.  اشعار محرم 99 منتشر شد
 تلگرام سایت مهجه

اشعار شب ششم محرم ۱۳۹۵ رضا نریمانی

اشعار شب ششم محرم ۱۳۹۵ رضا نریمانی

اشعار شب ششم محرم ۱۳۹۵ رضا نریمانی

اشعار شب ششم محرم ۱۳۹۵ رضا نریمانی

 

 

روضه

نماز، پشت سرِ تو چه عالمی دارد

نظر به چشم تر تو چه عالمی دارد

ز خواب ناز گذر کردن و تماشایِ-

-نیایش سحرِ تو چه عالمی دارد

نشسته ام به هوای نگاه مرحمتت

که بر دلم نظر تو چه عالمی دارد

چه می شود سفری من ملازمت باشم؟

به کربلا سفر تو چه عالمی دارد

میان روضه ی ارباب بی کفن، شور-

-دم پُر از شرر تو چه عالمی دارد

بیا که زینب کبری تو را صدا میزد

سر بریده ی آقا تو را صدا میزد

تو و غریبی و زاری! خدا مرا بکشد

به آن غمی که تو داری خدا مرا بکشد

چرا به گوشه ی صحرا نموده ای منزل؟

مگر که خانه نداری؟ خدا مرا بکشد

برای معصیت بی شمار من… آقا

همیشه اشک تو جاری، خدا مرا بکشد

میان روضه می آیی ولی منِ غافل

ز دیدن تو فراری… خدا مرا بکشد

شنیده ام که کسی با سر برادر گفت:

چرا به نیزه سواری؟ خدا مرا بکشد

کسی ندیده به بزم شراب و تشت طلا

سر بریده ی قاری، خدا مرا بکشد

هنوز سوز صدایی غریب میآید

صدای قاری شیب الخضیب میآید

 

 

شاعر : مجتبی روشن روان

روضه

انگار علی مادر تو شیر ندارد

گریه نکن این قدر که تأثیر ندارد

 

بی حال شدی و دل من ریخته برهم

درمانده شده فرصت تأخیر ندارد

 

می‌گیرم از این قوم کمی آب برایت

بابای تو ترس از غم تحقیر ندارد

 

ای مردم کوفه پسرم تشنۀ آب است

این کودک بیچاره که تقصیر ندارد

 

یک مرد بیاید ببرد غنچۀ من را

آبش بدهد مادر او شیر ندارد

 

گفتند: «حسین‌امده خود آب بنوشد»

یک جرعۀ آب این همه تفسیر ندارد

 

ای حرمله این بچه سر جنگ ندارد

شش ماهۀ بی شیر که شمشیر ندارد

 

تیری که به عباس زدی؟ وای خدایا

شش ماهۀ من طاقت این تیر ندارد

 

شادی نکنید این همه که مادرش افتاد

شش ماهه زدن این همه تکبیر ندارد

 

بیچاره ربابه جگرش سوخت و دیگر

کاری به جز اشک و غم شبگیر ندارد

 

گیرم که شکسته شده، بعد از علی اصغر

گهواره دگر حاجت تعمیر ندارد

 

