.  اشعار محرم 99 منتشر شد
 تلگرام سایت مهجه

اشعار شب عاشورا محرم ۱۳۹۵ حنیف طاهری

اشعار شب عاشورا محرم ۱۳۹۵ حنیف طاهری

اشعار شب عاشورا محرم ۱۳۹۵ حنیف طاهری

اشعار شب عاشورا محرم ۱۳۹۵ حنیف طاهری

 

 

روضه

چشم تو چشمم روی همه بس

تو ضرورتی واسم مثل نفس

وقتی دنیام توی دستای تو

حتی یک ثانیه بی تو فاجعس

بابت اینکه گرفتارت شدم

به خدا یه عمر بدهکار تو ام

واسه تو چیزی ندارم میدونم

تو ببخش اگر که سربار تو ام

اوج شرمندگی توی دلمه

باز بدی هام و به روم نمیارم

من و به حال خودم رها نکن

من بدون تو دووم نمیارم

تو خبر داری از احوال دلم

تو خبر داری چقدر بی تابم

پشت هر گریه من یه حاجته

من به این گریه ها عادت دارم

اگه میشه دستم و بگیر اقا

من و جا بده میون زائرات

نذار حسرتش بمونه رو دلم

شده یک بارم بیام به کربلات

میدونم که لایقت نیستم اقا

اره من کمم بزرگواری بکن

توی عشق تو دارم پیر میشم و

تو رو به خدا واسم یه کاری کن

کاری کن که سر بلند باشم اقا

یه کاری کن اخه اقای منی

از زمین و از همه خسته شدم

تنها ارامش غمهای منی

لطف تو شامل حال من شده

که میتونم بگم نوکر تو ام

تو من و میبخشی اخر میدونم

ولی من بد کردم اقا به خودم

همه ارزوم تویی که دارمت

به جز این چیزی نمیخوام ازت

تو به هر دری بگی میزنم و

کمکم کن کمکم کن تو فقط

همین چند قطره اشک برا تو

من و از هر چی که هست سیر میکنه

این دل سیاه پر گناهم و

اخرش عشق نمک گیر میکنه

*****************

گفت: ای گروه هر که ندارد هوای ما

سر گیرد و برون رود از کربلای ما

ناداده تن به خواری و ناکرده ترک سر

نتوان نهاد پای به خلوت­سرای ما

برگردد آن­که با هوس کشور آمده

سر ناورد به افسر شاهی گدای ما

ما را هوای سلطنت مُلک دیگر است

کاین عرصه نیست در خور فرّ همای ما

*****************

عشق بازی کارهر شیاد نیست

این شکار دام هر صیاد نیست
عاشقی را قابلیت لازم است

طالب حق راحقیقت لازم است
عشق از معشوق اول سر زند

تا به عاشق جلوه ی دیگر زند
تا به حدی که برد هستی از او

سر زند صد شور مستی از او
شاهد این مدعی خواهی اگر

بر حسین و حالت او ، کن نظر
روزعاشورا در آن میدان عشق

کرد روبر جانب سلطان عشق
بار الها این سرم این پیکرم

این علمدار رشید این اکبرم
این سکینه این رقیه این رباب

این عروس دست و پاخون درخضاب
این من واین ساربان این شمردون

این تن عریان میان خاک وخون
این من واین ذکر یا رب یا ربم

این من و این ناله های زینبم
پس خطاب آمدزحق کی شاه عشق

ای حسین ای یکه تاز راه عشق
گر تو برمن عاشقی ای محترم

پرده برکش من ز توعاشق ترم
غم مخور که من خریدار تو ام

مشتری بر جنس بازار تو ام
هرچه بودت داده ای درراه من

مرحبا صد مرحبا خود هم بیا
خود بیا که می کشم من ناز تو

عرش و فرشم جمله پا انداز تو
لیک خود تنها نیادر بزم یار

خود بیا و اصغرت را هم بیار
خوش بود بر بزم یاران بلبلی

خاصه در منقار او برگ گلی
خود تو بلبل گل علی اصغرت

زود تر بشتاب سوی داورت

زمینه

فردا اتیش توی اه زینبه فردا حرم تو پناه زینبه

فردا رو نیزه ها ماه زینبه

کربلا ببین غمای زینب و میون نگاش

کربلا هوای نوگلای زهرا رو داشته باش

نذار تا اواره صحرا بشن

نذار تا اسیر نا مردا بشن

**********

فردا رو نیزه میره سر حسین فردا پای نیزه دختر حسین

فردا غارت میشه پیکر حسین

ای خدا زینب میمونه و همه غمای دلش

ای خدا نگاه به دست ساربان میشه قاتلش

از این غم فاطمه ناله میزنه

عزیزش تو قتلگاه پاره تنه

***********

فردا زینبه و هزار تا غم فردا قامت زینب میشه خم

