.  اشعار محرم 99 منتشر شد
 تلگرام سایت مهجه

اشعار شب هفتم محرم ۱۳۹۴ میثم مطیعی

اشعار شب هفتم محرم ۱۳۹۴ میثم مطیعی

اشعار شب هفتم محرم ۱۳۹۴ میثم مطیعی

اشعار شب هفتم محرم ۱۳۹۴ میثم مطیعی

 

 

روضه

لالا لالا یکم دیگه دووم بیار
یه کم دیگه دندون روی جگر بذار
مشکو یکی بُرده که بر می گرده زود
وقتی می رفت همش به فکر خیمه بود
مده با اشک، زندگی مو به باد
آب می رسه، اگه خدا بخواد
عمو رسید، کنار علقمه
صدای تکبیرش میاد
(لالائی، عموش رفته آب بیاره)

لا لا لا لا، منو نکن خونه خراب
چیزی نمونده عمو جون بیاره آب
بابات رفته به یاری آب آورش
داره میاد! چرا خمیده کمرش؟
علی م داره، میزنه دست و پا
بچم داره، میمیره ای خدا
ببین هنوز به سمت علقمه ست
نگاه مضطر بابا
(لالائی، الهی بارون بباره)

لالا لالا، مادر تو بشه فدات
خون می بارن فرشته ها با گریه هات
سوخته دلم رو نفسای داغ تو
آهی بکش شاید که بارون بگیره
خدا تو رو، نمی بره ز یاد
خونده برات، بابا “و إن یکاد”
الهی که، سپیدی گلوت
به چشم حرمله نیاد
(لالایی الهی بارون بباره)

زمزمه

نفس نفس بزن، بدونم زنده ای
یا یه کمی بخند، یا گریه کن علی
حلقوم خشک تو، چقد سفید شده
میخوام نگم ولی… عمو شهید شده
ماهیِ
کوچیک بیتاب من، غنچه بی آب من
لب کبودت مادر، برده ز کف تاب من
کاری/ ازم بر نمیاد
مادر/ مگه بارون بیاد
آخه/ مگه این طفلی چقد آب میخواد؟
(آه از لب تشنه تو، مادر خداحافظ خداحافظ علی)

بیا تو آغوشم، سرباز آخرم
چه بی رمق شدی، علی اصغرم
یه مرتبه چی شد، رو دست من بابا
که جون گرفتی باز، پرپر نزن بابا
انگاری
رو صورتم می باره، بارون نم نم علی
خون گلوی تو و، بارون اشکم علی
بابا / تو هم سیراب شدی
از روی دستم پر زدی
جواب مادرت رو چی بدم علی
(آه از لب تشنه تو، بابا خداحافظ خداحافظ علی)

شاعر: محمد مهدی سیار

زمینه

قَضَیْتَ ظَمآناً، بَقیِتَ عُریاناً

تشنه از دنیا رفتی، بدنت عریان ماند

 

و قد حُزَّ الرَّأسُ … حسین

و سرت بریده شد… حسین

 

بِیومِ الأربعین، نِداءُ العالمین

در روز اربعین، فریاد اهل عالم این است

 

تُفَدِّیکَ النَّفسُ… حسین

جان‌ها به قربانت… حسین

 

قَتیلْ… سَالَ مِنه النَّجِیع

کشته‌ای که خون سرخ گلویش جاری شد

 

وَحیدْ … راحَ عنهُ الجَمیع

تنهایی که همه اهلش کشته شدند

 

حسینْ بالطُّفوفِ صَریعْ…  حسین

حسین کشته افتاده به صحرای کربلا … حسین

 

هُنا حَیثُ تَعدُو الخُیُول

اینجا جایی است که اسب‌ها

 

على جِسمِ طهَ الرَّسول

با پیکر فرزند رسول الله تاختند

 

هُنا مَصْرعُ ابنِ البَتول …حسین

اینجا قتلگاه پسر فاطمه است …. حسین

 

مُصابُ الطَّف ، عَصِیُّ الوَصْف ِ، ألا والَهفی

مجروح صحرای کربلا، که قابل وصف نیست، واحسرتاه

 

(حسینُ الزَّهرا)

حسین زهرا

 

 

 

فیْ مَنْظَرٍ فَجِیعْ، حسینٌ و الرَّضِیعْ

در صحنه‌ای دردناک، حسین و طفل شیرخوارش

 

تَموُجُ الأحزانُ… حسین

حزن و اندوه موج می‌زند… حسین

 

رَضِیعُکَ یَبکی، و أمُّهُ تَبْکی

شیرخوارت می‌گرید، مادرش نیز می‌گرید

 

