.  اشعار محرم 99 منتشر شد
 تلگرام سایت مهجه

اشعار شب سوم محرم ۱۳۹۵ محمدرضا طاهری

اشعار شب سوم محرم ۱۳۹۵ محمدرضا طاهری

اشعار شب سوم محرم ۱۳۹۵ محمدرضا طاهری

اشعار شب سوم محرم ۱۳۹۵ محمدرضا طاهری

 

 

مناجات با امام زمان (عج)

ناله هایت می رسد تا مشق زینب می کند

اشک هایت می چکد تا گریه هر شب می کند

دستمال گریه ات را بوی روی چشمم می کشی

تا ببینی چشم خود از خون لبالب می کنم

عشق هم از جالب لیلاست مجنون شهره است

دوست می میرد برایم من فقط تب می کنم

می زنی روی سرت تا یاد آن سنگ می کنی

می زنم روی لبم تا یاد آن لب می کنم

بر کفن هی می نویسم دوستت دارم حسین

این لباس عشق را غرق مرکب می کنم

مجلس روضه گره از زندگی وا می کند

بچه هایم را در این روضه مودب می کنم

روی سر کنج خرابه دست دارد می کشد

گفت رگ های گلویت را مرتب می کنم

  روضه

اینجا چقدر دور و برم داد می کشند

افتاده هر کجا گذرم داد می کشند

از نیزه دارها که توقع نداشتم

طفلان شام هر به سرم داد می کشند

بر خورد به من چقدر بر سر رباب

تا ناله می کند پسرم داد می کشند

تقصیر من که نیست عمو روی نیزه نیست

عمه بگو بگو که بی خبرم داد می کشند

بر نیزه بودی و دل من رفت

عمه گفت آهسته تر بگو پدرم داد می کشند

بابا نمیشود که بخوابیم می پریم

هی وقت خواب روی سرم داد می کشند

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دیدن دستای بسته اومدی ؟

پیش کاروان خسته اومدی ؟

حالا که دیگه نمی تونم پاشم

حالا که پاهام شکسته اومدی ؟

بابا بگو تو خرابه بندم نکنند

بیشتر از این گله مندم نکنند

بخدا خیلی سرم درد می کنه

بگو از موهام بلندم نکنند

شنیدم موی تو هم کشیده شد

خیلی طول کشید سرت بریده شد

شنیدم یکیش به کوفه بر نگشت

نیزه هایی که واست خریده شد

کی روی سینه ات نشسته بابایی

چشمای نازت و بسته بابایی

هنوزم داره خون از لبت می ره

دندونات و کی شکسته بابایی

بابا جون مثل تو دنیا نداره

تو دلم جز توکسی جا نداره

دخترا من و به هم نشون می دن

میگن این دختره بابا نداره

دم دروازه همین که رسیدم

چیزی جز بی احترامی ندیدم

تو شلوغی وسط نامحرما

صدای آه عموم و شنیدم

از نگاه تو دوتیز بدم میاد

توی شام از همه چیز بدم میاد

مجلس شراب من وریخته بهم

خیلی از اسم کنیز بدم میاد

دلا رو با روضه بی قرار کنم

همه  رو به داغ تو دچار کنم

نون و خرما جلو پام پرت می کنن

چند روضه گرسنمه بگوچیکار کنم

تو رو هی می بوسیدم یادش بخیر

روی پات می خوابیدم یادش بخیر

واسه من قصه می گفتی یادته

خوابای خوب میدیدم یادش بخیر

می خونم با این لبای پر خون

زیر لب انا الیه راجعون

نباید محتضر و تنها گذاشت

این شب آخری رو پیشم بمون

  زمینه

یا قتیل العبراه        حسین

یا اسیر الکرباه     حسین

