه دل آگاه لا اله الا الله

محمد رسول الله علی ولی الله

*****

باشه سرزمین حرم دست خادمین حرم

رحمت خدای حسین بر مدافعین حرم

جون میدن همه برا زینب

میزنن با غم صدا زینب

حک شده رو بازو بنداشون

کلنا فداک یا زینب

نغمه رجز هاشون با صدای زیباشون

زیر سایه ماه لا اله الا الله

محمد رسول الله علی ولی الله

شور

آسمون داره برای من گریه میکنه

پا به پای گریه های من گریه میکنه

چشم من دیگه بعیده که وا بشه بابا

عمه زینبم به جای من گریه میکنه

گوش منو داد موی منو باد از نفس افتاد دیگه رقیه

روی منو چنگ سر منو سنگ اخ شده دلتنگ دیگه رقیه

دستام سوخت بابا پاهام سوخت بابا

از بس گریه کردم پلکام سوخت بابا

******

پا برهنه جا میمونمو پشت مرکبا

باورم نمیشه که رو نیزس سر بابام

من رو خاک ویرونه که خوابم نمیبره

شد صدای تازیونه لالایه شبام

دلش میگیره که پیره پیره باید بمیره دیگه رقیه

نداره معجر روزای آخر شده کبود تر دیگه رقیه

شبهای تارم گریه شد کارم با برده فروشا توی بازارم

******

دونه دونه آبله پاهامو میشمورم

گریه میکنم میسوزمو غصه میخورم

جای دستا شونو میبینی روی صورتم

جای چکمه هاشونو ببین روی چادرم

قدش خمیده موهاش سپیده نفس بریده

منو یه نامرد ازمو بلند کرد آخ داره سردرد دیگه رقیه

خون شد قلبم تا بسته شد دستام رفتیم با چه وضعی تو بزم مستا

 

 

 

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است.

مهجه |  www.Mohjat.net

@mohjat_net

 غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

دیدگاهی بنویسید

0