و أنتَ حیرانُ… حسین

و تو نیز حیرانی … یا حسین

 

شِراعْ … و السَّفینُ انْقَلَبْ

بادبان و کشتی سرنگون شد

 

ضَیاعْ … و الفُؤادُ انْشَعَبْ

قلب پاره پاره حسین حیران است

 

وَداعْ … بینْ إبنٍ و أبْ … حسینْ

وداع فرزند و پدر… حسین

 

رِیاحْ .. و الفَضَاءُ ضَبابْ

بادهایی که فضا را مه آگین کرده‌اند

 

جِراحْ .. هزَّ قلبَ الرَّباب

رخم‌هایی که قلب رباب را لرزانده‌اند

 

رِماحْ .. و الدَّمُ فی انْسِکابْ… حسین ْ

نیزه‌هایی که از آن خون می‌چکد… حسین

 

علیُّ الاصغرْ، حَفِیدُ حَیدر، دِماهُ تُهْدَرْ

علی اصغر، نوه امیرالمؤمنین حیدر، خونش به ناحق ریخته شده

 

(رَضِیعُ الزَّهرا)

شیرخوار زهرا

 

 

 

لالایی لالایی، امون از تنهایی

لالایی لالایی، أعاننا الله علی وحدتنا

 

امون از روز قحط آب

أعاننا الله من یوم قحط الماء

 

صدای گهواره، سکوت شیرخواره

صوت أرجحه السریر، وصمت الرضیع

 

نگاه مبهوت رباب

ونظره الرباب المتحیره

 

علی، با اینکه اصغری

علی، بما أنک أصغر

 

ولی، نوه ی حیدری

ولکنک حفید حیدر

 

خودت، یه پا سرلشکری… علی

وأنت بنفسک قائد جیش

 

علی، غنچه ی سر جدا

علی، أیها البرعم المقطوع رأسه

 

علی، شدی نذر خدا

علی، أصبحت نذراً لله

 

علی، محسن کربلا… علی

علی، أنت محسن کربلاء

 

چی شد گهواره، کجاست شیرخواره

أین السریر، أین الرضیع

 

بگید برگرده، بارون می باره

أخبروه لیرجع، فالمطر یهطل

 

(لالا لالایی)

 

شعر عربی: احمد حسن الحجیری (از بحرین)

شعر فارسی: محسن رضوانی

واحد

حیران هروله شد، هاجر در ماتم تو
پا می کوبد به زمین، اسماعیل از غم تو
می جوشد زمزم اشک، از خاک کرببلا
می گرید بر غم تو، مشک سقا به خدا
آه و حسرتا/ دم گرفته عالمین
می روی تو هم/ از پی ادای دین
چیده می شوی/ میوه ی دل حسین
لالایی علی
(لالایی علی، لالایی علی علی)

عطرت ای غنچه سرخ، می آید از همه سو
سرآمد گریه تو، خون بسته راه گلو
ای قربان سر تو، بی سر شد پیکر تو
کشته بابای تو را، لبخند آخر تو
ای ذبیح من/ شیر خوارِ روزه دار
شد برای من/ جسم کوچکت نثار
حنجر تو را/با سه شعبه ها چه کار
لالایی علی
(لالایی علی، لالایی علی علی)

چشم ما چشمه اشک، دل پر شد از گله ها
آه از کودک کشی و از ظلم حرمله ها
فریاد از تشنه کشی، فریاد از جور و جفا
خون می گرید یمن و بحرین و قدس و منا
ای اُمید ما/ یابن فاطمه بیا
انتظار تو/ شور لحظه های ما
ندبه های ما/ می زند صدا تو را
یابن فاطمه
(یابن فاطمه ، العجل بیا بیا)

شاعر: میلاد عرفان پور

واحد

یا سیدی یا ثارالله، مولا یا ابا عبدالله
قدرِ تو به عالَم گمنام، ای کشتۀ راهِ اسلام
تو جان دادی لبِ تشنه، جدا شد از تنِ تو سر
به راه امرِ به معروف، به راه نهیِ از منکر
دارم ز غمت بر لب آه، مولا یا اباعبدالله
یا سیدی یا ثارالله، مولا یا ابا عبدالله
قدرِ تو به عالَم گمنام، ای کشتۀ راهِ اسلام

