.  اشعار محرم 99 منتشر شد
 تلگرام سایت مهجه

اشعار شب پنجم محرم ۱۳۹۴ محمود کریمی

اشعار شب پنجم محرم ۱۳۹۴ محمود کریمی

اشعار شب پنجم محرم ۱۳۹۴ محمود کریمی

اشعار شب پنجم محرم ۱۳۹۴ محمود کریمی

 

 

روضه

خسته شد از عطش چشام انگاری تو رویا دیدم

بابام حسن میگفت بیا

نماز صبح و پشت تو خوندم و گفتم یه دعا

اول صبح که دیدمت دلشوره داشتم به خدا

گفتی عزیزم پسرم نیا تو این شلوغیا نیا

هیچی نگفتم عمو جون

بچه بودم باهات بودم همیشه پا به پات بودم

تا که میگفتی بچه هام منم تو بچه هات بودم

دلخوش اون نگاه تو لفظ جونم بابات بودم

نمک میریختم برا تو تشنه خنده هات بودم

تا حرف عاشقات میشد منم تو عاشقات بودم

حالا که وقت عشقمه گفتنی نیا تو دست و پا

هیچی نگفتم عمو جون

من پسر کرامتم همین شده سعادتم

ولی من تویی و من فدایی ولایتم

من مثه دور و بریات اماده شهادتم

چش از تو بر نمیدارم منتظر اشارتم

قاسم عسل خورده و من تشنه اون حلاوتم

من با تو ام هر جا بری حتی روز قیامتم

تو این همه یل رشید من و ندید به خدا

هیچی نگفتم عمو جون

دیشب دیدم پر کشیدی تو خیمه ها سر کشیدی

دستات و روی صورت سه چار تا دختر کشیدی

دیدم چه اه سردی با دیدن خواهر کشیدی

نشستی بین یارات و قاسم و در بر کشیدی

گفتی ماشاالله پسرم دست سر اکبر کشیدی

گفتم عمو منم میام گفتی بمون تو خیمه ها

هیچی نگفتم عمو جون

رو خاکا افتاد اکبرت من اومدم پشت سرت

یه دست گذاشتی روی خاک یه دست تو زلف پسرت

اومدی از تو علقمه بی علم و برادرت

دیدم سه شعبه اومد و نشست به حلق اصغرت

من اومدم دست من و دادی تو دست خواهرت

مردی شدم ولی من و سپردی دست عمه ها

هیچی نگفتم عمو جون

تو رو تو دشمنا دیدماز همه چی دل بریدم

دیدم که افتادی زمین تو خاکا هیچی ندیدم

برای دیدمنت تو اون شلوغیا پا کشیدیم

نمیدیدم هی پریدم دستام و محکم کشیدم

میون میدون رسیدم تا اومدم کنار تو گفتی نیا گلم کجا

هیچی نگفتم عمو جون

هی نگو که جات اینجا نیست جای پرنده دریا نیست

زندگی بدون تو زندون دیگه دنیا نیست

تو موندی زیر دست و پا خوبه که عمه اینجا نیست

من دو تا دست دارم ولی زخم تو یکی دوتا نیست

میخوام بغل بگیرمت جون دیگه توی دستا نیست

دست من افتاده رو خاک پیش تو و پیش بابا

هیچی نگفتم عمو جون

من اومدم جای حسن انقده دست و پا نزن

من اومدم به قتلگاه فقط با یه لا پیروهن

من اومدم برم سفر با تو عموی بی کفن

میگن که بچه اومده هر چی میخوان بگن بگن

من اومدم سپر بشم تیر بخوره به حلق من

من اومدم به دشمنا که دور تو حلقه زدن

بگم عموم نا نداره اون و نزن من و بزن

زمینه

من اومدم فدای سرت بشم همرزم علی اصغرت بشم

تو گودال منم پرپرت بشم

عمو بذار باهات همسفر بشم همراهت تو موج خطر بشم

دست کم برا تو سپر بشم

انقدر اسمت و بردم تا تو گودال زمین خوردم

تا دیدم بابام و میگم دید اخر براش مردم

خون حیدر تو رگم علت اومدنم من فدایی تو ام من یتیم حسنم

من عقیق یمنم مثل تو بی کفنم من فدایی تو ام من یتیم حسنم

*************

تو قتلگاه برات گریه میکنم  اشکام و به تو هدیه میکنم

تا زندم به تو تکیه میکنم

زخمی و تشنه و خسته تشنگی دستات و بسته

دست خالی میام پیشت من سلاحم همین دسته

مثل تابوت بابام غرق زخم بدنم من فدایی تو ام من یتیم حسنم

***************

جان عمو جانان عمو ای دین و ای ایمان عمو

مرده بدم زنده شدم عشق تو را بنده شدم

دولت عشق امد و من دولت پاینده شدم

یل یاتار طوفان یاتار یاتماز حسینین پرچمی

زمینه

بی همگان به سر شود بی تو به سر نمی شود

داغ تو دارد این دلم جای دگر نمی شوم

باغ و بهار من تویی تاب و قرار من تویی

دار و ندار من تویی بی تو به سر نمی شد

چشمه نور روشنم تشنه دینت منم

نیست شبی که دامنم غرق گوهر نمی شود

دل در اتش غم رخت تا که خانه کرد

دیده سیل خون به دامنم بس روانه کرد

جان حسین جانان حسین دین حسین ایین حسین

قلبی لدیک یا اباعبدالله

نفسی فداک یا حسین ثارالله

چون مه نو به ره گذر گر به تو افتدم نظر

جام دو چشم من پر از خون جگر نمیشود

ای به غمت نیاز من سوز تو چاره ساز من

رنج دل صبورم از رنج سفر نمی شود

ای به لبم پیام تو زنده ام از قیام تو

بدون ذکر نام تو شبم سحر نمیشود

رو به روی تو اگر شود گفتگو کنم

کفر نعمت است اگر بهشت ارزو کنم

یا حسین اقا حسین سرور و مولا حسین

