.  اشعار محرم 99 منتشر شد
 تلگرام سایت مهجه

اشعار شب هفتم محرم ۱۳۹۵ مهدی میرداماد

اشعار شب هفتم محرم ۱۳۹۵ مهدی میرداماد

اشعار شب هفتم محرم ۱۳۹۵ مهدی میرداماد

اشعار شب هفتم محرم ۱۳۹۵ مهدی میرداماد

 

 

روضه

ما غباریم و افتاب تویی

ما همه تشنه ایم و اب تویی

برزخ غرق اضطرابیم و

عالم خالی از عذاب تویی

پس کجایی چرا نمی ایی

به سوالاتمان جواب تویی

در بدی بی نهایتیم اما

در عوض لطف بی حساب تویی

انکه هر شب برای حاجت ما

چشم هایش ندیده خواب تویی

ان محاصن که هر شب و هر روز

شده زا اشک ها خضاب تویی

روضه

لالالالا گل پونه من تب خونه من

بذار باز سرت رو روی شونه من

رازی بودم یه کم دیر بخوابی

ولی سیر بخوابی

نه اینکه عزیزم با این تیر بخوابی

روضه

سلام بر من و بر خون پاک حنجر من

کز آن خضاب شده روی حی داور من

من آن مجاهد شش‌ماهۀ شهید استم

که روی شانۀ خون خداست سنگر من

اگر چه کودک شش ماهه ام تعجب نیست

حسین گوید این است ذبح اکبر من

به روی شانه بابا دوبار ذبح شدم

دوبار مرگ عیان گشت در برابر من

یکی دمی که فرو رفت در گلویم تیر

به روی شانه بابا شکافت حنجر من

یکی دمی که کشیدند تیر را بیرون

به روی دست پدر شد جدا ز تن سر من

*************

لالالالا بخواب ای امیدم بخواب ای عزیزم

روی صورت تو چی جور خاک بریزم

حالا که شد یه گهواره خالی

یه قنداقه خونی

دعام اینه زیر سم اسب نمونی

سر تو مادر به مو بنده

هنوز رو لبهات یه لبخنده

جلوی چشمای من بابا

چشای نازت رو می بنده

زمینه

لالالالا گلم لالالالا بهارم

شمع یک سالگیت و من شر قبرت میذارم

اگه زنده بمونم اگه مادر نمیمرم

برات جشن تولد سر خاکت میگیرم

عمو برا جشنت اب میاره پسر عموتم گلاب میاره

اما همش خواب و خیاله

**********

لالالالا تو خواب دیدم که دندون در اوردی

پاشودی و یه قسره اب واسه مادر اوردی

سر سجاده خود رو به قبله میشینم

دعام اینه که مادر دومادیت و ببینم

شب دومادی تو عزیزم پشت سرت اروم اب میریزم

اما همش خواب و خیاله

*********

لالالالا هنوز مونده لباسات روی دستم

نمیره از خیالم که خودم چشمات و بستم

تو که چیزی نگفتی تو زبون وا نکردی

وقتی رفتی میگفتم نکنه برنگردی

من و با غم تو پیر میکنن تو رو با سه شعبه سیر می کنند

اما اینا خواب و خیال نیست

نوحه

غوغایی در میدان بود در گهواره نماندی

ای حیدر شش ماهه اخر خود را رساندی

تو با لب های خشکت تو با اشک زلالت

یاری کردی پدر را شیر مادر حلالت

پستی دشمن رسوا شد با تو

نهضت بابا امضا شد با تو

***********

این طایفه ندارد پیر و جوان و کودک

گره های بزرگی وا کرد این دست کوچک

بند قنداقه تو حبل الامتین ما شد

با تو باب الحوائج حاجات ما روا شد

قربان دست گره گشایت

ما را بخوان باز به کربلات

واحد

مگه من مادر چند تا پسرم که کشتنت

تازه دندون در اوردی اصغرم که کشتنت

هنوزم بعضی شبا خواب میبینم شیر میخوری

هنوزم نمیشینه تو باورم که کشتنت

هی میگفتم با خودم عصای دستم اصغره

پیر شدم من و سر مزار جدش میبره

کاش میشد فقط یه بار موی تو رو شونه کنم

میمیرم اگه یه بار گونه هات و بو نکنم

علی لای لای پسرم

**********

مثه یه قران جیبی بودی تو دست بابات

رفتی و فقط میگفتم که خدا پشت و پنات

الهی هیچ کی تو اغوش باباش شهید نشه

الهی هیچ مادری اینقده نا امید نشه

اونا که به برق سکه های کوفه دل خوشیت

خودتون بچه ندارید مگه بچه می کشید

