فروش ویژه

اشعار شب هفتم محرم ۱۳۹۰ کریمی الهادی

اشعار شب هفتم محرم ۱۳۹۰ کریمی الهادی

اشعار شب هفتم محرم 1390 کریمی الهادی

اشعار شب هفتم محرم ۱۳۹۰ کریمی الهادی

متن کامل اشعار شب هفتم محرم سال ۱۳۹۰ با مداحی حاج محمود کریمی در هیئت ثار الله مسجد الهادی تهران

 

سایت مُهجَه ارائه دهنده متن مداحیاشعار مداحیاشعار نوحهمتن نوحهمتن اشعار مداحی در تمام مناسبتهای مذهبی به صورت فایل وُرد از تمام مداحان مطرح کشور به صورت کامل با لینک مستقیم

 

روضه

چه بگویم که بود شأن تو ای زاده عشق

که غُمات پر خونت شده سجاده عشق

علی اصغر نه علی اکبر سوم ز حسین

عشق معراج و تو کوتاه ترین جاده عشق

این که انگور شود می دو سه سالی بکشد

تو به شش ماه شدی ناب ترین باده عشق

ای که چون حیدر کرار بدون زره ای

شده قنداقه پاکت زره ساده عشق

این که از دامن گهواره کشیدی دامن

گفته ای عشق حسین است و من آماده عشق

با همان بند غُماتی که شده حب متین

زده ای بر منِ مجنون شده قلاده عشق

فِی السَماواتِ وَ فِی الاَرضِ وَ سُکانِ لِعَرش

همگی کشته عشقند و تویی زاده عشق

هر که دلداده اسیر است به زندان جنون

جز تو دلداده لیلایی آزاده عشق

زینت عشق حیا و ادب و ایثار است

پیش مولات شدی عاشق جان داده عشق

عشق را عشق در آغوش پر از گُل دارد

دست عشق است که دارد سر افتاده عشق

صوت حق اوج تسلای حسین ابن علی است

تو که هستی که برای تو خداوند گریست

ای که از هُرم حرم آمده ای دست به دست

سر خوش از جام شهادت زده ای دست به دست

تیغ چشمت زره ات ناله و فریادت اشک

شرم دارد ز لب تشنه تو ساقی و مشک

بچه شیری که به میدان زده ای با دل شیر

یال و کوپال تو تحریک کند جرعت تیر

تا رباب از تو بگیرد لقب ام شهید

از تو و لذت دامادی تو دست کشید

نقش لبهای پر از خون تو لبخند شده

پدر از دیدن این صحنه نفس بند شده

مانده مبهوت که بی سر شده یا سرداری

که به یک پوست سری مانده به پیکر داری

 

 

 

 

روضه

مادر تیری که خورد به چشم ساقی

با حنجرت کرده طلاقی

چیزی ازت نمونده باقی مادر

مادر حرمله میخنده عزیزم

دل من و کنده عزیزم

سرت به مو بنده عزیزم مادر

خون تو دست بابا به دست آسمون داد

آروم آروم خوابت برد تا تیر تو رو تکون داد

برا جوونی تو چه نقشه ها که داشتم

عصای دستم و کربلا جا گذاشتم

مادر خواب میدیدم دلم رو بردی

سه چار تا دندون در آوردی

با دست من غذا میخوردی

امشب دلشوره دارم گاه و بی گاه

نکنه که ای گل من آه

ببینمت رو نیزه تو راه

لالا لالالالایی گل پونه

قناری بی آب و دونه

خدا خودش روزی رسونه لالا

لالا مادر تو بدون شیره

این لبه یا این که کویره

گریه نکن صدات میگیره لالا

لالا نشون نده اینقد گلوت و

وا کن دو دست کوچولوتو

دعا بکن یه کم عموتو لالا

لالا پرستوی سرخ و سفیدم

کی گفته من شیرت نمیدم

شیری نمونده ای امیدم لالا

***

لب تو حداقل سیر بود بهتر بود

به جای خون به لبت شیر بود بهتر بود

ز خون محاسن و پشت لبت جوانه زده

به عمه گفتم اگر پیر بود بهتر بود

برای اینکه سرت بر زمین نیفتد نی

به تاب زلف تو درگیر بود بهتر بود

سرت به نیزه که دیدم به خویش گفتم اگر

اسیر در غُل و زنجیر بود بهتر بود

گلوی کوچک تو تاب نیزه نداشت

به جای نیزه اگر تیر بود بهتر بود

تمام حنجرت از تیر رشته رشته شده

به دست حرمله شمشیر بود بهتر بود

 

