.  اشعار محرم 99 منتشر شد
 تلگرام سایت مهجه

اشعار شب عاشورا محرم ۱۳۹۵ احمد واعظی

اشعار شب عاشورا محرم ۱۳۹۵ احمد واعظی

اشعار شب عاشورا محرم ۱۳۹۵ احمد واعظی

اشعار شب عاشورا محرم ۱۳۹۵ احمد واعظی

 

 

روضه

نگاش به سمتم بود چشاش پر از خون و پر از غم بود

تنها شده اون که پناهم بود دشمن یه عالم بود

شمر داره میشینه پاش و داره میذاره رو سینه

رقیه داره اینجا میبینه این غم چه سنگینه

گرفته موهاش و خنجر نبرید دیگه رگهاش و

از پشت سر میزنه داداش و

زمینه

فکرشم نمیکردم تو ازم جدا باشی

روی ناقه ها باشم روی نیزه ها باشی

فکرشم نمیکردم کشتنت رو میبینم

یا مقابل جسم بی سر تو میشینم

اما حالا امد به سرم از انچه می ترسیدم

بالای تل گفتم که تو را به نی نبینم دیدم

*******

فکرشم نمیکردی بین این همه ازار

زینب و بگردونن بین کوچه و بازار

فکرشم نمیکردی این همه گله باشن

توی قافلت جای شمر و حرمله باشن

جان خواهر یک لحظه بزن برای من لبخندی

وضع ما رو میبین و چشم خود می بندی

*****

فکرش و نمی کردیم حال و روزمون این شه

خاطرات ما با هم روضه های سنگین شه

فکرشم نمیکردیم این همه جسارت شه

سهم تو شهادت بود سهم من اسارت شه

بشنو با من از خیمه صدای گریه مادر رو

رفتی بی تو حالا چه دهم جواب این دختر رو

***********

دل بزند پر تا به هوایش کعبه دلهاست کرب و بلایش

به که چه زیباست به چه دلاراست جنت و العلاست صحن و سرایش

روح یقین است هستی دین است اقام حسین است جان به فدایش

اشک ببیارید جان به کف ارید سر بگذارید به خاک پایش

مست از جام حسینم صید دام حسینم

من جلد حرم او مرغ بام حسینم

جان جان جان من است او

دین ایمان من است او

نوکر زاده اویم شه سلطان من است او

شور

اگر گدایی بی سر و پایم ولی لبالب شور و نوایم

دیده پر از اشک سینه پر از نور در شب عاشور غرق عزایم

زار و پریشون خسته و مجنون یاد حسین و کرب و بلایم

به فکر طفلان و خیمه ها و اون همه راس ز تن جدایم

من مجنون حسینم من دلخون حسینم

سایش روی سر من من مدیون حسین

ماه ماه ماه من است او دلبر دلخواه من است او

نوکر زاده اویم شاه شاه شاه من است او

واحد

می ترسم از فردای خیمه گاه

می ترسم از گودال قتلگاه

قربون سینت یه ذره بپوش

میترسم از اون چکمه سیاه

میترسم از حرفای امشبت

تو میری و بیچاره زینبت

قربون خشکی لبای خشک تو

باز داره خون میریزه از لبت

اه از لبی که نیزه میخوره

از خنجری که کند می بره

حالا نگاه من به پیرهن

حالا نگاه تو به پادره

ده روزه دارم غصه میخورم

حالا که بیشتر میشه دلهرم

میترسی از اینکه سنان پست

می ترسی از اینکه به چادرم

می ترسی از اینکه به معجرم

دستی بلند شه ای برادرم

می ترسی از اینکه نگاه کنم

یک لشکری رو در برارم

بعد از تو وای از خیمه های تو

افتاده رو خاکا لبای تو

رخصت بده چادر ببندم و

حالا برم مقتل به جای تو

می ترسم از دلشوره رباب

صحرا رو میبینه همش سراب

نا مردی ابت نمیدن و

جون میدهی بین دو نهر اب

میخوان چی کار با این گلو کنن

تو حنجرت نیزه فرو کنند

می ترسم از اینکه اگه بری

با زجر ما رو روبرو کنند

تک

احب الله من احب حسینا