کشتی امن نجات     حسین

جان عالم به فدات   حسین

حسین آقام آقام آقام

****

از غمت خونجگرم     حسین

سایه ات روی سرم    حسین

از سرم می گذرم      حسین

چون شهیدان حرم    حسین

حسین آقام آقام آقام

  زمینه

درد از زمین و آسمون می باره

روزام مثه شبام تیره و تاره

هر چی بگی به دخترت می گفتم

دختر مگه چقدر تحمل داره

اونیکه برید گلوت و نمی گفت که من میبینم

پاهاتم که گذاشتی حالا من کجا بشینم

من و بزنن یا نزنن می لرزم

من و بِکِشَن یا نَکِشَن میافتم

من و بُکُشَن یا نَکُشَن می میرم

ببین کی گفتم

*******

تقدیر اینه که دخترت تنها شه

هرجور شده شبیه زهرا باشه

بابا من و ببخش اگر این پاهام

امشب نمی تونه به پا تو پاشه

می بینی صدام گرفته رنگ صورتم پریده

نیگا کن طناب چه ردی روی گردنم کشیده

صورت منم کبود شده مثل تو

چه خوبه مصیبتات با من قسمت شه

سه ساله رو با خودت ببر بابایی

دیگه راحت شه

*******

نفرین به شام و کوفه و نامردا

حتی حیا نمی کردن از زنها

از بس ما رو هر جا بگی می بردن

جونم دیگه به لب رسیده بابا

حرفای نگفته دارم که یکیش بزم شرابه

یه سرش بازار شام و یه سرش کنج خرابه

نمی دونم از روی نیزه دیدی یا نه

مارو چجوری بردن تو نامحرم ها

شنیدی یا نه هی زیر لب می گفتم بابا

 

 نوحه

ای سر بی بدن ازهمه سر تری

یا مرا می کشی یا مرا می بری

ای گلو بریده ی من از سفر رسیده ی من

آمدی وبا تا برگشت نور هر دو دیده ی من

شبانه درکنج ویران نشاندمت روی دامان

خوش آمدی ای پدر جان

ابا الغریب ای حسین جان

****

غرق خون گیسویت غرق خون گیسویت

جای سنگ بر رویت جای چنگ بر رویت

زانوان خسته دارم پهلوی شکسته دارم

مثل پیرزن شدم من پای پینه بسته دارم

به گردنم طوق زنجیر شبی نخوابیده ام سیر

سه ساله ای اینگونه شد پیر

ابالغریب ای حسین جان

****

بعد تو زیر پا پاره شد چادرم

شب به شب جای ناز پشت دست می خورم

ای پدر توکه نبودی درد محله ی یهودی

یک نفر به دخترت گفت نمی کشم تو را به زودی

چه گویم از ضجر نامرد که جان به لبهایم آورد

همه تنم را لگد کرد

ابالغریب ای حسین جان

  واحد

جگرم سوخته صدام شرر داره

یا حسین گفتن من اثر داره

باید این بزدل های شام بدونن

نوه ی ابوتراب جگر داره

سر تا پاش شبیه باغ لاله ام

همه شب گر میگیرد با ناله ام

فاطمه شدن به سن و سال که نیست

من خودم یه زهرای سه ساله ام

نفسم با روضه تو دم گرفت

گریه عجیبی از حرم گرفت

شهر شام و یک تنه آتیش زدم

دشمن تو من و دست کم گرفت

حمد و با دلی شکسته می خونم

قنوت و با دست بسته می خونم

نماز وترم و مثل عمه ام

نیمه های شب نشسته می خونم

تا بخوای بازم کبوترم بازم بابا

با پر شکسته می پرم بابا

زیر دست وپا هم افتادم ولی

رو سریم نیافتاد از سرم علی

تک(کربلایی حسین طاهری )