فردا فرار و غارت حرم

ای خدا وقتی میره رو نیزه ها صاحب این علم

ای خدا زینب میشه فقط مدافع حرم

تو صحرا صدای سیلی می پیچه

شبیه صدای سیلی تو کوچه

زمینه

بی همگان به سر شود بی تو به سر نمی شود

داغ تو دارد این دلم جای دگر نمی شوم

باغ و بهار من تویی تاب و قرار من تویی

دار و ندار من تویی بی تو به سر نمی شد

چشمه نور روشنم تشنه دینت منم

نیست شبی که دامنم غرق گوهر نمی شود

دل در اتش غم رخت تا که خانه کرد

دیده سیل خون به دامنم بس روانه کرد

جان حسین جانان حسین دین حسین ایین حسین

قلبی لدیک یا اباعبدالله

نفسی فداک یا حسین ثارالله

*************

چون مه نو به ره گذر گر به تو افتدم نظر

جام دو چشم من پر از خون جگر نمیشود

ای به غمت نیاز من سوز تو چاره ساز من

رنج دل صبورم از رنج سفر نمی شود

ای به لبم پیام تو زنده ام از قیام تو

بدون ذکر نام تو شبم سحر نمیشود

رو به روی تو اگر شود گفتگو کنم

کفر نعمت است اگر بهشت ارزو کنم

یا حسین اقا حسین سرور و مولا حسین

من لی سواک یا اباعبد الله

ان لی هواک یا حسین ثار الله

جان حسین جانان حسین دین حسین ایین حسین

****************

جان منی جان منی جان من یوسف در کلبه احزان من
مور توام مورتوام مور تو بندگی ات تاج سلیمان من
نوش من نیش مکن جگرم ریش مکن
دورم از خویش مکن ز تو من زنده شدم
جان پاینده شدم مهر تابنده شدم
ای یارم اباعبدالله دلدارم اباعبدالله
تو را دارم تو را دارم اباعبدالله
لبیک اباعبدالله

واحد

به عشق تو می نازم دادی پره پروازم

تو قلب منی ارباب اسمت شده اوازم

رو اسم تو حساسم جز تو کسی نیست واسم

تاثیر گذاشت عشقت  رو عقلم و احساسم

ارباب تویی اقا تویی نوکر منم مولا تویی

در روح تویی در جان تویی من بنده و سلطان تویی

*********

عاشق شده ام بازم عشقم رو نمی بازم

دنیام جهنم شه میسوزم و میسازم

بد بودم و بد کردم صد بار غلط کردم

بگذر ازم مولا وقتش شده برگردم

تنها منم تنها تویی در غم منم غوغا تویی

بی سر ولی سامان تویی در دم تو و درمان تویی

واحد

گرفته دلم این شب اخری بیا تا برایت کنم مادری

ببوسم گلویت عزیز دلم که فردا کنی روی نی سروری

پریشانم چه حیرانم من از این غم ندارم تاب

ببین چاک گریبانم

بخوان قران برای خواهر حسین جانم غریب مادر

***********

من و این همه بی قراری حسین

من و این همه گریه زاری حسین

پناهی ندارم به جز دست تو

مرا دست که می سپاری حسین

به حال من نظر جانا مرا با خود ببر جانا

و یا اینکه نما رحمی گذر کن از سفر جانا

به پا گشته شور قیامت حسین جانم سرت سلامت

***********

دل خواهرت پر ز سوز و گداز به سجاده ای گرم راز و نیاز

امان از سجود و رکوعت به نی به سجده بیای ز نی گر مرا

به اشکم تو غسل شهادت کنی تو امشب خدا را عبادت کنی

به نیزه برادر قیامت کنی برایم تو قران تلاوت کنی

چرا یاور نداری تو چرا لشکر نداری تو

نکن گریه مگر خواهر نداری تو

شوم فردا طایر بی بال تو را بینم در ته گودال

شور

وای ویلی ویلی نور عینی

این طرف نهر فرات ان طرف طفل رباب

خدا بخیر کند

ان طرف دشنه همه ان طرف تشنه همه

خدا بخیر کن

نیزه ها می سازند نعل ها می تازند

خدا بخیر کند

کوفیان در هوسند به غنیمت برسند

خدا بخیر کند

اومدن کرب و بلا پی خلخال و طلا

خدا بخیر کند

گوشا رو پاره میخوان اخه گوشواره میخوان

خدا بخیر کند

 

 

 

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است.

مهجه |  www.Mohjat.net

@mohjat_net

 غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

دیدگاهی بنویسید

0