.  اشعار محرم 99 منتشر شد
 تلگرام سایت مهجه

اشعار شب ششم محرم ۱۳۹۵ کرمانشاهی

اشعار شب ششم محرم ۱۳۹۵ کرمانشاهی

اشعار شب ششم محرم ۱۳۹۵ کرمانشاهی

اشعار شب ششم محرم ۱۳۹۵ کرمانشاهی

 

 

روضه

آسمان شاهد کشف حسنی دیگر بود

نوه ی فاطمه اما خود پیغمبر بود

پدرش بود خلیل و خود او اسماعیل

گرچه در مرتبه ی عشق خدا برتر بود

هر کجا پای نهد بوی خوشش می ماند

عطر جا مانده از او یک تنه یک قمصر بود

دست و بازوش، قد وقامت و رعنایی او

همه از طایفه ای هست که نام آور بود

گرچه باباش کمی زود سفرکرد عمو

سیزده سال برایش پدر و مادر بود

دشمنش گفت حسن وارد میدان شده است

تا زمانی که رجز خواند در این باور بود

وسط دشت به زیر قدمش گل رویید

چون تجلی هوالاول و الآخر بود

سخنانش همگی بوی بنی هاشم داشت

کربلا منتظر حادثه ای دیگر بود

کوچه ای باز شد و حضرت داماد رسید

سنگ ها نقل سرش سرمه ی او خنجر بود

او رسیده به اجل تازه عروسش به عسل

وسط دشت چرا حجله ی آن دختر بود؟

 

شاعر : عبدالحسین مخلص آبادی

عقیق

روضه

بیا عمو بیا که دیگه مستجاب شده دعای قاسمت
بیا عمو بیا داره عسل می چکه از لبای قاسمت
بیا عمو بیا از زیر دست و پا میاد صدای قاسمت
بیا عمو بیا
نمونده جونی برام در نمیاد نفسام
سلامت و عمو جون میرسونم به بابام
افتادم از روی زین بیا کنارم بشین
بیا ببین که دارم پا میکشم روو زمین

********
کجایی قاسمم تو رو خدا شبیه اکبرم نکن پیرم
کجایی قاسمم جواب بده جواب بده وگرنه می میرم
کجایی قاسمم نشونیت و از روی سم اسبا می گیرم
کجایی قاسمم
اگرچه مثل علی کم نشده از تنت
ولی شبیه عسل کشیده شد بدنت
پات به رکاب نرسید موقع رفتن عمو
حالا شده قامتت بلندتر از من عمو

********
عموت بمیره و نبینه جسمت هدف خدنگ دشمنه
عموت بمیره و نبینه که نقل دومادیت سنگ دشمنه
عموت بمیره و نبینه که کاکل تو توو چنگ دشمنه
عموت بمیره و
به دامنم می گیرم سرت رو جای بابات
برات بمیره عمو شکسته استخونات
منم مث تو میشم میفته پیکر من
با اسباشون میتازن رو جسم بی سر من