شد قاتلِ تو در غربت، آن فرقۀ بی بصیرت
رفته سرِ تو برنیزه، از فتنۀ اهل بدعت
گرچه به لبان تشنه، در قتلگهت افتادی
تا روز ابد بر عالَم، تو درس شرافت دادی
الا ای تا دم محشر، دو عالَم از غمت گریان
ز رحمت ما محبین را، أَنیس و مَحرمت گردان
با تو نَشود دل گمراه، مولا یا اباعبدالله
یا سیدی یا ثارالله، مولا یا ابا عبدالله
قدرِ تو به عالَم گمنام، ای کشتۀ راهِ اسلام

در مکتب تو ای ارباب، در راهِ ولی می مانیم
تا نابودیِ استکبار، با سید علی می مانیم
تا ذکرِ تو را می گوییم، مشغول عبادت هستیم
چون باکری و همت ها، مشتاق شهادت هستیم
حسین جانم دلم سوزد، به یاد غصه های تو
به یاد جسمِ مجروح و، سرِ از تن جدای تو
افتاده ای در قتلگاه، مولا یا اباعبدالله
یا سیدی یا ثارالله، مولا یا ابا عبدالله
قدرِ تو به عالَم گمنام، ای کشتۀ راهِ اسلام

شاعر : حاج امیر عباسی

شور

عشق شهادت توی خونم
ذکر حسینه رو زبونم
منو صدام کن مث یارات
حبیبتم گرچه جوونم
چقدر تو خوبی و من بدم
نگاه به خوب و بدم نکن
منو کشوندی تو روضه هات
تا دم آخر ردم نکن
حسین من یا ابن فاطمه

بی تو تباهم کمکم کن
غرق گناهم کمکم کن
منم یکی مثل غلامت
منم سیاهم کمکم کن
دیگه بریدم من از همه
دل سیاهم پر از غمه
خودت برام آبرو بخر
تو رو به سقای علقمه
حسین من یا ابن فاطمه

تویی که کشتی نجاتی
منم که غرقم توی گرداب
منم یکی مثل زهیرت
میون غفلت منو دریاب
ایشالا یک روزی میبینم
پیش شما رو سفید شدم
منو بخر با بار گناه
شاید مث حر شهید شدم
حسین من یا ابن فاطمه

دم پایانی

دلداده حسین و/ دلتنگ کربلاییم

بی تاب تشنگی‌ها/ قربانی مناییم

از زمزم اشک است/ شور مدام ما

احرام خون بستیم/ از ظهر عاشورا

لبیک اللهم لبیک

لبیک لا شریک لک لبیک

 

ما و گذشتن از جان/ با یک ندای رهبر

تا کربلا رسیدن / یک یا حسین دیگر

سرباز روح الله/ همچون شهیدانیم

تا آخرین لبَّیک/ برعهد و پیمانیم

لبیک اللهم لبیک

لبیک لا شریک لک لبیک

 

مردیم و اهل رزمیم/ نه سازش و نشستن

با تیغ غیرت ماست/ فرجام کار دشمن

در رمی شیطانیم/ با مرگ بر آمریکا

در قلب میدان است/ «سعی» و «صفای» ما

لبیک اللهم لبیک

لبیک لا شریک لک لبیک

 

یابن الحسن أغثنا/ عالم شده پریشان

افتاده کعبه از نو/ در دست بت پرستان

میخواندت کعبه/ ای قبله دلها

مُحرم شدن با تو/ زیباترین رؤیا

لبیک اللهم لبیک

لبیک لا شریک لک لبیک

 

شاعران: محمد مهدی سیار و میلاد عرفان پور

روضه

کعبه یک زمزم اگر در همه عالم دارد
چشم عشّاق تو نازم که دو زمزم دارد
هر کجا ملک خدا هست حسیّنیه تو است
هر که را می نگرم شور محرّم دارد
نه محرّم نه صفر بلکه همه دورۀ سال
کعبه با یاد غمت جامۀ ماتم دارد
روضه خوان تو خدا گریه کن تو آدم
اشک، ارثی است که ذرّیۀ آدم دارد
نازم آن کشته که تا صبح قیامت زنده است
سلطنت همچو خدا در دل عالم دارد
اشک در ماتم تو بسکه عزیز است حسین
جای در چشم رسولان مکرّم دارد
جگرم زخمی آن کشته که زخم بدنش
هر دم از زخم دگر دارو و مرحم دارد
می کند آتش دریای غضب را خاموش
هر که در دیدۀ خود یک نم از این یم دارد
روز محشر نفروشد به دو صد باغ بهشت
هر که یک میوه ز نخل تر «میثم» دارد

شاعر: حاج غلامرضا سازگار

 

 

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است.

مهجه |  www.Mohjat.net

@mohjat_net

 غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.
0