.  اشعار محرم 99 منتشر شد
 تلگرام سایت مهجه

اشعار شب پنجم محرم ۱۳۹۵ بنی فاطمه

اشعار شب پنجم محرم ۱۳۹۵ بنی فاطمه

اشعار شب پنجم محرم ۱۳۹۵ بنی فاطمه

اشعار شب پنجم محرم ۱۳۹۵ بنی فاطمه

 

 

روضه

شب جمعه است هوایت نکنم می میرم
یادی از صحن و سرایت نکنم می میرم
ناله و شکوه حرام است بر عشاق ولی
از فراق تو شکایت نکنم می میرم
سجده بر خاک شما سیره ی هر معصومی است
سجده بر تربت پایت نکنم می میرم
دوریت درد من و نام تو درمان من است
تا خود صبح صدایت نکنم می میرم
به دعا کردن تو نوکر این خانه شدم
هر سحر، شکرِ دعایت نکنم می میرم
وضع من را به خــــدا روضـه ی تــــو سامان داد
من اگــــر گـــــریه برایـــت نکنــــم می میرم
جان ناقابل من کاش فدای تو شود
اگر این جان به فدایت نکنم… می میرم!
شعرهایم همگی درد فراق است… ببخش
صحبت از کرب و بلایت نکنم می میرم

روضه

تر نگشتست لب تشنه من از باده

منم ان عاشق از یار جدا افتاده

حسنی زاده ام و منسب من ازاده

مثل من نیست کسی جان به کف و دلداده

من همان پاره قلب حسنم عبد الله

ایها الناس بدانید منم عبد الله

زود دل باختن و دیر رسیدن سخت است

ناله بی کسی از دور شنیدن سخت است

پنجه بر خاک به گودال کشیدن سخت است

من شنیدم که سر از پشت بریدن سخت است

دیدن حرمت مظلوم شکستن کافیست

خون دل خوردن و در خیمه نشستن کافیست

نیست اب اورش انگار که باید برود

امده مادرش انگار که باید برود

سنگ خورده سرش انگار که باید برود

وای نه حنجرش انگار که باید برود

دست من را دگر از بند رها کن عمه

میرون در دل گودال دعا کن عمه

بچه شیرم که جوان پیر حریفم نشود

این شلوغی نفس گیر حریفم نشود

چرخش نیزه و شمشیر حریفم نشود

میدوم سمت عمو تیر حریفم نشود

بین این همهمه نا گاه عمو را دیدم

خنجر تشنه به خون روی گلو را دیدم

خوب شد زود رسیدم سپرت را دریاب

میدهم بوی حسن پس جگرت را دریاب

حمله کردند ببین پشت سرت را دریاب

دخترت دل نگران بود بیا برگردیم

عمه تنهاست عمو زود بیا برگردیم

کمرت را غم عباس که خم کرد عمو

دشمنت نیت حمله به حرم کرد عمو

عطش و زخم رمق را ز تو کم کرد عمو

همه صورتت انگار ورم کرد عمو

بی هوا سنگ زدند و چقدر نامردند

من بمیرم چه بلایی به سرت اوردند

این همه تیر فرو رفته میان بدنت

شده گریان غریبیت یتیم حسنت

کی گذارم که رود نیزه درون دهنت

کی گذارم که ببرند سرت را ز تنت

تا که شمشیر به بالای سرت رقصان است

دست من بود که از پوستم اویزان است

روضه

عمو جونم توی گودال دیدم افتادی جون دادم

میون این همه نیزه منم رو سینت افتادم

سپر میشم برا جسمت جدا شد از تن دستم

حلالم کن اگه راه نفس های تو رو بستم

چه گودالی چه جنجالی چرا عمامت و بردن

خودت که داری جون میدی برا چی خنجر اوردن

*********

تو دیگه رفتی از هوش و دیگه چشمات نمیبینه

ولی حس میکنی دیگه که سینت خیلی سنگینه

نبینه خواهرت ای کاش که نیزه تو  گلو کردن

نبینه خواهرت ای وای تنت رو زیر و رو کردن

یه عده با عصا هستن همونایی که بی تیرن

یه پیراهن تنت مونده که اونم از تو میگیرن

یه کاری کن عمو جونم دارن سمت حرم میرن

شور(شعر زمینه)

دیگه طاقت ندارم توی خیمه بمونم

من دیگه اشهدم رو میخونم

صاحب اسمونا حالا روی زمینه

چقدر میده بوی مدینه

دست من و نگیر عمه بذار برم پیش عمو

بذا یه کاری بکنم داره شهید میشه عمو

خواهش من و ببین روم و نزنی زمین

چیز دیگه ای از تو نمیخوام همین

************

این همه لشکر اومد توی گودال عجیبه

عمو جونم تو این دشت غریبه

نفسای بریده یکی خنجر کشیده

یکی اومد با قد خمیده

با تیغ و دشنه اومدن به گمونم سر ببرن

خدا به دادش برسه حدود سیصد نفرن

عمه تو بذار برن فکر نکنه بی کسه

حتی جلوی تیر و بگیرم بسه

**********

دیگه دارن میریزن جلو چشم اطفال

همه نیزه داره تو گودال

داره میبینه عمه که رو سینش میشینه

الهی که رقیه نبینه

عمو جونم غصه نخور من اومدم فدات بشم

به جای بابات اومدم تا سپر بلات بشم

دستای کوچیک من شد سپر حنجرت

…………………………………………………

واحد

دلم قرصه تا وقتی که پای روضت سرم گرمه

حرارت داره عشق تو که دستای دلم گرمه

به اسمت قسم میخورم به احساس دل بستگیم

فقط گریه پای غمت نمک ریخته تو زندگیم

مگه زندگیمون چقدر عمرشه که صرف هیاهوی مردم بشه

نمیخوام حراج گناهم بشم محرم رسیده که محرم بشم

نوحوا علی سبط النبی

نوحه

رسیدم به غم خانه ات

دلم گشته هم خانه ات

به جوش و خروشم علم روی دوشم

ای نامت برابر با ایات قران

دستم را گرفتی تا گفتم حسین جان

تربته شفا حسین ساکن کربلا حسین

***********

به اه و فغان و علم

به دنبال تو میدوم

منم زار و گریان کجایی عمو جان

بین تیغ و نیزه زیر دست و پایی

میبینم لبت را گرم ربنایی

تو را زدم صدا حسین ساکن کربلا حسین

***********

شور

نداری غیر گناه خاطره بهتری از من

با همین مهربونی هات چه دلی میبری از من

نکنه محرمم بگذره و نگذری از من

میدونم خیلی بدم من سر وقت نیومدم من

راه بخشیده شدن رو بلدم من

میگم یا حسین میبخشی من و

میگیری دست این سینه زن و

***********

چه شبایی بود که تا سحر توی حرم میموندم

روز عاشورا خودم رو پای شیش گوشه رسوندم

توی قتلگاه برات زیارت ناحیه خوندم

تویی اون نسیم رحمت تویی اون راه سعادت

اون که میرسه به دادم تو قیامت

نمیتونم از تو من بگذرم

فدای بچه هات پدر مادرم

 

 

 

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است.

مهجه |  www.Mohjat.net

@mohjat_net

 غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

دیدگاهی بنویسید

0