.  اشعار محرم 99 منتشر شد
 تلگرام سایت مهجه

اشعار شب هفتم محرم ۱۳۹۵ مهدی سلحشور

اشعار شب هفتم محرم ۱۳۹۵ مهدی سلحشور

اشعار شب هفتم محرم ۱۳۹۵ مهدی سلحشور

اشعار شب هفتم محرم ۱۳۹۵ مهدی سلحشور

 

 

زمینه

لالا   لالا  آروم بابا

بر می گرده از سمت دریا سقا

تشنته می دونم، گرسنته می دونم

سرت به روی شونه ست، یه مدته می دونم

لالا  بابا

ایندی روبابَه گَلُون ای وای دِیُون

اَلدَه ئولَن  اوغلُونا لای لای دِیُون

لای لای دِیُون

مظلوم بالام لای لای

اوغلُوم بالام لای لای

************

لالا  لالا   ای شیرخوارم

آب نیست اما   چند قطره اشکی دارم

چشمای بارونم، به چشمای بی جونت

دلم میسوزه تازه، در اومده دندونت

لالابابا

اَایندی روبابَه گَلُون ای وای دِیُون

اَلدَه ئولَن  اوغلُونا لای لای دِیُون

ای جان بالام

ای وای بالام، لای لای

لای لای بالام لای لای

************

دیگه عمرت سررسیده

آغوشه تو بوی زهرا رو میده

جونم به جونت بسته س، حرمله هم فهمیده

گلوی تو از گرما، به قنداقت چسبیده

لالا لالا

غُنچَه تَر اِیدی ولی الآن سولُوب

تِشنَه لب اِیدی ولی سیراب اولُوب

سیراب اولُوب

ای جان بالام لای لای

عطشان بالام لای لای

واحد

من بودم و طفل رباب، می‌گفتم از قحطی آب

یه دفعه دنیا پیش چشمای تارم، تیره شد

تا نگاه حرمله سوی گل من خیره شد

گلوشو نشون گرفت، دل آسمون گرفت، دنیا رنگ خون گرفت

پیش چشمای ترم، دست و پا زد اصغرم، یاس خشک و پرپرم

وای من ای وای من ، غرق خون قنداقه شد

وای من ای وای من ، گل جدا از ساقه شد

وای من ای وای من

**********

با تیر گرفتن علی رو، از شیر گرفتن علی رو

خون گرمش قطره قطره می‌ریزه رو دست من

می بینم زخم گلوشو با نگاه خسته من

یاس من شد لاله پوش، می‌زنم بوسه به روش، می‌گیرم تیر از گلوش

با دل خون ای خدا، این گل و تا خیمه ها، می برم زیر عبا

می بینم غرقِ به خون ، گونه های نازشو

توی قبر کوچیکش ، چشم نیمه بازشو

وای من ای وای من

واحد

بعضی هارو به لقب می شناسن

بعضی هارو به نسب می شناسن

هرکس با یک صفتی معروفه

ابالفضلم به ادب می شناسن

کاشف الکرب حسین اونیه که آبرویی رو نمی بره

کاشف الکرب حسین اونیه که نوکره پدر و مادره

بزار دست و توی دستاش

تاجون داری،  حسینی باش

آقاجونم

*********

سینه چاکای فراوون داری

خیلی هم بی سر و سامون داری

اونقدر سفره ی تو گستره ست

اربعین میلیونی مهمون داری

حالا که تاج سرم، ای دلبرم، با مددِ تو یه نوکرم

پس بده بال و پرم، تا بپرم، آرزومه که بیام حرم

من از عشقت، پریشونِ

پریشونِ، پریشونم

آقا جونم

تک

ای به مقتل، خدا ثنا خوانت

وی سر نیزه صوت قرآنت

دشمن و دوست هر دو گریانت

جنّ و انس و ملک پریشانت

آفرینش محیط احسانت

پدر و مادرم به قربانت

حسن تو مصحف خدای مبین

حّب تو آب زندگانی دین

جسم تو قطعه قطعه روی زمین

تو حسینی که جبرئیل امین

آمده گاهواره جنبانت

پدر و مادرم به قربانت

دل تجلّیگه خدایی تو است

جان پیغمبران فدایی تو است

نای توحید نی نوایی تواست

کعبه تا حشر کربلایی تو است

می زند دست خود به دامانت

پدر و مادرم به قربانت

دوری از تربت تو مشکل من

اشگ دریا غم تو ساحل من

مهر تو باغ و نخل و حاصل من

عطشت کوه آتش دل من

دل من آتش فروزانت

پدر و مادرم به قربانت

صبر، مرهون صبر زینب تو

ماه، شمعی به محفل شب تو

چرخ، مشتاق ذکر یا رب تو

آب، آب از خجالت لب تو

