.  اشعار محرم 99 منتشر شد
 تلگرام سایت مهجه

اشعار شب هشتم محرم ۱۳۹۵ حنیف طاهری

اشعار شب هشتم محرم ۱۳۹۵ حنیف طاهری

اشعار شب هشتم محرم ۱۳۹۵ حنیف طاهری

اشعار شب هشتم محرم ۱۳۹۵ حنیف طاهری

 

 

روضه

یم فاطمی در سرمدی، گل احمدی، مه هاشمی

ز سرادقات محمدی طلعت ظهور جلالتی

به سما قمر، به نبی ثمر،  به فاطمه در ، به علی گهر

به حسن جگر، به حسین پسر چه نجابتی چه اصالتی

به ملک مطاع ، به خدا مطیع ، به مرض شفا  به جزا شفیع

چه مقام بندگیش منیع به چه بندگی و اطاعتی

خم زلف او چه شکن شکن به مثال نقره خام تن

سپری بکتف و کفن به تن بچه قامتی چه قیامتی

ز جلو نظر سوی قبله گه ، ز قفا نظر سوی خیمه گه

که نمود شه بقدش نگه ، به چه حسرتی و چه حالتی

ز قفا دو زن شده نوحه گر، یکی عمه گفت و یکی پسر

که نما به جانب ما نظر، به اشارتی و نظارتی

زمینه

یکی ببره خبر مدینه برای لیلا
علی شده ارباً ارباً حالا که حالمو دیدی
صدامو میشنیدی اما چشاتو بستی و خوابیدی
چشای من دریا و لبای خشکت ساحل
شق القمر شد فرقت بشکنه دست قاتل
*************
پیشت باصورت افتادم برس به فریادم
بابا ببین که من با تو جون دادم
کسی به غیر از زینب نمی دونه حال من
پاشو ببین از خیمه اومده دنبال من
دیگه نمیتونم ازجاپاشم بیاید جوونا
علی شده ارباً ارباً
*****************
اکبر ای دلبر لیلا ای یوسف بابا
جانم همتا نداری ای خوش سیما
پرده خون بابا جون گرفته روی ماهت
گرگای توی صحرا همه شنیدن آهت
میپیچه صدای ناله من تو آسمونا
علی شده ارباًاربا

زمینه

ای رخ تو ماه شب تار من
ذکر تو قند است به گفتار من
عار توام عار توام عار تو
لطف نگاه تو شود یار من
ای دل و دلبر من
ای سر وسرور من
هادی و رهبر من
ای جانا اباعبدالله
بی همتا اباعبدالله
از این خانه مران ما را اباعبدالله
لبیک یا اباعبدالله
**************
جان منی جان منی جان من
یوسف در کلبه احزان من
مور توام مورتوام مور تو
بندگی ات تاج سلیمان من
نوش من نیش مکن
جگرم ریش مکن
دورم از خویش مکن
ز تو من زنده شدم
جان پاینده شدم
مهر تابنده شدم
ای یارم اباعبدالله
دلدارم اباعبدالله
تو را دارم تو را دارم اباعبدالله
لبیک اباعبدالله

واحد

ثمر دلم که وجود تو شده پاره چون جگرم

علی منم آسمان ولایت و تو ستارۀ سحرم

علی بنگر ز داغ تو ای پسر

که چه آمده به سرم علی تو بگو چگونه نگه‌کنم

که تو جان دهی به برم علی

پسرم علی، پسرم علی، پسرم علی، پسرم علی
****************
نه مراست طاقت داغ تو

که تو در جمال

پیمبری پدرت قتیل غم تو و تو شهید

نیزه و خنجری به کدام زخم تو بنگرم

که قتیل این‌همه لشکری تو ز زین فتادی و

آسمان، شده تیره در نظرم، علی

پسرم علی، پسرم علی، پسرم علی، پسرم علی
***************
مه آرمیده به خون من، بدن لطیف تو یکسره

ز هجوم نیزه و تیرها شده حلقه‌حلقه‌تر

از زره همه زخم‌های تن تو را، زده نوک نیزه

به هم گره به شهادت همه تیغ‌ها، شده سینه‌ات، سپرم علی

پسرم علی، پسرم علی، پسرم علی، پسرم علی

به صدای گریۀ عمه‌ات

به سرشک دیدۀ خواهرت به رباب و اشک خجالتش

به گلوی خشک برادرت که دریده فرق تو را ز هم؟

که نشانده نیزه به حنجرت؟ به‌کدام زخم تو خون‌ دل، چکد از دو چشم‌ترم علی؟

پسرم علی، پسرم علی، پسرم علی، پسرم علی
***************
به کدام عضو تو بنگرم؟

که جدا شدند جدا جدا تن پاره‌پاره نشان دهد

که هزار بار شدی فدا ز هزار زخم تو می‌رسد

به فلک صدای خدا خدا به چه طاقتی بدن تو را

سوی خیمه‌ها ببرم علی

پسرم علی، پسرم علی، پسرم علی، پسرم علی

واحد

من به فدای تو و دل شیدایی تو
غارت. ل می کند قد رعنایی تو
هر شکن زلف تو گره خورده به دلم
قاتل مجنون تو رخ لیلایی تو
هوشم از سر ربودی  علی علی اکبر
حاصل من تو بودی علی علی اکبر
*************
ای که به دریا زدی بدنت غرقه خون
من به فدای توو دل دریایی تو
بین جگر پاره ام ای تو جگر پاره ام
آینه شد این جگر به تماشایی تو
جام می را چشیدی علی علی اکبر
از چه از من بریدی علی علی اکبر

شور
من فدایی رهبرم علی اکبرم علی اکبرم
بچه شیر حیدرم علی اکبرم علی اکبرم
غم سلطان دین دارم
به فدایش دار و ندارم
درره او سرخود را میگذارم
**********
مصطفایی خلق و خلق و هیبتم چون مرتضی
درنبردتن به تن استاد من شد محتبی
عالمی دیوانه من
انس و جان پروانه من
از زمین تا آسمان است
فرش و عرش خانه من
**********
من عزیز فاطمهمن وارث شیرخدا
خون من میجوشد از هر نقطه کرببلا
بی قرار بی قرارم
در ره حق جان سپارم
با ولایت تا شهادت
شده دائم این شعارم

 

 

 

 

 

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است.

مهجه |  www.Mohjat.net

@mohjat_net

 غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

دیدگاهی بنویسید

0