.  اشعار محرم 99 منتشر شد
 تلگرام سایت مهجه

اشعار شب چهارم محرم ۱۳۹۴ محمود کریمی

اشعار شب چهارم محرم ۱۳۹۴ محمود کریمی

اشعار شب چهارم محرم ۱۳۹۴ محمود کریمی

اشعار شب چهارم محرم ۱۳۹۴ محمود کریمی

 

 

روضه

من تو خیمه منتظر تا که رو سپید بشم

تو اجازه بدی و مادر شهید بشم

تا که دیدم پسرام چش گریون اومدن

هر کدوم یه گوشه ای شمشیر و زمین زدن

یکیشون میگفت دیدی ما رو عاشق ندونست

یکیشون میگفت حسین ما رو لایق ندونست

پسرام میگن دایی تو رو خیلی دوست داره

تو برو ازش بخواه بگو اخرین باره

بگو با برادرت اخرین خواهشمه

بگو بچه هام فدات میدونم خیلی کمه

حالا من چیکار کنم چجوری خیمه برم

تو بگو که چی بگم تو جواب مادرم

اسم مادرم اومد خواهرت فدا سرت

رو من و زمین نذار تو رو جون مادرت

میدونی اگه بری اینا ماتم میگیرن

هستیشون تویی داداش تو نباشی میمیرن

لحظه ای الان برم پسرام و بیارم

میدونم چیکار کنم دیگه چاره ندارم

پسرای ناز من پاشین اماده بشین

یا علی خدا بخواد دیگه رفتنی شدین

برید و برا حسین سینتون و چاک کنین

کارتون درست شده اشکتون و پاک کنید

شمشیرار و وردارید سر و بالا بگیرید

اونجوری که من میگم اذن از اقا بگیرید

هر چی التماس کنید نمیشه بازم کمه

تیر اخر همینه تو رو جون فاطمه

اقا بذار که ما بریم تو رو به جون فاطمه

همه بشن فدا چرا ما دو تایی نگاه کنیم

مگه میشه شیش ماهه رو سه شعبه از شیر بگیره

تنها باشی و بی سپاه ما دو تایی نگاه کنیم

مگه میشه تنها بری ما هم تو خیمه بمونیم

بیفتی زیر دست و پا ما دو تایی نگاه کنیم

مگه میشه تنها بری بعد تو این حرومیا

بیان به سمت خیمه ها ما دو تایی نگاه کنیم

مگه میشه تنها بری تنت بمونه رو زمین

سرت بره رو نیزه ها ما دو تایی نگاه کنیم

مگه میشه تنها بری خودت بگو تو رو خدا

اتیش بگیره خیمه ها ما دو تایی نگاه کنیم

مگه میشه تنها بری دست پلید این سگا

بره به سمت بچه ها ما دو تایی نگاه کنیم

مگه میشه تو نباشی دست سیاه کوفیا

بره به سمت معجرا ما دو تایی نگاه کنیم

مگه میشه تو نباشی سه ساله پیش چشم ما

طناب به روی دست و پا ما بمونیم نگاه کنیم

حالا که راهی نداره ما هم بشیم فدا سرت

چاره نمونده که میگیم تو رو به جون مادرت

زمینه

گفتم به فلک یگانه دوران کیست

فریاد بر اورد که زینب زینب

************

جانا برادر ارامش خواهر رحمی به حال من این لحظه اخر

من با تو از اول همراز و همراهم اوردم برادر همراهم سپاهم

ماه شب تار زینب سالار زینب

*********

حالا که تنها بی ناصر و یاری چه انتظاری از بنت علی داری

در محضرت لبیک روی لبم دارم من مهر غم هایت قربانی بیارم

ارامش جان زینب سالار زینب

*********

تا مرز خیمه دنبال این هایم من دیگر از خیمه بیرون نمی ایم

نشد که باری از دوش تو بردارم من که کسی غیر از تو دارم ندارم

سالار تنهای زینب اقای زینب

زمینه

رب بما شفیتنی رب بما سقیتنی

رب بما نصرتنی رب بما کلاتنی

رب بما ائنتنی شکر لله رب بما عشقتنی

حب حسین عجننی

مرده بدم زنده شدم عش تو را بنده شدم

دولت عشق امد و من دولت پاینده شدم

بی همگان به سر شود بی تو به سر نمی شود

داغ تو دارد این دلم جای دگر نمیشود

یار حسین دلدار حسین ای عشق بی تکرار حسین

واحد

روح اراده ای با اقتدار پشت حسین ایستاده ای

هم شیر زاده ای هم شیر زن شدی و دو تا شیر زاده ای

فخر مخدرات بانوی با ابهت این خانواده ای

مانند مادرت کوبنده حرف میزنی و فوق العاده ای

از بس جلیله ای عباس داده ای نخ معجر نداده ای

در نزد افتاب کردی از این دو ماه عجب استفاده ای

لشکر کشیده ای از بین خیمه تیغ دو پیکر کشیده ای

این ذوالفقار تو با این دو تا پسر علوی تر کشیده ای