من لی سواک یا اباعبد الله

ان لی هواک یا حسین ثار الله

جان حسین جانان حسین دین حسین ایین حسین

واحد

کشیده اه عبد الله شده از راز در گودال تا اگاه عبد الله

در این صحرا پس از قاسم برای مجتبی مانده فقط یک راه عبد الله

جدا شد عبد از الله و در این وحدت خدا شد در مسیر راه عبد الله

خدا در کثرت افتاد و عمو شد لا اله و گشت الا الله عبد الله

صدایی گفت در گوشش عمو تنهاست در گودال بسم الله عبد الله

به گریه داد زد زینب نرو برگرد پیش عمه عبد الله عبد الله

قلم شد دست های او ابالفضلی شده حالا در این درگاه عبد الله

اگر چه شد قلم اما نشد دستش ز دامان عمو کوتاه عبد الله

سپاه تیر ها می دوخت عجب پیراهنی گشته برای شاه عبد الله

شده دریای خون گودال به روی سینه کشتی شده مصباح عبد الله

بدین ترتیب در گودال شد عبد الله ثار الله و ثار الله عبد الله

معما بود در گودال سر حل کردنش با تیغ غوغا بود در گودال

دوباره جمعشان جمع است پیمبر بود و حیدر و بود و زهرا بود در گودال

میان این کسا اما برای جسم عبد الله هم جا بود در گودال

کسا مجموع شش تن شد که عبد الله عصای دست بابا بود در گودال

حسن شد سر فراز اینجا که فرزند خودش هم اربا اربا بود در گودال

گهی بالا گهی پایین فقط از دور دست و تیر پیدا بود در گودال

چه بذل و بخششی میکرد که اغوش تمام زخم ها وا بود در گودال

صدای شمر می امد رد خون بود بر خنجر رد پا بود در گودال

سنان و شمر و با خولی حرامی ها مگر جای بفرما بود در گودال

واحد

من تو خیمه تو تو میدونی میبینم سرت شده خونی

حال این یتیم و نمیدونی

ببین با دست خالی دارم میام به یاریت تا دستم و بذارم رو زخم کاریت

دیدم از روی زین عمو جان با سر افتادی زمین عمو جان

حالم رو ببین عمو جون

ای عمو ای حسین

واحد

مرا که بی قرار می کند حسن

به جرعه ای خمار می کند حسن

مرا که مست می برای غیر مست

شراب را شرار می کند حسن

دل مرا حسین میبرد ولی

شکار را شکار می کند حسن

ضریح سینه را اگر طلا حسین

ولی پر از عیار می کند حسن

به هر کجا نگاه می کنی حسین

نظر به لا اله می کنی حسین

همین که رو به ماه میکنی حسین

همین که سر به چاه می کنی حسین

تو با اشاره ای جهنم مرا

پر زا گل و گیاه می کنی حسین

تو با نگاه مهربان خود چه با

غلام رو سیاه می کنی حسین

به هر طرف پناه می برم علی

به هر کجا نگاه می کنی علی

اگر ثواب می بری بگو خدا

ولی اگر گناه می کنی حسین

نظر به خیمه گاه می کنی عطش

نظر به قتلگاه میکنی حسین

تک

ارام جان مصطفایی حسن یابن علی

دست کریم مرتضایی حسن یابن علی

نور دل خیر النسایی حسن یابن علی

امام شاه کربلایی حسن یابن علی

یابن الزهرا حسن یابن علی

ما تشنه کرامت تو حسن یابن علی

حسرت ما زیارت تو حسن یابن علی

شفای ما به تربت تو حسن یابن علی

عالم فدای غربت تو حسن یابن علی

روح مولا حسن یابن علی یابن الزهرا حسن یابن علی

به حکم قلب ما تو حاکم حسن یابن علی

عزیز حاکم عوالم حسن یابن علی

مراد ماه ال هاشم حسن یابن علی

بابای عبد الله و قاسم حسن یابن علی

جان دلها حسن یابن علی یابن الزهرا حسن یابن علی

خدای جود و کرمی حسن یابن علی

توسل اخرمی حسن یابن علی

عشق و دل و دلبرمی حسن یابن علی

بی زائر و بی حرمی حسن یابن علی

نور دنیا حسن یابن علی یابن الزهرا حسن یابن علی

تمام عشق حسنی حسین ابن علی

سر حسن و تو علمی حسین ابن علی

شهید دور و از وطنی حسین ابن علی

عریانی و بی کفنی حسین ابن علی

ای حسین عشق منی حسین ابن علی

یا ثار الله حسین ابن علی ابی عبد الله حسین عشق منی

شور

نسیم به پرچم میخوره چشام به زمزم میخوره

برام تموم گریه هام یه روز به دردم میخوره

من با غم تو زنده میمونم با محرم تو زنده میمونم

پای پرچم تو زنده می مونم

***********

ندا به عالم میرسه که عشق دمادم میرسه

بازم تو اوج بی کسی حسین به دادم میرسه

من با دم تو زنده میمونم با محرم تو زنده میمونم

پای پرچم تو زنده میمونم

شور

پر میزنم تا کربلا من زنده ام با کربلا

من زیر دین سلطانم سر درگمم من حیرانم

در اختیار دست تو جانم

نفس نفس می خوانم تویی تو درمانم

به غیر عشق تو هیچ عشقی را عشق نمی دانم

 

 

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است.

مهجه |  www.Mohjat.net

@mohjat_net

 غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.
0