.  اشعار محرم 99 منتشر شد
 تلگرام سایت مهجه

اشعار شب ششم محرم ۱۳۹۵ محمدرضا طاهری

اشعار شب ششم محرم ۱۳۹۵ محمدرضا طاهری

اشعار شب ششم محرم ۱۳۹۵ محمدرضا طاهری

اشعار شب ششم محرم ۱۳۹۵ محمدرضا طاهری

 

 

روضه

چه جمعه ها که یک به یک تمام شد نیامدی

دوباره اشک سهم چشم هام شد نیامدی

غروب جمعه امد و دوباره قلب مان گرفت

دوباره زهر تلخ غم به کام شد نیامدی

سلام دادم و هر روز هم پی جواب ان لبم

شبانه روز در سلام شد نیامدی

بیا خلیل این زمان تبر به دست شو ببین

هبل دوباره احترام شد نیامدی

کعبه اسیر ظلم شد منا شهید داده است

دوباره ذکر مسجد الحرام شد نیامدی

محرم است و باز هم لبم به گفتن حسین

میان روضه با تو هم کلام شد نیامدی

ببین که کوچه کوچه در عزای جد اطهرت

برای نوکریت ازدحام شد نیامدی

شب ششم رسیده است و در عزای قاسمم

ببین که نیمی از دهه تمام شد نیامدی

***************

دیگه خسته ام بیا اقا تو محرم بیا اقا

اگه زحمت نبود امشب پیش ما هم بیا اقا

مادرت میکشه اه نیومدی جمعه اول ماه نیومدی

من دلم میخواست که این هفته بیای

با دلم این دفه راه نیومدی

وسط گریه ها بیا تا قبل عاشورا بیا

تا که نرفته تن حسین به زیر دست و پا بیا

اقا بیا اقا بیا

روضه

کسی که امده در خانه اش پشیمان نیست

کریم چون حسن مجتبی به قران نیست

به غیر سفره او پای سفره ای منشین

که هر طعام لذیذی به نفع مهمان نیست

کریم منت مسکین خویش را بکشد

هر انکه لطف کند حتما از کریمان نیست

در ان میانه که پای حسن وسط باشد

برای حاتم طاعی مجال جولان نیست

همین که راه دهد نزد خود مرا کافیست

همیشه سائل این در که حاجتش نان نیست

حساب امشب مان با کریم ال الله ست

ضرر کند به خدا هر کسی که گریان نیست

کریم زاده کریم است روح کرمناست

کریم میشود انکس که مادرش زهراست

************

به روی خوش به نگاه لطیف شهرت داشت

پسر چقدر به بابای خود شباهت داشت

ندیده بود میدنه شبیه او پسری

علاوه بر جگر مجتبی سخاوت داشت

حسن سرشت و حسن صورت حسن سیرت

چقدر ماه شب چهارده لیاقت داشت

به اسم برد ز بابا که صبر پیشه کند

به دوست نه به بیگانه هم محبت داشت

جزامیان مدینه دعاش می کردند

به هم نشینی با هر کدام عادت داشت

رسید کرب و بلا و نشان عالم داد

حسین با حسنش دائما شراکت داشت

زبس که از لبش احلا من العسل میریخت

همیشه شهد کلام ترش حلاوت داشت

عمو عمامه خود را بر او کفن کرده

مگر عزیز یتیمش چقدر حرمت داشت

نه جوشن و نه ذره نه حمایل و نه سپر

برای کرب و بلا شوق بی نهایت داشت

به پیش ناقه سواران چو یل به میدان رفت

شبیه حضرت شیر جمل به میدان رفت

همین که با غضب از دوش خود عبا انداخت

تمام لشکر کفار را ز پا انداخت

گهی به میمنه بود و گهی به میسره بود

چقدر ولوله در این برو بیا انداخت

زمین ز هر قدم طفل مجتبی لرزید

چه عرشه ای به اراضی کربلا انداخت

به سبک و شیوه جنگ عمو ابالفضلش

چقدر در وسط دشت نینوا انداخت

علی علی به لبش بود و یک تنه تنها

چهار تک یل سردار شام را انداخت

شکار بعدی ان شیر بیشه ارزق بود

سر و تن و سپرش را جدا جدا انداخت

ولی پس از لحظاتی دگر ورق برگشت

نگاهی از حسد القوم بی حیا انداخت

به یک اشاره رسیدند و دوره اش کردند

یکی به سوی تنش نیزه بی هوا انداخت

