.  اشعار محرم 99 منتشر شد
 تلگرام سایت مهجه

اشعار شب سوم محرم ۱۳۹۵ میثم مطیعی

اشعار شب سوم محرم ۱۳۹۵ میثم مطیعی

اشعار شب سوم محرم ۱۳۹۵ میثم مطیعی

اشعار شب سوم محرم ۱۳۹۵ میثم مطیعی

 

 

روضه

دل های سوگوار فقط از تو گفته اند
جان های بی قرار فقط از تو گفته اند
جمع ستارگان همگی هم صدای ماه
هرشب هزار بار فقط از تو گفته اند
ای تشنه ی غریب که دنیاست تشنه ات
لب های روزه دار فقط از تو گفته اند
ای بهترین شکوه شکفتن! درخت ها
در حسرت بهار فقط از تو گفته اند
آه ای قرار آخر دل‌ها که عاشقان
در ساعت قرار فقط از تو گفته اند
هنگام کارزار، شهیدان روزگار
در خون و در غبار فقط از تو گفته اند
ای کشته ی فتاده به هامون، شهیدها
گمنام و بی مزار فقط از تو گفته اند
بر نی خوشا تلاوتی از کهف و از رقیم
نی های اشک بار فقط از تو گفته اند
دیرست که اهالی صحرا به دیدن
هر اسب بی سوار فقط از تو گفته اند
ای سروری که پیر غلامان عاشقت
از مهد تا مزار فقط از تو گفته اند
در سطر سطر ناحیه شرح تو خوانده ایم
چشمان انتظار فقط از تو گفته اند

شاعر: میلاد عرفان پور

روضه

سرم رفته از بس توی سر- صدا
سرم رفته از بس سرم داد زدن
نگو که چرا موم سفیده آخه
خودت رو یه لحظه بذار جای من
خواب دیدم که، تنت رو زمین
نفس میزدی، گلوتو برید
گریه کردم، همون که زدت
اومد منو زد، موهامو کشید
او می کشید و من می کشیدم
او می دوید و من می دویدم

خدا خواسته من مثل زهرا بشم
زیر کوله بار غمت تا بشم
رمق تو تنم نیست عزیز دلم
ببخشم نمیشه به پات پا بشم
چند روزی هست، میلرزه پاهام
دیگه نمازام، نشسته شده
افتادم من، گمون بکنم
که هردوتا پام، شکسته شده
من، روی ناقه، از جا پریدم
او می دوید و من می دویدم

کجا بودم حالا کجا اومدم
تا رفتی دیگه دل به دریا زدم
تو اون قصه ی غارت خیمه ها
سرم رو شکستم که معجر ندم
بعد غارت، ندیدی ما رو
چجور می‌برن، به زورِ طناب
بعد غارت، ندیدی ما رو
نگم که چی شد، تو بزم شراب
با دست بسته، هرجا رسیدم
هرچی بگی از، مَردم شنیدم

شاعر: سید جواد پرئی

زمینه

دل طپش به طپش، جان قدم به قدم
دم به دم همه جا، در هوای حرم
جهان تنگ است شده دلها خانه غم
که می گیرد، نفسها بی تو همه دم
امید ماست همین اربعین و حرم
جامه سوگ تو پوشیدن
چاره روی سیاه ماست
پای پر آبله و خسته
در مسیر تو گواه ماست
(یا قتیل العبرات مولا)

بی قرار توایم، رهسپار توایم ما فدایی تو، سربدار توایم
علم بر دوش، پر از شور و هروله ما
سفر کردیم، به دنبال قافله ما
به کوی تو، پناه آورده دل ما
خسته از وسوسه و از بیم
صحن شوق تو پناه ماست
در شب فتنه تو خورشیدی
روی سقای تو ماه ماست
(یا قتیل العبرات مولا)

ای که راه تو شد، راه چاره ما
چشم تو همه دم، در نظاره ما
نگاهی کن، که جان ما را بخری
صدامان کن، که ما را تا خود ببری
تو آغازی، تو پایان این سفری
این سفرهای غریبانه
در هوای سحر فرداست
شوق بین الحرمین آقا
روشنی بخش نگاه ماست
(یا قتیل العبرات مولا)

شاعر: علی محمد مودب

شور

یا حسین
کاری کن یار تو باشم
مایه ی فخر شما شم
عاشورا توو همین هیأت
اربعین کربلا باشم(٢)

از عشقت بی‌تابم
مولا یابن الزهراء
شب هارو می‌شمارم
تا شب عاشورا
السلام على
ساکن کربلا
ساکن کرب و بلا(٢)