خوابش شده دامادی اصغر ولی انگار

خواب دل هجران زده تعبیر ندارد

*********

میشه رو خاک خدا خدا میگه

گاهی وقتا حرفاش و به ما میگه

شبا وقتی یهو از خواب میپره

دستاش و تکون میده لالا میگه

اخه امروز تو کوچه گهواره دید

دست مادرای شام شیرخواره دید

صب تا حالا با کسی حرف نزده

فکر کنم حرمله رو دوباره دید

حرمله گلشنم و ازم گرفت

گل رو دامنم و ازم گرفت

من اگه لالا نگم دق میکنم

لالایی گفتنم و ازم گرفت

******

با چه رو خیمه بَرَم این سرِ آویزان را

چه کنم مشکلِ این حنجر خون ریزان را

به سفیدیِ گلوی تو کسی رحم نکرد

رسمِ کوفی است بگیرند هدف، مهمان را

دست و پایی زدی و باز تبسّم کردی

پس خدا بوسه زند این دو لب خندان را

بوسه بر این سرِ پاشیده ز هم مشگل نیست

من چسان دفن کنم پاره ای از قرآن را

مشگل اینجاست که سر نیزه امانت ندهد

اهل غارت نکند رحم ، گُلِ پنهان را

من دهم با چه زبانی خبرت را به رباب

آب دادَست سه شعبه گلوی عطشان را

بعد از این است که بر سینۀ من جا داری

نزد مادر ببرم آهِ دِلِ سوزان را

گریه بر معجرِ عمّه نرود از یادت

وسط هلهله ها بدرقه کن یاران را

تا به محشر ز غبار غم تو گریه بپاست

ای عجب داغ تو کردَست بپا طوفان را

سند مستند کرب و بلا حنجر توست

بُرد مظلومیِ تو آبروی عدوان را

عید قربان من است و تو همان ذبحِ عظیم

و خدا مُهر قبولی زند این قربان را

 

شاعر : محمود ژولیده

زمینه

حرم غوغا شد  چشام دریا شد

علی رو بردی  رباب تنها شد

این بچه جان ربابه برادر

از بس که تشنه آبه برادر

اصلا نتونست بخوابه برادر

تو میری و  میرم مادرش رو آروم کنم

فکری واسه  اشکای این زن معصوم کنم

یه جوری  چشماشو دور از حلقوم کنم

وای علی اصغر و وای رباب وای رباب (۴)

******

دلم که زاره  شدم بیچاره

شنیدم دستش  سه شعبه داره

هم باید اشک وضوشو ببوسم

هم غنچه سیب روشو ببوسم

بازم می خوام تا گلوشو ببوسم

الهی که  داداشم شرمنده بر نگرده

وای اگه آب  نخورده با خنده بر نگرده

چیکار کنم  شیر خواره زنده بر نگرده

وای علی اصغر و وای رباب وای رباب (۴)

******

ای وای از حالت  شکسته بالت

تو روی نیزه  منم دنبالت

یک عمره نامحرم رومو ندیده

حتی یک نفر صدامو نشنیده

رفتی ندیدی رباب چی کشیده

تو رفتی و  دنیا روی سر من خراب شد

تو رفتی و  زینب رفته رفته دیگه آب شد

تو رفتی و  حرفم دیگه بس کن رباب شد

وای علی اصغر و وای رباب وای رباب (۴)

واحد

ندارم شیر روم نمی شه میاد و معلوم نمی شه

همش می گم علی لای لای ولی آروم نمی شه

 

گلم تشنه ست   نمی خوابه   چرا از حال رفت دوباره

با این که من   بهش گفتم   عمو رفته آب بیاره

الهی تا   بیاد سقا   یه خرده بارون بباره

لای لای لبات عین کویره

لای لای اینا یادم نمیره

وای وای کاری کنید اصغرم نمیره

لای لای علی لای لای (۴)

*******

تو رو من با جون آوردم با چشم گریون آوردم

نمی دونم با چه حالی تو رو تا میدون آوردم

 

نمی سوزه  دل اینها  آتیش غم شعله ور شد

به جای آب  نصیب تو  عزیزم تیر سه پر شد

تو می خندی  با این حالت  باباییت شرمنده تر شد

 

وای وای چقدر قلبم شکسته

وای وای گلوت از هم گسسته

لای لای علی لای لای (۴)

 

