.  اشعار محرم 99 منتشر شد
 تلگرام سایت مهجه

اشعار شب ششم محرم ۱۳۹۵ محمود کریمی

اشعار شب ششم محرم ۱۳۹۵ محمود کریمی

اشعار شب ششم محرم ۱۳۹۵ محمود کریمی

اشعار شب ششم محرم ۱۳۹۵ محمود کریمی

 

 

روضه

پدرش صاحب علم بود خداوند کرم بود

نوه ارشد سلطان قدم بود

پسر فخر امم بود

به پیش قدم عالم ایجاد می افتاد و فدا می شد کم بود

به لطف نفسش زاده مریم شده مشهور

اگر صاحب دم بود

پدرش اخر صبر و دره ایمان و امین همه

اسرار خداوندی یزدان خلف خیل رسولان و

چهارم ولی خیر النعم بود

پدرش چارم انوار هدی بود

در این سلسله مصباح دوجا بود

علمدار طغا بود و نها بود و هجا بود و ورا بود

برای من و تو دعوت حسنا ولی حجت حق بر همه عالم فانی و بقا بود

پدرش بود امامی ز امامان هدایت

به حق صاحب دعوت چهارم نفر از اهل سیادت

اولی الامر پس از شاه ولایت

پسر شیر خدا ساقی جنت

که به برهان جمال پره نورش به هدایت برساند همه امت

شده ظاهر لمعاتش به دیانت

ولو مشرک و کافر به همین داشته باشند کراهت

چه بخوانم چه بگویم به مدیحش

به کمالش به جمالش

به نگاه ز سر لطف و لبخند ملیحش

که خداوند نمودست ثنایش

ز سر تا به نوک پایش

زنم دست توسل به عبایش

که گریان نروم در صف محشر

که زنم در همه عمر صدایش

کسی را که نبی گفته فدایش

چه بهتر که پس از مدح بخوانیم همه روضه برایش

کف تشت پر از خون جگر بود

روی گونه پر از خون بصر بود

دو دست پسر ام بنین تکیه گهش بود

ولی دست غم حضرت ارباب به سر بود

دلش پر شرر از یاد غم کوچه و ان چادر خاکی و

شلوغی دره خانه و مادر که به دنبال پدر بود

دلش اتش در بود

دری که اثرش سوختن صورت و سر بود

در این لحظه اخر نظرش سمت پسر بود

پسر از نظر اخر باباش گرفت اذن به جان دادن فرداش

که سر را بدهد در قدم رهبر تنهاش

و ده سال دگر رفت به میدان و عموهاش

به لب نغمه لا حول و لا قوه الا بالله که رفتست به باباش

صدا زد که منم من نوه شیر خدا حیدر خیبر شکنم من

درست است یتیم حسنم من عقیق یمنم من

ولی در ره اسلام چنان گردن کفار زنم من

که بفهمند یل فاتح جنگ جمل و زاده شیرم

حسین است امیرم

به رهش تشنه لب تشنه فدایی شدنم من

پدرش زمزمه میکرد که راهت شدم از طعنه کافر

نمی بینم از امروز دگر قاتل مادر

که غم هام به پایان رسد اخر

ولی گریه من هست به روز تو برادر

به پیش نظرم هست مجسم که تو تنهایی و مضطر نه قاسم به برت هست نه اکبر

نه سقای دلاور

فقط دور و برت هست سیاهی و زن و بچه بی یاور و خواهر

لب تشنه شوی راهی میدان و روی در دل لشکر

امام از ته گودال امان از دل زینب

امان از لب تشنه امان از دم ان ضربه خنجر روی حنجر

امان از دل زینب امان از غم خیمه

امان از شرر مانده به چادر

امان از غم معجر امان از دل زینب

امان از غم سیلی رخ نیلی دختر

امان از دل زینب

زمینه

ثمر ریاض دل علی در فاطمه گوهر حسن

به رسول قطعه ای از جگر به حسین پاره ای از بدن

به دو لب عقیق یمن یمن به طره موش خطن خطن

رخ او چراغ به بهشت دل قد او قیامت کربلا

شده خم به عرض ارادتش

مرده بودم و زنده شدم عشق تو را بنده شدم

دولت عشق امد و من دولت پاینده شدم

به مسیح نگاه تو من دولت پاینده شدم

با شهیدانت جان ما هم به قربانت

تو دلیل دم زدن و نفسم

که دمی به تو برسم

به نام عشق قسم تویی همه کسم

سر و دست و تن سپر بلا یم خون بهشت شهادتش

مه و سال و هفته و روز و شب همه لحظه های ولادتش

زده خیمه در یم سرخ خون شده مرد سنگر ابتلا

گل سرخ باغ محمدی شکفد ز باغ جمال او

صلوات خالق ذوالمنن به خصال او به کنال او

به براق وهم بگو مپر نرسی به اوج کمال او

که گرفته جلال او ز جلال حضرت کبریا

ثمر حسن که هماره دل به حسین فاطمه بسته ای

تو همای قله خونی و به دل شکسته نشسته ای

به شتاب میروی از حرم تو که بند کفش نبسته ای

زره ات به تن شده پیروهن بدنت شده سپر بلا

همه صفات نفحات حسین ملکوت بساط حسین

قسم به ذات حسین بهشت صراط حسین