نفس میان دو پهلوی او به تنگ امد

به چشم تر نظری سوی خمیه ها انداخت

چه شد در ان وسط معرکه نفهمیدند

که سم اسب ردی بر دهان چرا انداخت

گرفت تا که ز خون جگر وضو سر داد

و با دهان شکسته عمو عمو سر داد

میان دشت گل نجمه بود پرپر شد

ز بوی یاس تنش کربلا معطر شد

عبا نبود به داد دل عمو برسد

دوباره چشم حسین از مصیبتی تر شد

کسی که پاش به بند رکاب هم نرسید

بمیرم اه قدش با عمو برابر شد

کبود شد همه پیکرش سپس سبب

گریز گریه من سوی روضه در شد

چه سینه ها نشکستند در طی تاریخ

چه ظلم ها که به این خاندان مکرر شد

به نیزه رفت سرش در کنار عبد الله

دو سایه سر از اخر نصیب مادر شد

چه بر سر حسن ابن الحسن مگر امد

صدای ناله زهرا بلند تر امد

زمینه

یا قتیل العبراه        حسین

یا اسیر الکرباه     حسین

کشتی امن نجات     حسین

جان عالم به فدات   حسین

حسین آقام آقام آقام

****

از غمت خونجگرم     حسین

سایه ات روی سرم    حسین

از سرم می گذرم      حسین

چون شهیدان حرم    حسین

حسین آقام آقام آقام

زمینه

یادگار حسنی تو امید حرمی

دیگه حالا واسه من تو علی اکبرمی

با چشای گریون رجز بخون

بی زره تو میدون رجز بخون

شبیه بابامون رجز بخون

تا که بی ذره تو رفتی غمی رو دل من اومد

تا رسیدی توی میدون همه گفتن حسن اومد

اه پسر برادرم پسرم

**************

نه عبا مونده برام که تنت رو ببرم

چه کنم تا که تو رو برسونم به حرم

شاخه شمشادم نفس بکش

میبینی جون دادم نفس بکش

از نفس افتادم نفس بکش

شدی هم قد ابالفضل اخه این چه رسم جنگه

لا به لای استخونات پره تیره پره سنگه

اه پسر برادرم پسرم

************

پسرم چیزی بگو داره میمیره عمو

تو میخوای صدام کنی لخته خون تو گلوت

چرا با سنگ ابروت شکسته شد

با سر نی بازوت شکسته شد

زیر مرکب پهلوت شکسته شد

میزنن به روی نیزه سرت و کنار اکبر

سینتم شکسته قاسم شدی حالا مثه مادر

اه پسر برادرم پسرم

نوحه

سایه ات مستدام بر سرم ای عمو

سوی من کن شتاب از حرم ای عمو

پیش این نفس بریده قبل تو پدر رسیده

زیر لب ببین که گویند قاسمم چه قد کشیده

بیا که در این بیابان رسیده عمرم به پایان

خدا نگهدار عمو جان

**********

بی زره امدم شد تنم زیر و رو

لخته خون چون عسل مانده در این گلو

عمو پیرو سقیفه هستند سینه مرا شکستند

این دهان که ذکر تو داشت با لگد زدند و بستند

عوض شده شیوه جنگ یکی به مویم زده چنگ

یکی به رویم زده سنگ

خدا نگهدار عمو جان

**********

امدم عمو باری از دوش تو کم کنم

نه که با نعش خود قامتت خم کنم

تیر و نیزه بر سرم ریخت خون من قدم قدم ریخت

مرکب از تنم که رد شد کل صورتم بهم ریخت

شدم اگر پاره پیکر مرا نبر نزد مادر

فقط ببر پیش اکبر

واحد

ان تنکرونی فانابن الحسن

هر طرف میداد جولان مرکب و شمشیر را

لرزه می انداخت جان هر جوان و پیر را

هر ملک با مجتبی فریاد جانم می کشید

تا که سر میداد قاسم نعره تکبیر را

ان تنکرونی فانابن الحسن

نو غزال هاشمی می کند نسل گرگ را

گر عوض میکرد دستی از قضا تقدیر را

در نبرد تن به تن هم هماوردی نداشت

چون کند با یک سپر باران سنگ و تیر را

نیزه ها انداختش هم از نفس هم از فرس

نعل اسب و گل ندارد زحمت تفسیر را

گرگ ها با زخم های کهنه از جنگ جمل

می گرفتند از غزالی انتقام شیر را