 

 

 

زمینه

دیگه گریه هاش تموم شد

عزیز دلم آروم شد

دست و پا نزد روی دستم خوابید

باره آخره به صورتم خندید

تو این سر و صدا شاپرکم خوابش برده

لالایی بخونید پسرکم خوابش برده

لالالالالالا لالا لالایی

 

 

 

 

زمینه

برا مادر از طفلش چه سخته بی خبر باشه

گفتم ای کاش هر جا هست تو آغوش پدر باشه

وای وای زینب جان بچم پیدا شد

وای وای پشت خیمه ها غوغا شد

هنوز انگار بازه چشماش هنوز انگار خشک لبهاش

سر بچم روی نیزه سر باباش روبروشه

الهی مادر بمیره سر نیزه تو گلوشه

****

همه دیدن رو نیزه سر کوچیکشو آخر

با چشای معصومش شده عین علی اکبر

وای وای خونِ رو لبهاشو دیدم

وای وای سرخی چشماشو دیدم

سرش انگار بی قراره زیر نیزش خون میباره

روی نیزه بین سرها دوباره پیش عموشه

الهی مادر بمیره سر نیزه تو گلوشه

****

برا داغ شیش ماهه رسیده جونمون بر لب

تو رو بابا آروم کرد خدا صبرت بده زینب

وای وای مادرش داره جون میده

وای وای نیزه ها رو نشون میده

دیگه مادر نیمه جونه بعیده زنده بمونه

به خدا چیزی نمونده همه عالم زیر و رو شه

الهی مادر بمیره سر نیزه تو گلوشه

 

 

واحد

خودت تنهایی یک لشکر میشی

جدا از آغوش مادر میشی

میون میدون پرپر میشی

دل تو تنگ رفتن به میدونه

دل من تنگ یک قطره بارونه

مادر حال نوزادش رو میدونه

 

 

 

شور

لالایی گلم لالا مهتاب اومده بالا

موقع خوابه حالا اما نه به زیر خاک

لالایی چه شیرینی روی ابرا بنشینی

خوابای خوب ببینی اما نه به زیر خاک

لالایی گل زهرا عمو میاد از صحرا

آبو میاره سقا اما نه به زیر خاک

لالا گل یاسینم گل پسر شیرینم

دومادیتو میبینم اما نه به زیر خاک

لالا نوه حیدر لالایی علی اصغر

قربون قدت مادر اما نه به زیر خاک

لالایی گل مریم میبری ز قلبم غم

قد که میکشی کم کم اما نه به زیر خاک

لالایی عزیز جونم نور چش گریونم

شمع شبای خونم اما نه به زیر خاک

لالا گل بارونی لالایی پریشونی

گفتم میریم مهمونی اما نه به زیر خاک

علی لای لای

 

 

شور امیر عباس سیفی

هنوز دیده مادر به گهواره توست

تو خیمه منتظر دیدن دوباره توست

دل مادرش میسوزه گل پرپرش میسوزه

هر طرف میره آبی نیست گلوی اصغرش میسوزه

نه کسی مونده آب بیاره نه بارونی میخواد بباره

میگه به بچه ها ببینید علی دیگه توون نداره

دست به دعا شید همه با هم تا نمیره شیر خواره

 

اشعار شب هفتم محرم ۱۳۹۰ کریمی الهادی

 

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است.

وبلاگ مهجه: www.mohjat.blogfa.com

مهجه |  www.Mohjat.net

@mohjat_net

#mohjat

 فاطمیه 98  غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.
0