دل به تو دادم از بند عالم ازادم

صفا و مروه دیده ام گرد حرم دویده ام

هیچ کجا برای من کرب و بلا نمی شود

غم شهد و شور و فراق و زده به دل شراره تو

همه راه چاره من به یک اشاره تو

همه راه چاره من به یک اشاره تو

جان من ارباب اقای بی کفن ارباب

زمینه

من بمیرم خاکی شده سر تا پات میچکه خون از رو ترک لبهات

دل بریدی رفتی دیدن بابات قد کشیدی قربون قد رعنات

چشات و وا کن من و نگاه کن اخرین بار من و صدا کن

از چشم خواهرم می پوشونمت دست برادرم می رسونمت

از اینجا تا حرم می کشونمت کنار اکبرم می خوابونمت

**********

خون پیشونیت داغ مثه خورشید خون تو رو شمشیر همه پاشید

دور سر نیزه کاکلت و پیچید کل لشکر با ناله تو خندید

صدای خنده دلم و کنده عضو عضوت به مویی بنده

چی به سرت اومد اهوی حرم خجالتم دادی از برادرم

دیگه حالا شدی عین مادرم دوباره برگشتی پیش اکبرم

*********

تیکه تیکه از پیروهنت افتاد چند تا مروارید از دهنت افتاد

زیر پای لشکر بدنت افتاد رد پای مرکب رو تنت افتاد

به خون نشسته چشای بسته استخونات همه شکسته

کبوترم وقت پر کشیدنه تو خیمه ها نجمه ناله میزنه

حسن داره با من گریه میکنه حال عمو عباس بد تر از منه

واحد

ای حسن جانم یتیمت ماند روی دستانم

پای مرکب ها چه ها کرده با طاق ابرویت

خون چشمانت رسیده از هر سو به گیسویت

پیکرت خاکی شبیه زهرا و رخت نلی شده مانند فاطمه رویت

دیدم از خیمه نشسته قاتل خنجری در دست

گرفته در دست دگر مویت جان جانانم

سرت را میگیرم به دامانم

تو به روی خاک ولی جان به لب های من مانده

ان طرف تر چشم به راهت بابایت حسن مانده

مردم ای قاسم که دیدم جای نعل و جای سنگ

به روی دندان و دهن مانده

پر کشیدی و از اینجا تا جسم علی اکبر

فقط یک دست و پا زدن مانده

بین میدانم شبیه زلف تو پریشانم

نوجوانی و بزرگان گشته طفل نو پایت

نیمه جانی و پر از رد پا قد و بالایت

ای شهید من شده لعل لب هات پر از خون یا

عسل ریزد از کنج لب هایت

قد کشیدی چون عمو عباست ای بمیرم من

شکسته کل استخوان هایت

گشته مهمانم برادر در این عید قربانم

واحد

بیشتر مثل مجتبی شده ای

ولی افسوس بی صدا شده ای

رحم کن بر دلم که مسکین است

شاد کن جان من که غمگین است

روز اول که دیدمت گفتم

انکه روزم سیه کند این است

مثل ایینه ای که خرده زمین

تکه تکه جدا جدا شده ای

قد کشیدی شبیه عباسم

هر کجا تیغ خورده وا شده ای

هر کجا دست میزنم گود است

وای من غرق رد پا شده ای

زیر سنگیینی هزاران اسب

به گمانم اسیا شده ای

حیف مشتی ز کاکلت مانده

گیسویت دست قاتلت مانده

شور

توی هفت اسمون یا حسینه ولی

اقامون میگه یا حسن ابن علی

با تو کامل میشه دهه اولم

یا حسن یا حسین ضربان دلم

نوای من تا پای جون حسین حسینه

حسن حسن برام همون حسین حسینه

تو خوده محشری تو شفیع دلم

زائرت اشکمه تو بقیع دلم

ما نفس می کشیم همه با این هدف

که مدینه یه روز بشه مثل نجف

حیات من حیات دین حسین حسینه

حسن حسن دلیل این حسین حسینه

بقیع تو مثه حرم شاه میشه

شبیه کربلا حرم الله میشه

چقدر صحن برا حرمت لازمه

متولیش خوده پسرت قاسمه

ارض ادب به فاطمه حسینه حسینه

حسین حسین خوده دم حسین حسینه

شور

من غیر از تو تو این عالم ندیدم

از غیر از تو بریدم

من جا مونده از یارای شهیدم

به تنهایی رسیدم

سرم از من نیست به پات خون میدم

دلم تو تن نیست برات جون میدم

*********

بار عشقت رو رو دوشم کشیدم

غمت رو خریدم

تنها به لطف تو بستم امیدم

غمت رو به عالم نمیدم

سعادت میخوام زیارت میخوام

رفیقام رفتن شهادت میخوام

*********

اسم تو روی لبهامه دمادم

چقدر خوبه محرم

اشکام جاری مثل زمزم خاطرخاتم

فداتم فداتم

ای اقا جونم فقط میدونم

تویی درد من تویی درمونم

 

 

 

 

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است.

مهجه |  www.Mohjat.net

@mohjat_net

 غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

دیدگاهی بنویسید

0