واحد

همه ظلمت و تو مهتاب حسین

همه نوکر و تو ارباب حسین

بیا و منو تو دریاب حسین

حسین یاحسین

******

دل به پرچم بست   سر رو گرفت رو دست

نوکرت آماد‌ست   ای حسین جان

شبیه قاسم   مثل بنی هاشم

آرزوشه عازم بشه میدان

باز این نوا روی لبای نوکره

آی که منم باید برم سرم بره

آی نذارم کسی سوی حرم بره

حسین جان سرم   فدای سرت

فدای حرم   سر نوکرت

پدر مادرم   فدا مادرت

حسین یاحسین

******

من کفن پوشم   اسلحه رو دوشم

نغمه چاووشم   یارقیه ‌ست

روضه می خونم   خوب اینو می دونم

که اذن میدونم   بارقیه ‌ست

با دست کوچیکت گره وا می کنی

تو منو تو دل بابات جا می کنی

این اذن میدونمو امضا می کنی

اجازه بگیر   برام از بابات

که من هم بیام   بجنگم برات

فدا شم برا  تو و عمه‌ هات

حسین یاحسین

امیری حسین و نعم الامیر

******

وسط غربت  جوون با غیرت

که از همین هیأت  پا گرفته

با دل پر تب   جونش اومد بر لب

توی دل زینب  جا گرفته

آی شهدا رو سر ما دست بکشید

هر شب جمعه که پیش زهرا می رید

آی رفقا جای ما رو خالی کنید

یه لطف از سر  رفاقت کنید

پیش فاطمه   وساطت کنید

برامون دعا   شهادت کنید

امیری حسین و نعم الامیر

********

با دل زارم   من یه سوال دارم

که می ده آزارم   مردم شهر

سر بابا چند؟   قیمت چشما چند؟

اشک یتیما چند؟  مردم شهر

وای  واسه پول حاضری چشماتو بدی

وای  چقده بدم که باباتو بدی؟

وای  حاضری به این یتیم جاتو بدی؟

بدون این جنون   کار هرکی نیست

از این طعنه‌ها   دیگه باکی نیست

آخه معلومه   کی مَرده کی نیست

حسین یاحسین

دودمه

پر شده در خیمه شور اصغر تو

پا گذارم جای پای اکبر تو

یا حبیبی یا حسین

نور عینی یا حسین

**

اخرین سربازت طفل بی سپر است

کوچک اولاد علی شیر نر است

یا حبیبی یا حسین

نور عینی یا حسین

 

شور

با هرنفس میگم حسین   حسینه که آقامه (۳)
دنیا رو من میخوام چیکار  آخه حسین دنیامه(۳)

منم که دیوونشم و  همش خوشم می خندم
بی نمک عشقش اگه  یه روز باشم می گندم

می ذاره که حرم برم   میدونه که غم دارم
به پنجره های ضریح   دخیلمو می بندم

بذارنوکرت باشم
پای منبرت باشم
بذار تا نفس دارم
نوکر مادرت باشم

ابی‌عبدالله حسین

****

یه خاطره دارم از اون   کوچه‌ی بین الحرمین(۳)
بهم میگفتن اون شبا   بچه‌ی بین الحرمین(۳)

اونقده تا سحر بین  دو تاحرم می موندم
با رفیقا چقدر براش  سینه زنی می خوندم

زائرا روزیشونو از  دستای سقا خوردن
فقط من درموندم   که پشت اون در موندم

آبرومو نبری
بعد عمری نوکری
واسه تو نیست که این
دو قطره اشکو نخری

ابی‌عبدالله حسین

******

چقدر به روضه اومدم   مادر تو که شاهده(۳)
تو رو به جون بچه‌هات   برگه سبزمو بده(۳)

کنارم از هر کسی تو   همیشه بیشتر بودی
خیلی به فکرزندگیِ   منِ نوکر بودی

اگه همه جا سرِ این   نوکر همیشه بالاست
از بچگی تا به حالا   آقا بالا سر بودی

تو چه کردی ای آقا
خیلی مردی ای آقا
بیشتر از هرکسی دنبالم
میگردی ای آقا

قول میدم نمازامو
اول وقت بخونم
به جون خودت قسم
سر این قولم می مونم

ابی‌عبدالله حسین

 

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است.

مهجه |  www.Mohjat.net

@mohjat_net

 غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

دیدگاهی بنویسید

0