تک

زدم به میدون بی زره  به عشقت پوشیدم کفن

رجز های روی لبم  دم انی ابن الحسن

زدم جرعه از جام حسن بدونیم که بابامه حسن

حرم پر شد از نام حسن

به فرمان حسن

میون میدون جلو دارم نیست

کسی توی لشکر دیگه ابوفاضل تکبیر میگه

************

تموم لشکر اومدن برای بیعت با حسین

روی لبهاشون جاری فقط لبیک یا حسین

همه محو چشمان حسین همه جان به قربان حسین

همه گوش به فرمان حسین

سفارش کرده حسین تو خیمه

علم باید بالا باشه تو دستای سقا باشه

*************

بِنَبیٍّ عَرَبیٍّ وَ رَسولٍ مَدَنی
وَ أَخیهِ أَسَدِ اللهِ مُسَمّا بِعَلی
بِنَبیٍّ عَرَبیٍّ وَ رَسولٍ مَدَنی

وَ أَخیهِ أَسَدِ اللهِ مُسَمّا بِعَلی
وَ بِزَهراءَ بَتولٍ وَ بِأُمٍّ وَلَدَتها
وَ بِزَهراءَ بَتولٍ وَ بِأُمٍّ وَلَدَتها

وَ بِسَبطَیهِ وَ شِبلَیهِ هُما نَجلَاْ زَکیٍّ
وَ بِسَبطَیهِ وَ شِبلَیهِ هُما نَجلَاْ زَکیٍّ

وَ بِسَجّادِ وَ بِالْباقِرِ وَ اْلصّادِقِ حَقّا
وَ بِسَجّادِ وَ بِالْباقِرِ وَ اْلصّادِقِ حَقّا

وَ بِموسی وَ عَلیٍّ وَ تَقیٍّ وَ نَقی
وَ بِموسی وَ عَلیٍّ وَ تَقیٍّ وَ نَقی

وَ بِذِی الْعَسکَرِ وَ الْحُجَّهِ الْقائِمِ بِالْحَق
وَ بِذِی الْعَسکَرِ وَ الْحُجَّهِ الْقائِمِ بِالْحَق
أَلَّذی یَضرِبُ بِالسَّیفِ بِحُکمٍ أَزَلی
أَلَّذی یَضرِبُ بِالسَّیفِ بِحُکمٍ أَزَلی

شور

فاش میگویم و از گفته خود دلشادم

بنده عشقم و از هر دو جهان ازادم

تا شدم حلقه به گوش در میخانه عشق

هر دمی اید غمی از نو به مبارک بادم

ای جانم

زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم

من از ان روز که در بند تو ام ازادم

نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار

چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم

اول سلامم حسن جانم جانم

ختم کلامم حسن جانم جانم

حسن ای جانم

شور

یه نوحه خونم نداری یه سینه زن هم نداری

وای حرم نداری

یه سنگ قبر شکسته چرا ضریحم نداری

وای حرم نداری

حرم برات میسازیم همیشه هستم یادت

یه روز دخیل میبندم به پنجره فولادت

رو به کربلا میدیم همه سلامی به نیابتت اقا

مثل اربعین پای پیاده ما میایم زیارتت اقا

اقام اقام حسن غریب ترین امام حسن

************

دره بقیع و که بستن همه دلا رو شکستن

وای حرم نداری

به روی خاکای قبرت یه مشت کبوتر نشستن

وای حرم نداری

ماه صفر ها میشیم به سوی قبرت عازم

اذن دخول میخونیم کنار باب القاسم

جانم به تو حسن دست کریمت همیشه سایه سرم

همراه مادرت یادت نره بیای تو لحظه های اخرم

اقام اقام حسن غریب ترین امام حسن

************

کریم ال عبایی داری یه عالم فدایی

وای حرم نداری

تو جا نشینی علی و تو بانی کربلایی

وای حرم نداری

تو قاب چشمای تو یه عکس نیلی بوده

همیشه تو گوش تو صدای سیلی بوده

وای از دلت اقا دیدی که خونتون پر از اتیش و دود شده

وای از دلت اقا دیدی که صورت فرشته ای کبود شده

یا رب نصیب هیچ غریبی دگر مکن

داغی که گیسوان حسن را سپید کرد

**********

غریب اونی که هم دم اشک و اهه

دیده که مادرش تو کوچه بی پناه

 

 

 

 

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است.

مهجه |  www.Mohjat.net

@mohjat_net

 غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

دیدگاهی بنویسید

0