از بدو ولادتم بی تاب زیارتم

تو ارباب با وفا من هم یک راعیتم

منم منم تشنه تویی تویی دریا

منم منم عبد و تویی تویی مولا

کعبه عشقی در طواف تو همه انجم

احب الله من احب حسینا

همه عمرم ضربان دل یا ابوفاضل

پر کن باده من و ای ساقی کربلا

من مدیون لطفتم ای ارباب با وفا

تویی تویی اون که همیشه بی همتاست

تو اون علمداری که پرچمت بالاست

ای گل مجلس ای شمع محفل یا ابوفاضل

احب الله من احب حسینا

اگه پی ولایتیم ما مشمول کرمیم

تموم ما سینه زنا مدافعان حرمیم

اگه بدن رخصت به ما همین امشب

با هروله میریم تا گنبد زینب

ای گل مکتب جلوه مذهب بی بی یا زینب

شور

حک کردم روی این سینه

با تو این دنیا و اون دنیا شیرینه

اعتقاد دلم اینه مادرت سینه زنات و میبینه

دنیا حسین عقبا حسین ذکر تو راه کربلا حسین

اول حسین اخر حسین

امید نوکر تو محشر حسین

ارباب حسین امشب نوکرات و دریاب حسین

*********

تا وقتی تویی دلدارم چه احتیاجی به این و اون دارم

کار هر شب من اینه که روزای دوریمون و میشمارم

کی میرسم دلواپسم اقا تویی همه کار و کسم

بیچارتم اوارتم

اقا به جون مادتر قسم

ارباب حسین امشب نوکرات و دریاب حسین

*********

عمری من و میشناسی اره رو نوکرات خیلی حساسی

میدونی نمک گیرتم از اون بچگیام حضرت عباسی

بی اختیار دیوونه وار امشب واسه اربابت کم نذار

با اعتقاد امشب زیاد نام رقیه خاتون و بیار

شور

تا تو فاصله ام زیاده میزنم یه روز به جاده

آخرش یه روزی من هم کربلا میام پیاده

دلو میزنم به دریا یاد گریه ها، شهیدا

میام از مرز شلمچه کربلا عزیز زهرا

یامولا گل گلها یامولا یابن الزهرا

*******

همیشه به شور و شینم مست شاه عالمینم

از همون روزای اول کشته مرده ی حسینم

بی تو تلخه سرنوشتم با تو انگار تو بهشتم

روی قلبمه امیرم یا حسین مدد نوشتم

تویی پشتم تو پناهم تویی شور ذکر و آهم

به خدا اگه بمیرم به جز از شما نخوانم

حسین وای وای وای

**********

یادم میاد بچه بودم شبا کنار بستر

قصه ی کربلا می گفت  با آه و ناله مادرم

میگفت یه روز تو کربلا  خیمه هاتو آتیش زدن

یه عده نامردا دل بچه هاتو آتیش زدن

حسین وای وای وای میگفت میون بچه ها

یه دختر سه ساله بود عزیز برای همه کس

میون اون قافله بود

به که روی آورم که در دو جهان

به جز حسین کسی دردم دوا نکند

شور

یا حـسـین غریب مادر تویی ارباب دل من

یه گوشه چشم تو بسه واسه حل مشکل من

گلی گم کرده ام میجویم او را

به هر گل میرسم میبویم او را

گل من یک نشانی در بدن داشت

یکی پیراهن کهنه به تن داشت

چه کسی حق تو رو خورد غریب مادر

چه کسی دل به تو نسپرد غریب مادر

چه کسی پروهنت برد غریب مادر

غریب مادر

لشکرت کو قمرت کو غریب مادر

تنت اینجاست سرت کو غریب مادر

تو رو بی حال زدند توی گودال زدند

پسرم انگشترت کو غریب مادر

لشکرت کو قمرت کو غریب مادر

پسرم اب اورت کو غریب مادر

معجر گل دخترت کو غریب مادر

 

 

 

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است.

مهجه |  www.Mohjat.net

@mohjat_net

 غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

دیدگاهی بنویسید

0