بی پلاک

زمینه

هل من مبارز یا ایهالناس

میره به میدون شاگرد عباس

سبط المصطفی ابن المجتبی

یاحسن یاحسن طپش قلب من

یادم نمیره بابام وقت شهادتینش

میگفت میون بستر حرفی رو با حسینش

لایوم کیومک اباعبدالله

******

دارم چه شور و حسن ختامی

کارش تمومه  ازرق شامی

سبط المصطفی ابن المجتبی

یاحسن یاحسن طپش قلب من

الله اکبر رو لبهای تو عموجون

انگاری اومده باز شیر جمل به میدون

لایوم کیومک اباعبدالله

********

مثل ابوالفضل دیگه رشیدم

زیر سم اب چه قد کشیدم

سبط المصطفی ابن المجتبی

یاحسن یاحسن طپش قلب من

ارث من از مدینه است این زخم روی سینه م

میرم تا که سرت رو رونیزه ها نبینم

لایوم کیومک اباعبدالله

زمینه

خون من از خون حسنِ دارم عطر گل یاس

وقت درس پس دادن منِ پیش استادم عباس

نه زره نه سپر دارم حسنی ام جگر دارم

فدای شاه بی کفنم پیش همه صدا میزنم

علی اکبر حسنم

واحد

هر کس که سینه میزند گویی عیادت می کند

از گریه کن های حسین زهرا شفاعت می کند

تا نوکر دربارتم چیزی نمیخوام از خدا

چیزی نمیخوام از خدا الا حسین و کربلا

شور

یه نوحه خونم نداری یه سینه زن هم نداری

وای حرم نداری

یه سنگ قبر شکسته چرا ضریحم نداری

وای حرم نداری

حرم برات میسازیم همیشه هستم یادت

یه روز دخیل میبندم به پنجره فولادت

رو به کربلا میدیم همه سلامی به نیابتت اقا

مثل اربعین پای پیاده ما میایم زیارتت اقا

اقام اقام حسن غریب ترین امام حسن

************

دره بقیع و که بستن همه دلا رو شکستن

وای حرم نداری

به روی خاکای قبرت یه مشت کبوتر نشستن

وای حرم نداری

ماه صفر ها میشیم به سوی قبرت عازم

اذن دخول میخونیم کنار باب القاسم

جانم به تو حسن دست کریمت همیشه سایه سرم

همراه مادرت یادت نره بیای تو لحظه های اخرم

اقام اقام حسن غریب ترین امام حسن

************

کریم ال عبایی داری یه عالم فدایی

وای حرم نداری

تو جا نشینی علی و تو بانی کربلایی

وای حرم نداری

تو قاب چشمای تو یه عکس نیلی بوده

همیشه تو گوش تو صدای سیلی بوده

وای از دلت اقا دیدی که خونتون پر از اتیش و دود شده

وای از دلت اقا دیدی که صورت فرشته ای کبود شده

یا رب نصیب هیچ غریبی دگر مکن

داغی که گیسوان حسن را سپید کرد

شور

منم و این صنم و عاشقی و باقی عمر

گریه کن او فلک سینه زن او ملک

زائر کرب و بلا الله معک

یا حسین ابن علی صبح سپید بر تو سلام

یا قتیل العبرات شاه شهید بر تو سلام

شد ضربانم حسین خط امانم حسین

با همه عالم بگو جانم حسین

ناله دل شکنم روح و تنم کرب و بلا

از ازل تا به ابد شد وطنم کرب و بلا

بر دو جهان نور عین قبلگه عالمین

شد همه سرمایه ام حب الحسین

علقمه حج من و عرش خدا روی زمین

من و مادر پدرم نذر یل ام بنین

شور

تنگه غروبه تنگه غروبه بالای گودال خواهری سینه میکوبه

ای یار زینب سالار زینب بازم فلک داره سر آزار زینب

ای زینت دوش نبی روی زمین جای تو نیست

این خارو خاشاک زمین نزل و ماوای تو نیست

حسین من حسین من ضیاء هر دو عین من

*******

تنگه غروبه تنگ غروبه از کوچه تا خونه حسن سینه میکوبه

ای قد خمیده ای قد خمیده تو زیر دست و پا منم رنگم پریده

آتیش به قلبم میزنه تا از فدک دم میزنه

ببین چجوری بی حیا سیلی محکم میزنه

وای مادرم وای مادرم ای داد بیداد ای داد بیداد

گوشواره تو گوشش شکست پیش من افتاد

غیرت نداره غیرت نداره عمدا به روی چادر تو پا میزاره

یه روز شکست پهلوی تو یه روز شکست بازوی تو

چش بابامو دور دیده که دست بلند کرد روی تو

وای مادرم وای مادرم

 

 

 

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است.

مهجه |  www.Mohjat.net

@mohjat_net

 غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

دیدگاهی بنویسید

0