شانه به مویشان سرمه به چشم این دو برادر کشیده ای

ای مادر شهید این نوحه درد را دو برابر کشیده ای

انگار یک تنه جام بلای قافله ای سر کشیده ای

با این که سال ها زحمت برای این دو دلاور کشیده ای

در محضر حسین حالا قلم به واژه مادر کشیده ای

داغی شدید را در چهره ات ندید هر گز کسی غم دو جوان رشید را

بهتر نبوده اند نشنیده اند انچه که گوشت شنید را

یا که ندیده اند از روی تل هر انچه که چشم تو دید را

بهتر ندیده اند انجا که پای زجر به خیمه رسید را

بهتر ندیده اند این قامتی که بین خرابه خمید را

بهتر ندیده اند در شام کوچه گردی و بزم یزید را

بهتر ندیده اند یک سال و نیم موی سراسر سپید را

واحد

ارباب بی کفن ای دور از وطن ای شهید گریه

داغ تو سخته اما به داد دل ها رسیده گریه

از دم اول شد عجین عشقت با شیرم

واسه لبهای تشنت ای اقا میمیرم

بعد صد سال اگر از سر قبرم گذری

من کفن پاره کنم زندگی از سر گیرم

***********

دلم و برده تربت توی سجادم

من با هر سجده روی خاک تو افتادم

نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار

چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم

***********

میاد از اسمونا به گوش دل ها صدای گریه

میاد برا شفای تموم دردا دوای گریه

به تو مدیونم عشق تو کرده ابادم

ای فدای تو کل ابا و اجدادم

فاش می گویم و از گفته خود دل شادم

بنده عشقم و از هر دو جهان ازادم

**********

از این چشای گریون شبیه بارون میریزه گریه

گریه شده پناهم برا خدا هم عزیز گریه

شاه شمشاد قدان خسرو شیرین دهنان

که به مژگان شکنند قلب همه صف شکنان

شور

دیوونه منم عاشقی که دلخون منم

اقا تویی و اونی که پریشونه منم

مجنونم و اون که پای تو می مونه منم

به جز تو کی تو عالم برای من می مونه

تو رو میخوام و هر چی که تو بخوای همونه

**********

من نوکرتم نوکر تو و خواهرتم

من گریه کنه برادر اب اورتم

من سینه زنه عطش علی اصغرتم

رضایت خدا تو رضایت حسینه

دلم همیشه تحت حمایت حسینه

************

ذکر یا حسین چشای من و تر میکنه

اسمش ضربان دل و شدید تر میکنه

حال من و عشق همه جوره بهتر میکنه

منی که زندگیم و برات کنار گذاشتم

نمیدونم چی میشد اگه تو رو نداشتم

شور

میدونم بدم میدونم که نمیکنی ردم

ولی اومدم دوباره دره خونت و زدم

مادرم خونده تو گشوم که فقط من تو رو دارم

به جون مادرم اقا از تو دست بر نمیدارم

اشک و ناله هام از اشکای زلال مادرمه

این پیرن سیام از سفره حلال پدرمه

************

سینه میزنم تا بمونه نشونه رو تنم

رگ گردنم شده ضامن سینه زدنم

به خدا لطف تو اقا بی جوابش نمیذارم

تو پناهم شدی و من از تو دست بر نمیدارم

اون که عاشق راه سفر عشقت و می دونه

اون که لایق زیر نظر عشق تو می مونه

************

همه باورم اینه که تویی سایه سرم

دلم اومده که بشینه یه گوشه حرم

اگه بد بندگی کردم اگه سنگین شده بارم

فقط این و میدونم که از تو دست بر نمیدارم

روح عاشقا خاطر خواه مرام و کرمته

اشک من برا دل تنگی هوای حرمته

شور

تنت به زمین سرت به سنان

سلام الله علیک ایها العطشان

پر از غم تو زمین و زمان

سلام الله علیک ایها العریان

مرمل بادماع در خاک صحرایی حسین من

چرا ای تشنه لب بی یار و تنهعایی حسین من

حسین وای

***************

ته گودال فقط پیکر تو مانده و من

همه رفتند فقط مادر تو مانده و من

سر و انگشتر و انگشت به غارت بردند

پاره های بدن بی سر تو مانده و من

 

 

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است.

مهجه |  www.Mohjat.net

@mohjat_net

 غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.
0