.  اشعار محرم 99 منتشر شد
 تلگرام سایت مهجه

اشعار شب پنجم محرم ۱۳۹۵ حسین سیب سرخی

اشعار شب پنجم محرم ۱۳۹۵ حسین سیب سرخی

اشعار شب پنجم محرم ۱۳۹۵ حسین سیب سرخی

اشعار شب پنجم محرم ۱۳۹۵ حسین سیب سرخی

 

 

زمینه

 

دل زار و خسته قلبم شکسته

شمر اومده روی سینت نسشته

ناله کشیدم از غم بریدم

دستام و از دست عمه کشیدم

ای وای تا مقتل اومدم حراسون

تا که بشم مدافع عمو جون

ای وای افتاد عمو زمین وای

عمه اشک من و ببین وای

********

اروم جونم ای مهربونم

ای کاش که از قافله جا نمونم

ای مهر و ماهم پشت و پناهم

اغوش تو کاش بشه قتلگاهم

میخوام شهید بشم اگه بذاری

قلب یتیمی رو به دست میاری

رفتن شد ارزوی من وای

تنها مونده عموی من وای

واحد

چشم وا کردم ودیدم که یتیمم بابام حسینه

صاحب داغ و غم و درد عظیمم بابام حسینه

حسین بزرگم کرده نگید عمومه

حالا غریب افتاده این ارزومه

بشم فدای اقا که ابرومه

عمو حسین

واحد

به لبش حرف عسل صحبت احلی دارد

به لبش حرفِ عسل صحبتِ اَحلیٰ دارد
دومین قاسمِ زهراست تماشا دارد

در دلش آرزویِ شیر شُدن می جوشد
در رگ و ریشه ی او خونِ حسن می جوشد

ریشه دارد پسر و دستِ کَرَم می گیرد
دو سه سالِ دگر او نیز عَلَم می گیرد

تا که تکبیر کِشَد غم جگرش می ریزد
و چنان می پَرد عُقاب پَرَش می ریزد

اَشهدُاَنَکِ او جانِ ولی الله است
نوبتی هم که بُوَد نوبتِ عبدالله است

پیش او هم که محال است هماوَرد شوند
چقدر زود در این خانه همه مَرد شوند

عمه اش آیِنه یِ مادر از او ساخته است
و عمو نیز علی اکبر از او ساخته است

آمده آخرِ این راه رگش را بدهد
آمده پیشِ عمو شاه رگش را بدهد

باید او هم بِپَرَد گرچه امانت باشد
نتواند که بماند و غنیمت باشد

چه کُنَد گر نشود مویِ پریشان بِکشَد
دست بسته نتواند که گریبان بِکشَد

عمه چون صخره کنارش به نظر خاموش است
کوه آتش به جگر دارد اگر خاموش است

حق بده بعد پسرهاش جوانش او بود
کوه بود عمه ولیکن فَوَرانش او بود

پیش عمه قدمی چند به زحمت برداشت
غیرتِ صورتِ او چند جراحت برداشت

یا که باید بِرَوَد یا بِزَنَد بر سرِ خویش
یا که فریاد کِشَد تا نَفَسِ آخرِ خویش

تازه انگار که از حِسِ یتیمی پُر شد
شده با پا بِدَوَد یا برسد با سرِ خویش

می وزد بادِ جگر سوزی و می سوزد او
مثلِ پروانه رسیده است به خاکسترِ خویش

مثلِ یک چلچله خود را به قفس می کوبَد
آنقدر تا شکند سینه و بال و پَرِ خویش

هیچ کَس نیست…فقط اوست نرفته میدان
شرمگین می شود از دیدنِ دور و بَرِ خویش

عمه اش خیره به گودال زمین می اُفتَد
عمه یک دست نهاده است رویِ معجرِ خویش

فرصتی شُد بِکِشَد بال در آغوشِ پدر
تا ببیند پسرش را به رویِِ پیکرِ خویش

دید اُفتاده به جانش تبرِ گلچین ها
دید در دستِ خزان ساقه یِ نیلوفرِ خویش

آب را ریخت زمین شامی و کوفی خندید
کاش می شُد بِبَرَد آب به چشم ترِ خویش

کاش می شد که سنان نیزه یِ خود را نَزَنَد
شمر بازی نَکُنَد اینهمه با خنجرِ خویش

ضربه یِ محکمِ یک تیغ که پایین آمد
نذرِ لبخند عمو کرد یتیمی پَرِ خویش

آخرین تیرِ خودش را به کمان حرمله بُرد
گردنش شد سپرش باهمه یِ حنجر خویش
***
ساربان گوشه ای آرام نشسته اِی وای
بعدِ غارت بِرَوَد بر سرِ انگشترِ خویش

شاعر : حسن لطفی

 

