.  اشعار محرم 99 منتشر شد
 تلگرام سایت مهجه

اشعار شب هفتم محرم ۱۳۹۴ محمود کریمی

اشعار شب هفتم محرم ۱۳۹۴ محمود کریمی

اشعار شب هفتم محرم ۱۳۹۴ محمود کریمی

اشعار شب هفتم محرم ۱۳۹۴ محمود کریمی

 

 

روضه

اقا امشب چه خوبه به اینا نظر کنی

اینا ساله اول که اومدن سینه زنی

اقا میشه امشبه رو به خاطر اینا به ما نظر کنی

شب عطش رسیده و صبر رباب سر اومده

به یاری سینه زنا لشکر اصغر اومده

ای علی ای وای علی اروم بگیر لالای علی

اینا اینجا بیمه با اشک عاشقا میشن

باره اول که از مادراشون جدا میشن

اینا یه روز بزرگ میشن فدایای یوسف زهرا میشن

این بچه ها مادراشون منتظرن با التهاب

ای مادرای منتظر گریه کنید برا رباب

ای علی ای وای علی اروم بگیر لالای علی

اگه اشکی داریم از پره قنداقمونه

صئای گریه هامون تو گوش این ها می مونه

از این به بعد اینا دیگه خادم درگاه حسین اسمشونه

برای این سینه زنای بعد از این دعا کنید

روضه امشب همینه گلوشون و نگاه کنید

ای علی ای وای علی اروم بگیر لالای علی

دلمون شعله ور از روضه رباب شده

روضه ای که دل ماهیا براش کباب شده

روهض اون مادری که براش یددن اب عذاب شده

میره و به غنچه روی نی نگاهشه

اونی ام که تیر و زد تموم راه همراهشه

دلواپس افتادن سر کوچیک طفل بی گناهشه

دیگه از بعد علی زیر سایه نمیره

توی اغوشش یه قنداق خیالی میگیره

با نیزه دار همسفره روزی هزار بار پای نیزه میمیره

روضه

یادم نمیره پسرم به سینه ناخن زدنت

قد تو یه ذره نداشتیم که بپوشم به تنت

خوابیده بودی زیر خاک

دیدم هف هشتا نیزه رفت تو بدنت

وای که هر چقدر دقیق حرمله گلوت و زد

در عوض این نیزه دار اصلا هدف گیری نکرد

نیزه رو بی هوا زد حالت چشما تغییری نکرد

یادم نمیره پسرم کار تو به کجا کشوند

برای یه ساعتم جسم تو زیر خاک نموند

اون که سر خاکیت و برد

سرت رو با غلاف شمشیر می تکوند

*************

داری میری تو میدون زود برگرد

میشه مادر پریشون زود بر گرد

به دل من بد افتاده عزیزم

برو اما علی جون زود برگرد

میدونستم گلو پاشیده میشه

گل امید مادر چیده میشه

 

زمینه

همراه بابایی هم قد سقایی

طفل شهید من ما بین مردایی

سر بچم روی نیزه سر باباش روبروشه

الهی مادر بمیره سر نیزه تو گلوشه

گریه کم کن برام علی لالای ای بالام علی لای لای

هر جا رفتی میام علی لالای ای بالام علی لای لای

**********

خوندی رجز مادر مثل علی اکبر

با گریه تو میدون گفتی انالحیدر

تو نمیخواستی که تنها توی گهواره بمونی

چه رجز هایی که خوندی با زبون بی زبونی

این شده ناله هام علی لالای ای بالام علی لای لای

من علیم و میخوام علی لالای ای بالام علی لای لای

************

گهواره خالی رو دست مادر موند

از اون علی اصغر تنها همین سر موند

تنت از ضعف نیمه جون بود که تو رو از شیر گرفتن

تا دیدن اروم نمیشی سرت و با تیر گرفتن

خون شده گریه هام علی لالای ای بالام علی لای لای

ای سوزوز ای انام علی لالای ای بالام علی لای لای

زمینه

مادر لالالالا بکن خوابی

مادر همه خوابن تو بیداری

وقتی شهیدامون چراغ راهمونن

ستاره های کربلا تو اسمونن

وقتی شهیدا زنده ان تا روز محشر

مادراشون با چشمه زمزم میخونن

مادر لالالالا بکن خوابی

مادر همه خوابن تو بیداری

بودی عصای پیری من ای دلاور

شکر خدا اخر شدی یار پیمبر

مادر اگه زهرا رو دیدی با حسینش

سفارش مارم بکن ای جان مادر

ننه لالا بکن خوابی

مادر همه خوابن تو بیداری

مادر عزیزم ای به قربونت جمالت

پریدی توی اسمون قربون بالت

نون حلال و سفره بابات چه کرده

فدا سر مولام شدی شیرم حلالت

زمینه

مرده بدم زنده شدم عشق تو را بنده شدم

دولت عشق امد و من دولت پاینده شدم

یار حسین دلدار حسین یا سید الاحرار حسین

جان حسین جانان حسین عالم سن قربان حسین

یل یاتار طوفان یاتار یاتماز حسینین پرچمی

واحد

ای عزیزکم صدات میگیره

گریه می کنی مادرت بمیره

اشک نریز گریه نکن مادر خدا کریمه

منم دارم میمیرم این حس مادریمه

امید داشتم عصای پیریم بشی

توان روزهای دستگیریم بشی

بمون پا به پای اسیریم بشی

*********

خشکی لبات من و سوزونده

دیگه جون برا مادرت نمونده

مثه تب رو گونه هات دل منم کبابه

میمیری از تشنگی و این بد ترین عذابه

امید داشتم امید مادر بشی

یه پهلون مثه علی اکبر بشی

بزرگتر بشی و دلاور بشی

**********

منتظر نباش عمو نیومد

فاطمه تو رو گمونم صدا زد

کبوتر تشنه من برو خدا به همرات

تو هم برو جز تو کسی نمونده واسه بابات

امید داشتم که قلبت و شاد کنم

تو رو من خودم یه روز دوماد کنم

یه روز خونم و با تو اباد کنم

واحد

پریدند و گشتند و شمشیر با هم سه تا تیر باهم

گلو و سه شعبه شدند از لب یکدگر سیر با هم

به هم چفت گشتند اگر چه شدند اشنا دیر با هم

گلو و سه شعبه به یک لحظه کردند تغییر با هم

به لب ها دادند سه دستی همان لحظه شیر با هم

به هنگام برخورد کشیدند یک دشت تکبیر با هم

عجب لحظه ای شد شدند عمه و مادرت پیر با هم

همین لحظه ها بودند که گشتند هر دو زمین گیر با هم

زمان رفت از حال جهان کور و صحرا کر و باد شد لال

هدف بود جذاب سه شعبه پریده اگر با سه تا بال

برای تن تو شده دستهای پدر مثل گودال

و حجم گلویت شده زیر پای سه تا تیر پامال

پس از رفتن تو ز پایش رقیه در اورد خلخال

پس از رفتنت رفت ز گوشش به غارت همان چند مثقال

تو را گر نمیدید ربابت نمی رفت این قدر از حال

دودمه

قاتل جون بابایی من مجنون تو لیلایی بخواب عزیزم لالایی

زائر روی زهرایی با روی تماشایی بخواب عزیزم لالایی

 

 

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است.

مهجه |  www.Mohjat.net

@mohjat_net

 غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

دیدگاهی بنویسید

  1. بازتاب: اشعار شب هشتم محرم ۱۳۹۴ محمود کریمی با لینک مستقیم از سایت مهجه | دانلود کتاب مداحی

0