حالا که با سر اومدی میشم سرباز آخرت

دوباره جای فاطمه می گردم من دور سرت

به یاد جوانان حسین

به جای یتیمان حسین

منم گوش به فرمان حسین ،به فرمان حسین

خدا می دونه تا وقتی زنده ام

بهم میریزم دنیا رو می گیرم حق بابا رو

*****

تموم لشکر اومدن برای بیعت با حسین

روی لبهاشون جاریه فقط لبیک یا حسین

همه محو چشمان حسین

همه جان به قربان حسین

همه گوش به فرمان حسین ، به فرمان حسین

سفارش کرده حسین تو خیمه

علم باید بالا باشه تو دستای سقا باشه

بنبـــــیٍّ عـــربیٍّ و رسول ٍ مدنیٍ

و اخیـــه اســـــدالله مســمّی بعلی ٍّ

و بزهـــراءِ بتول ٍ و باُم ٍّ ولدتهــا

و بسبطیه و شبلیه هما نجلا زکیٍّ

و بسجـّاد و بالباقر و الصّادق حقّا

و بموسی و علــیٍّ و تقــیٍّ و نقیٍّ

و بذی العسکروالحُجّهٍ القائم بالحق

الّذی یضرب بالســیف بحکم ازلی

تک(کربلایی حسین طاهری )

خدا می دونه تا وقتی زنده ام

بهم میریزم دنیا رو می گیرم حق بابا رو

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تموم لشکر اومدن برای بیعت با حسین

روی لبهاشون جاریه فقط لبیک یا حسین

همه محو چشمان حسین

همه جان به قربان حسین

همه گوش به فرمان حسین ، به فرمان حسین

سفارش کرده حسین تو خیمه

علم باید بالا باشه تو دستای سقا باشه

بنبـــــیٍّ عـــربیٍّ و رسول ٍ مدنیٍ

و اخیـــه اســـــدالله مســمّی بعلی ٍّ

و بزهـــراءِ بتول ٍ و باُم ٍّ ولدتهــا

و بسبطیه و شبلیه هما نجلا زکیٍّ

و بسجـّاد و بالباقر و الصّادق حقّا

و بموسی و علــیٍّ و تقــیٍّ و نقیٍّ

شور(کربلایی حسین طاهری )

فاش می گویم واز گفته ی خود دلشادم

بنده ی عشقم و از هر دو جهان آزادم

تا شدم حلقه به گوش در میخانه ی عشق

هردم آید غمی از نو به مبارک بادم

ای جانم ای جانم ای جانم

ذلف بر باد مده تا ندهی بر بادم

من از آن روز که در بند تو ام آزاده ام

نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار

چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم

اول سلامم جانم جانم

ختم کلامم  جانم جانم

حسین ای جانم

شور(کربلایی حسین طاهری )

برا خودم می خونم شبای بی قراری

که من بابا ندارم تو هم بابا نداری

اگه موهای سرت مادر من سفید شده

امید ما برای همیشه ناامید شده
اگه من یتیم شدم همه ی دلخوشیم اینه

که بابای من برا بابای تو شهید شده

قربان حرم کوچیک تو زندگیمه فدای تار موت

روی پیشونی بابای من بوده همیشه اسم عموت

سیدتی یا رقیه خاتون

*******

بابام بوده یکی از نوکرای قدیمت

همه کسم فدای دفاع از حریمت

بخدا اگه سر از بدن ما جدا  بشه

خونمون رو بریزن سوریه کربلا بشه

همه خونواده م از فدا بشن برای تو

نمی زاریم دوباره حرم تو خراب  بشه

هر کی باباش به خدا میمیره واسه  دخترش

چشم به راه بابامم  ولی نیومد آخرش

غصه های من کجا کنار غصه های تو

شنیده م اومد بابات به دیدن تو با سرت

ای فدای پدرو مادرت جون من و پدر ومادرم

افتخاره شدم بچه ی یک شهید مدافع حرم

سیدتی یا رقیه خاتون

*****

جای خالی بابام غصه ی هر شبیه

رو قبر اون نوشتن شهید زینبیه

برا من چیزایی که برای تو بود نشد

بعد بابا خونمون پر آتیش و دود نشد

پدرم رفته ولی کسی من و کتک نزد

صورت من که مثه صورت تو کبود نشد

هر کی برای تو شهید بشه  تو قیامته که حاش خوشه

کاش بشه که برای تو جون بدیم غصه یتو همه رو میکش

سیدتی یا رقیه خاتون

 

 

 

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است.

مهجه |  www.Mohjat.net

@mohjat_net

 غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

دیدگاهی بنویسید

0