بحر جاری ز چشم طفلانت

پدر و مادرم به قربانت

تو که خود مشعل هدا بودی

تو که بر خلق مقتدا بودی

تو که خورشید ابتدا بودی

تو که آیینۀ خدا بودی

از چه کردند سنگبارانت

پدر و مادرم به قربانت

لاله ها جامه پاره می کردند

باغبان را نظاره می کردند

به گلویت اشاره می کردند

همه با هم شماره می کردند

زخم ها را به جسم عریانت

پدر و مادرم به قربانت

بر رخ یاس ها نشانه زدند

طایران را در آشیانه زدند

به یتیم تو تازیانه زدند

خواهرت را در آن میانه زدند

شد خزان لاله های بستانت

پدر و مادرم به قربانت

سنگ غم بی شماره می بارد

چشم گردون ستاره می بارد

شعله از سنگ خاره می بارد

نخل «میثم» شراره می بارد

در غم سرو یاس و ریحانت

پدر و مادرم به قربانت

 

شاعر : استاد سازگار

 

شور

اشکای، روضه ی تو قیمت داره

نوکری، برا تو سعادت داره

هرکسی، حَرمتو دیده می گه

کربلا، خدائی که لذت داره

می زنه بارون، روی نمای گونه م

وقتی برای، شما روضه می خونم

یاد شبای، حرم تو، زده آقا، بازم آتیش بجونم

طاقت ندارم، یه لحظه دوری از حرم رو

میخوام بذارم، روی ضریح تو سرم رو

سالار زینب حسین جان

*************

آسمون، خاک قدمای تواه

حاجَتام، گیر یه دعای تواه

بهترین، صحنه ای که دیدم تو باد

پرچم، گنبد طلای تواه

اسم تو واسه، منه یه اسم اعظم

اسم تو شبها، می درخشه روی پرچم

آرزو دارم که بمیرم، برای تو، تو شبای محرم

حسین حسینه، نوای آسمونی من

شکر خدا که، وقف تو شد جوونی من

سالار زینب حسین جان

شور

آن لحظه که جان می رود از دست، حسین

دیدار تو آخرین امید است حسین

تا همّتِ عشق است چرا منّتِ مرگ

باید به شهیدان تو پیوست حسین

***********

باید دل خود به عشق پیوند زدن

دم از تو، تو ای خون خداوند زدن

از تو، ره و رسم عشق باید آموخت

وز اصغر تو به مرگ لبخند زدن

سرود پایانی

می کشند هرکجا، می رسه صدای یا علی

اِنتقم مُنتقم، العجل، بگو یه یا علی

زاریا، یمن، دمشق، بحرین به انتظار

که تیغ ذوالفقار دَر نیامِ

اوج عزت و شرف بیداری دلا

شبیه کربلا تو قیامِ

حق می ماند، ظلم می میرد

آه مظلوم دامنِ ظالم را می گیرد

إنّی أحامی أبَداً عَن دینی

***********

راه ما روشن است، از فروغ جاودان تو

هر زمان می‌شویم، هم‌نوای کاروان تو

جان ما فدای تو، ای شهید تشنه‌لب

که زنده مانده حق از قیامت

از شلمچه تا حلب، از دوکوهه تا دمشق

به عشق تو به‌پا شد قیامت

از تو داریم این عزت را

از تو خواهیم، تذکره‌ی شهادت را

إنّی أحامی أبَداً عَن دینی

***********

سربلندیم اگر، زیر پرچم ولایتیم

چون شهیدان همه، عاشق امام اُمتّیم

چشم مردم ستم‌دیده‌ی جهان هنوز

به روشنی این انقلاب است

تن به ظلم دشمنان هرگز نمی‌دهیم

همیشه فتنه نقش بر آب است

دست خدا بر سر ماست

شکر حق که خامنه‌ای رهبر ماست

إنّی أحامی أبَداً عَن دینی

***********

یا امامَ الهُدی ،  بانتظار یومِکَ العباد

لا نَهابُ العِدی،  حاملینَ رایَهَ  الجهاد

کُلُنا فِدائُکَ، فی الشامِ و الیمن

الیکَ نَنتَمی  یا غَوثَنا

قل لنا متی تثور یا بَقِیَّهَ الأِله

تُضیءُ دَربَنا    طولَ المدی

یا ناصرَ الدّین المبین

قَد هتفنا یا لثاراتِ الحسین

إنّی أحامی أبَداً عَن دینی

 

 

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است.

مهجه |  www.Mohjat.net

@mohjat_net

 غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

دیدگاهی بنویسید

0