یا حسین، از عشقت، زار و مضطرّم کن
قلب من از سنگه، تو خودت دُرّم کن
اسیر این دنیام یا حسین حُرّم کن
یا حسین ثارالله، یا حسین ثارالله (٣)

ای بقیع
می سازم ایوون طلاتو
گنبد و گلدسته‌هاتو
با اذن حضرت زهرا
صحن باب المجتباتو(٢)

قلب من از عشقت
می‌تپه توو سینه
یه بغض غریبی
توو گلوم میشینه
سال دیگه ایشاالله
وعده مون مدینه
وعده مون توو مدینه(٢)

یه حرم، می سازیم، با جون و دل عجین
یه منبر، به نامِ سید الساجدین
سقاخوونه پیشِ قبر امّ البنین

(یا مهدی ادرکنی، یا مهدی ادرکنی) (۳)

شاعر: محسن رضوانی

واحد

شب است و من و بغض ویرانه

من و آرزوی سحر دیدن

به جای تسلا پس از دوری

سر غرق خون پدر دیدن

نبودی ای مهربان، که بی تو بستم زبان

که در چشم دشمن نلرزد صدایم

در این غربت دم به دم، انیس قرآن شدم

که تو خوانده ای آیه آیه برایم

با تو دارم/ گلایه ها فراوان

از شب های/ اسارت و بیابان

کو دستانت؟ / روی مرا بپوشان

(در ویرانه  خوش آمدی پدرجان)

***   ***   ***   ***

بیابان هم از سوز آه من

گرفته شراره به دامانش

سه ساله پس از رنج صد ساله

رسیده نفس‌های پایانش

غمت را دارم به جان، صبورم چون عمه جان

ببین ذکر یا فاطمه بر لبانم

توگفتی ز باغ بهشت، گرفتم سراغ بهشت

که آنجا همیشه کنارت بمانم

درقلب من/ تویی همیشه مهمان

گفته بودی/ که زنده اند شهیدان

باور دارم/ که زنده ای پدرجان

(در ویرانه  خوش آمدی پدرجان)

​شاعر: میلاد عرفان پور

نوحه (دختران شهدای مدافع حرم)

پدرها به شوق تو ای مولا
دوباره به میدان کمر بستند
ببین دختران شهیدان را
که چَشم انتظار پدر هستند
ببین غنچه های بهار، چه زیبا در این انتظار
به غیر از رضای خدا را نجویند
دگر از یتیمی نگو، که این کودکان با پدر
صمیمانه هر لحظه در گفتگویند
نور بابا/ به چشم دختر آید
دلتنگی ها/ به لطف حق سرآید
از شام آخر / صبح ظفر برآید
(یا ثارالله مولای ما حسین جان)

شاعر: میلاد عرفان پور

دم پایانی

اگه یه کبوتر بودم، به همه جا پر میزدم

از کران تا کران

بیرق عزای تو رو، پرچم ولای تو رو

میزدم توو جهان

مشرق و مغرب زمین، با اسمت آشنا بشن

پیامتو بفهمنو، راهی کربلا بشن

قصه ی سقا و عطش، روضه ی طفل غرقِ خون

یه روز باید جهانی شه، توو هر زمین، به هر زبون

(حسین عزیز فاطمه)

***   ***   ***   ***

ای معنی نعم الامیر! مظهر «جهاد کبیر»

عشق تو دینمه

توو مسیر احیای دین، «فَلا تُطِعِ الْکافِرین‏»

رسم و آئینمه

گوشه ی چشمت می‌تونه، کاری کنه زهیر بشم

منو توو خیمه ت بپذیر، که عاقبت بخیر بشم

سرت بلنده روی نی، سایه‌ت الهی کم نشه

سرم بریده شه ولی، جلو حرومی خم نشه

(حسین عزیز فاطمه)

***   ***   ***   ***

ی پسر شیرخدا، وارث شمشیرخدا

عاشقاتو ببین

وعده ی سربازای تو، توو حرم زیبای تو

کربلا، اربعین

به قلب من تَوون بده، برای درک این حضور

به من بده لیاقتِ، زمینه سازی ظهور

توو پادگان عشق تو، بیایم و همقسم بشیم

تا صبح سرخ انتقام، مدافع حرم بشیم

(حسین عزیز فاطمه)

 

شاعر: محسن رضوانی

 

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است.

مهجه |  www.Mohjat.net

@mohjat_net

 غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

دیدگاهی بنویسید

0