شور

داره بقیع حال عجیب مزار خاکی حبیب

السلام علیک یا غریب بن غریب

به زخم قلب شیعغ مرهم نیست

مدینه غیر غصه و غم نیست

من بمیرم که این شبا حتی

بالای قبرت یه چراغم نیست

اگه بقیع دست ایرانیا بود

الآن شبیه حرم رضا بود

شبای جمعه مثه کربلا بود

غریب آقام غریب آقام آقام

 

نگا نکن تو به بدیم نوکرتم من از قدیم

السلام علیک یا کریم بن الکریم

ایشالا که یه روز میاد آقا

تو صحن تو سینه زنی میشه

آخر یه روز بقیعو میسازیم

ضریح تو چه دیدنی میشه

امام حسین جواب مارو میده

حاجتای سینه زنا رو میده

تذکره کرببلا رو میده

غریب آقام غریب آقام آقام

 

نداره درد تو دوا فدای غصه هات آقا

السلام علیک ای شهید کوچه ها

غریب تر از تو توی دنیا نیست

نداری تو مدینه هم دردی

تو کوچه ها هنوز تو دنباله

کوشواره شکسته میگردی

روضه کوچه شده مشکل تو

کسی خبر نداره از دل تو

یه چادر خاکیه قاتل تو

غریب آقام غریب آقام آقام

آوای سوز

 

شور

یا حسین حسین حسین حسین یا حسین

ذکر دم به دم حسین سایه سرم حسین

عشق اول حسین حرف آخرم حسین

شعر محتشم حسین  نقش رو علم حسین

صاحب کرم حسین آخرین قسم حسین

یا حسین حسین حسین حسین یا حسین

*****

بهترین سخن حسین نور انجمن حسین

داغ دل شکن حسین خاک تو وطن حسین

پاره پاره تن حسین  شاه بی کفن حسین

اشک چشم من حسین ذکر من حسن حسین

یا حسین حسین حسین حسین یا حسین

*****

عشق تو علی الدوا شاهی و منم  غلام

بعد هر نماز صبح منی دهم به تو سلام

ذکر لب های هر سینه زن کرب و بلا

السلام علی ساکن کرب و بلا

یا حسین حسین حسین حسین یا حسین

********

روح من شب به شب پر میزنه کرب و بلا

السلام علی ساکن کربلا

یا حسین حسین حسین حسین یا حسین

********

نور هل عطا حسین شور کربلا حسین

کعبه وفا حسین زمزم و صفا حسین

شاه سر جدا حسین ماه نیزه ها حسین

بین روضه ها حسین میزنم صدا حسین

یا حسین حسین حسین حسین یا حسین

********

نور نیرین حسین شاه عالمین حسین

ذکر وقت مردنم یا حسین حسین حسین

از ازل تا به ابد اعشق منه کرب و بلا

السلام علی ساکن کرب و بلا

شور

غیر از خودت از هر دو جهان بی خبرم کن

اشکی بده سوزی بده اهل سحرم کن

دیوانه ام اما دیوانه ترم کن

کی دست دلم را به ضریحت برسانم

یک لحظه بدون تو بمانم نتوانم

ای اب حیاتم کشتی نجاتم

دل تنگم و هر لحظه به یاد عتباتم

حسین ارام جانم حسین روح و روانم

***********

رحمی به من و اه سوز جگرم کن

رحیم به دل خسته  چشمان ترم کن

دیوانه ام اما دیوانه ترم کن

تو ماه شب افروزی و من هم شب تارم

دور از حرم تو به خدا جان نسپارم

ای خواب و خیالم اقای دو عالم

من منتظر لحظه شیرین وصالم

حسین ارام جانم حسین روح و روانم

**********

با روی سیاه امده ام یک نظرم کن

من گر چه خرابم تو غلام قمرم کن

دیوانه ام اما دیوانه ترم کن

از غصه نجاتم بده امشب به نگاهی

قربان نگاهت شوم هر چه تو بخواهی

ای جانم ابالفضل جانانم ابالفضل

امید من ای دردم و درمانم ابالفضل

حسین ارام جانم حسین روح و روانم

شور

نفس نفس زدم هر دم در آرزوی علی

قدم قدم به نجف می روم به سوی علی

قسم به لحظه ی ناب فمن یمت یرنی

که جان دهم فقط آخر به عشق روی علی

علی امام من است و منم سگ کویش

سگی که شاه جهان شد به آبروی علی

و  اعتبار  اذانم  “علی ولی الله”

نماز من همه باشد به گفتگوی علی

قسم به خانه ی کعبه که زادگاه علی است

به کعبه نه! که کنم سجده من به سوی علی

به وقت صبح قیامت به حشر افتم من

به عشق روی نکویش به جستجوی علی

تمام ثانیه هایت علی علی گویان

بزن تو چنگ توسل به تار موی علی

کنون به ناز قدوم مبارک آن شاه

بگو تو اشهد ان علی ولی الله

شاعر : محسن همتی

 

 

 

 

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است.

مهجه |  www.Mohjat.net

@mohjat_net

 غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

دیدگاهی بنویسید

0