.  اشعار محرم 99 منتشر شد
 تلگرام سایت مهجه

اشعار شب پنجم محرم ۱۳۹۵ احمد واعظی

اشعار شب پنجم محرم ۱۳۹۵ احمد واعظی

اشعار شب پنجم محرم ۱۳۹۵ احمد واعظی

اشعار شب پنجم محرم ۱۳۹۵ احمد واعظی

 

 

روضه

شمع‌ها از پای تا سر سوخته
مـانده یک پروانه پر سوخته
نـام آن پـروانه عبـدالله بـود
اختری تـابنده‌تر از مـاه بود
کرده از اندام لاهوتی خروج
یافته تـا بـامِ «أوْ أدنی» عروج
خون پاکش زاد و جانش راحله
تـار مـویش عالمی را سلسله
صـورتش مـانند بابا دلگشــا
دست‌های کوچکش مشکل‌گشا
رخ چو قرآن چشم و ابرو آیه‌اش
آفتــاب آیینــه‌دار سایــه‌اش
مجتبـایی بــا حسین آمیـخته
بر دو کتفش زلف قاسم ریخته
از درون خیمه همچون برق آه
شـد روان با ناله سوی قتلگاه
پیش رو عمـو خریدارش شده
پشت سر عمـه گرفتارش شده
بـر گرفته آستینش را بـه چنگ
کای کمر بهر شهادت بسته تنگ!
ای دو صد دامت به پیشِ رو مرو
ایـن همـه صیاد و یک آهو مرو
کودک ده سالـه و میـدان جنگ
یک نهال نازک و باران سنگ
دشمن اینجا گر ببیند طفلِ شیر
شیر اگـر خواهد زند او را به تیر
تو گل و، صحرا پر از خار و خس است
بهر مـا داغ عـلی‌اصغر بـس است
با شهامت گفت آن ده ساله مرد
طفـل مـا هـرگز نترسد از نبرد
بی‌عمو ماندن همه شرمندگی است
بـا عمو مـردن کمال زندگی است
تشنگی با او لب دریا خوش است
آب اگر او تشنـه باشد، آتش است
بــوده از آغــاز عمـرم انتظار
تـا کنم جـان در ره جانان نثار
جـان عمه بود و هستم را مگیر
وقت جانبازی است دستم را مگیر
عمه جان در تاب و تب افتـاده‌ام
آخــر از قـاسم عقب افتــاده‌ام
ناله‌ای با سوز و تاب و تب کشید
آستیـن از پنجه زیــنب کــشید
تیر گشت و قلب لشکر را شکافت
پـرکشید و جــانب مقتــل شتافت
دیــد قــاتل در کنـار قتلگــاه
تیغ بـگْرفته بـه قصدِ قتلِ شــاه
تــا نیایـد دست داور را گـزند
کرد دست کوچک خود را بـلند
در هــوای یـاری دستِ خـدا
دسـت عبـدالله شـد از تن جدا
گفت نه تنها سر و دستم فدات
نیستم کـن ای همـه هستم فدات!
آمدم تا در رهت فـانی شوم
در منـای عشق قربـانی شوم
کاش می‌بودم هزاران دست و سر
تـا بـرای یـاری‌ات می‌شد سپر
قطره‌گر خون گشت، دریا شاد باد
ذره‌گـر شـد محو، مهرآباد بـاد
تو سلامت، گرچه ما را سر شکست
دست ساقی باز اگر ساغر شکست
ای همـه جـان‌ها بـه قربان تنت
دســت عبــدالله وقـف دامنـت
چون به پاس دست حق از تن جداست
دست ما هم بعد از این دستِ خداست
هر که در ما گشت، فانی ما شود
قطره دریایی چو شد، دریا شود
تا دهم بر لشکر دشمن شکست
دست خود را چون عَلم گیرم به دست
بــا همین دستم تو را یاری کنم
مثــل عبّــاست علـمداری کنم
بــود در آغوش عمّش ولوله
کز کمـان بشتافت تیـرِ حرمله
تیر زهرآلود با سرعت شتافت
چون گریبان حنجر او را شکافت
گوشه چشمی بــه عمّو باز کرد
مرغ روحش از قفس پرواز کرد
بــا گلوی پاره در دشت قتال
شه تماشا کرد و او زد بال بال
همچو جان بگْرفت مولا در برش
تــازه شــد داغِ علیِّ‌‌اصـغرش
گریـه مــا مرهـمِ زخـمِ تنش
اشک «میثم» باد وقفِ دامنش