هر کی خواست بخونه از من توی روضه یا کتاب

اولش اه بکشه بعد بگه بی چاره رباب

حرمله غذای من یه عمره خون جگره

من نمیگذرم ازت خدا هم از تو نگذره

واحد

دوباره عهد می بندن پیروان راه زینب

با خون سرخ حسین و چادر سیاه زینب

کاخ ظلمت مگه دیده اشک چشمای ترش نه

جسمش از حسین جدا شد ولی چادر از سرش نه

هل من ناصر حسین و خوب داده زینب جوابش

وقتی تو اوج مصائب زینب بوده و حجابش

عفیفه النساء عقیله العرب شریکا الحسین یا زینب

**********

توسکوت شهر فتنه نور خطبه هاش درخشید

تا نوشن بده تو ظلمت مثه خورشید میشه تابید

عاشقی تو اوج روضه درسی از زینب کبراست

حتی سر رو نیزه دیدن ما رایت الا جمیلاست

راه ما راه حسینه راه ما ادامه داره

تا که صبر زینبی هست کربلا ادامه داره

حماسه افرین و حیدری نسب تمام فاطمه یا زینب

**********

میشه یک تنه شفا داد همه دلای کور و

میشه با سر شکسته سر شکسته کرد عدو رو

میشه لا سیف تو باشی گر چه این نثار مولاست

اخه کار خطبه تو کار ذوالفقار مولاست

خورشید صبح حسین و نور چشمان ابالفضل

در عمق کلام تو بود تیغ بران ابالفضل

ای مادر وفا ای خواهر ادب پیمبر حسین یا زینب

شور

ای شش ماهه حرم لالایی واویلا علی الذبیح العطشان

لب هات خشک و چشمات دریایی واویلا علی الذبیح العطشان

نه مشکی مونده و نه سقایی واویلا علی الذبیح العطشان

بعد تو رباب و تنهایی واویلا علی الذبیح العطشان

************

خون میریزه از پر قنداقه واویلا علی الذبیح العطشان

گل بودی شکستنت از ساقه واویلا علی الذبیح العطشان

تاب من تموم و صبرم طاقه واویلا علی الذبیح العطشان

وای مادر هنوز تن تو داغه واویلا علی الذبیح العطشان

***********

رفتی نمونده چاره غارت واویلا علی الذبیح العطشان

میشه بعد تو گهواره واویلا علی الذبیح العطشان

خون از زخم حنجرت می باره واویلا علی الذبیح العطشان

واویلا گلوت شده صد پاره واویلا علی الذبیح العطشان

شور

علی یارمه کس و کارمه علی آبرو و اعتبارمه

علی جونمه رگ و خونمه برا مستی ایوونش نشونم

علی آقامه به خدا دین و دنیامه به خدا

اگه زهرا مادرمه علی بابامه به خدا

علی محشره  علی سروره در خیبر و کنده یه نفره

علی برتره  ز عالم سره

به شهر علم نبی در حیدره نجف رویامه به خدا

جلو چشمامه به خدا اگه زهرا مادرمه

علی بابامه به خدا پر و بالمه

شور و حالمه علی ذکر تحویل هر سالمه

تب و تابمه رگ خوابمه

خودش مولا حسینش اربابمه

شور

یکی قطره ترین قطره مثه من

یکی دریا ترین دریا مثه من

یکی نوکر ترین نوکر مثه من

یکی اقا ترین اقا مثه تو

هستم اسیر تو از دنیا ازادم

من سر بلندم چون پای تو افتادم

من ابرومند از دست علمدارم

این رزق اشکم رو از فاطمه دارم

بگو به مادرت من و دعا کنه

روز قیامتم من و سوا کنه

برا یه بار منم پسر صدا کنه

************

یکی جا مونده دیروز مثه من

یکی آرامش فردا مثه تو

یکی الوده دنیا مثه من

یکی سرگشته مولا مثه تو

تو اوج سختی ها اسم تو رو گفتم

حرف جنون میشه یاد تو میفتم

مثل تو ایشاالله من رو سفید میشم

من با دعای تو اخر شهید میشم

اگه به کربلا میری منم ببر

اگه پایین پا میری منم ببر

یا مشهد الرضا میری منم ببر

 

 

 

 

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است.

مهجه |  www.Mohjat.net

@mohjat_net

 غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

دیدگاهی بنویسید

0