شاعر : استاد سازگار

زمینه

دلم پر زده در هوایت حسین وای

نشسته تو صحن و سرایت حسین وای

الهی بمیرم برایت حسین وای

تو مولای شیب الخضیبی حسین وای

تو اقای خد التریبی حسین وای

غریبی حبی حسین وای

زمینه

وقت نبرده سرباز اخر از هیبت او الله اکبر

یادگار مجتبایی تو میدون یه سپاه و کردی اینجا هراسون

وای

مونده عمو جون تنهای تنها بوی مدینه پیچیده اینجا

یه مادری قد خمیده رسیده یه بی حیا خنجرش رو کشیده

**********

خون داره میره از تیر و نیزه افتاده زیر شمشیر و نیزه

چه خبر تو شلوغی تو گودال میشه تن عمو جونم لگد مال

وای

شور

اقا درست یه عمریه به تو مدیونم

اقا برای همه چی ازت ممنونم

ازت ممنونم بدیم و به روم نیاوردی

ازت ممنوم که انقدر واسم غصه خوردی

ازت ممنونم که ما رو به ابالفضلت سپردی

لبیک یا ثار الله مولا نا ابا عبد الله

**********

همین که چند وقتی ی بار برات میخونم

اقا برای همه چی ازت ممنونم

ازت ممنونم که پشتم رو خالی نکردی

ازت ممنونم با چشمات دنبالم میگردی

لبیک یا ثار الله مولا نا ابا عبد الله

**********

چی شد که یه دفعه شدی عزیز جونم

اقا برای همه چی ازت ممنونم

ازت ممنونم زمین خوردم و نخندیدی

ازت ممنونم روی اسمم خط نکشیدی

ازت ممنونم همیشه به داد من رسیدی

اقا برای همه چی ازت ممنونم

واحد

الگوی هر ازاده ای در موج خون افتاده ای عمو حسین جان

میشوم از جان با خصم ظالم روبرو

شهادت بوده از کودکی ام ارزو

من امدم تا شوم فدایی ات عمو

حسین غریب مادر

*******

سوزد برای تو دلم داغ غم تو قاتلم عمو حسین جان

در اغوش تو جانم فدای تو شود عموئ

از سوز اهم محشر به پا شود عمو

در راه عشقت دستم جدا شود عمو

حسین غریب مادر

شور

کل الخیر فی باب الحسین

به نام خالق یکتا رسول حی تعالی

به نام عشق مصور به نام حضرت حیدر

به نام ام ابیها به نام حضرت زهرا

به نام لولو لالا امام حسن گل زهرا

به نام لاله خوش بو به نام ضامن آهو

به نام طلعت مهدی به نام حضرت مهدی

بی بی جان رخصت به شور و شین

صلی الله علی الباکین علی الحسین

کل الخیر فی باب الحسین

زمزمه کن زلزله کن

شور بگیر هروله کن

آی عزا دار حسین

داد بزن به شور و شین

کل الخیر فی باب الحسین

شور

فدایی تو نه فقط منم نه فقط منم سینه میزنم

تو انقدر عاشق داری که بینشون من گمم

همیشه یک قدم عقب تر از خیل مردمم

مهربونم دردت به جونم کن عنایت نوکرتون بمونم

حسین وای

********

مرغ بامتم مست جامتم دل من خوشه که غلامتم

ای تو از ایل و تبار لیذهب عنکم

کاشکی من هم بودم اقا کربلا معکم

مناجات پایانی

منم که دست توسل زدم به دامن تو

خدای دست من از دامنت جدا نکند

 

 

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است.

مهجه |  www.Mohjat.net

@mohjat_net

 غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

دیدگاهی بنویسید

0