.  اشعار محرم 99 منتشر شد
 تلگرام سایت مهجه

اشعار شب چهارم محرم ۱۳۹۵ حسین سیب سرخی

اشعار شب چهارم محرم ۱۳۹۵ حسین سیب سرخی

اشعار شب چهارم محرم ۱۳۹۵ حسین سیب سرخی

اشعار شب چهارم محرم ۱۳۹۵ حسین سیب سرخی

 

 

روضه

کیست این اُمِ ابیهایِ حسین

کیست این حضرتِ زهرایِ حسین

کیست این سایه یِ هَمپای حسین

کیست پیغمبرِ فردایِ حسین

کیست جز زینب کبری یِ حسین

چادرش خورد تکان طوفان شد

کوه برخاست زمین حیران شد

ماه چرخی زد و سر گردان شد

کعبه هم دست بر آن دامان شد

کیست این مریم عذرای حسین

مادری که دو جگر آورده

هرچه دارد به نظر آورده

پیش خورشید،قمر آورده

زحمتش را به ثَمر آورده

آمده جان بدهد پایِ حسین

جان خود بر دو کبوتر داده

هر دو را سَمتِ خدا پَر داده

اذن اگر زود برادر داده

قسمِ چادرِ مادر داده

دل خوش است او به دو امضای حسین

هر دو مَرد اند و صاحب عَلَم اند

ذوالفقار اند که هم پُشتِ هم اند

هر دوتا پشت و پناهِ حرم اند

هر دو در معرکه ثابت قدم اند

خویش را کرده مُهیایِ حسین

پرده ی خیمه کشیده خانوم

کَم کَم انگار خمیده خانوم

رَزمِشان را که ندیده خانوم

فقط از دور شنیده خانوم

گوئیا هست خودش جایِ حسین

خنده ها زود خبر آوردند

بادها یکسره پَر آوردند

سَرِ این دو ، چه مگر آوردند

تیغها را همه در آوردند

هر دو اُفتاده به صحرایِ حسین

مادر است اینکه سَرَش درد گرفت

خواست خیزد کَمَرش درد گرفت

که دو جایِ جگرش درد گرفت

ناگهان بال و پَرَش درد گرفت

گفت ای وایِ من و وایِ حسین

قصدِ جانِ دو برادر کردند

نیزه ها را دو برابر کردند

ضربه ها را که مُکَرَر کردند

بعد هم نیَّتِ خنجر کردند

به شماره است نفسهای حسین

این طرف یک پسر اُفتاد زمین

قبل از آن یک تبر اُفتاد زمین

آن طرف آن دِگَر اُفتاد زمین

دشنه ای دوروبَر اُفتاد زمین

غرقِ خونابه سراپایِ حسین

بِینِ میدان چقدر بَلوا بود

دو بدن بود هزاران پا بود

دو گلو بود و دو نِی بالا بود

دو سر اما سَرِشان دعوا بود

وای از خنده به غمهایِ حسین

از یکی زود زِرِه را کَندَند

از یکی جوشَنَش از جا کَندَند

وقتِ غارت همه یِکجا کَندَند

بود دایی تکُ تنها کَندَند

آه از حالتِ سیمایِ حسین

بینِ خون دید امانت ها را

بعد از آن غربت و غارت ها را

دست گردانِ غنیمت ها را

باز هم گفتنِ قیمت ها را

خواهرش در پِیِ سقایِ حسین

شد غروب و دو پسر را می دید

بر سرِ نیزه دو سر را می دید

دو سرِ خورده تبر را می دید

دورِ خود چند نفر را می دید

مانده اما به تماشای حسین

غمِ فرزند نمیدانی چیست

دو سه تا چین رویِ پیشانی چیست

در پیِ نیزه پریشانی چیست

بین نا محرم و حیرانی چیست

کیست زینب تک و تنهای حسین

شاعر : حسن لطفی

زمینه

منی که میکشم هر دم نفس فقط برای تو

تمام هست و بود من حسین فدای تو

بمیرم که بی سقا شدی بمیرم چرا تنها شدی

بمیرم ز غم شیدا شدی

امیری حسین الهی خواهرت فدات بشه

غم تو زینبت رو میکشه دلم به عشق تو خوشه

حسین وای

***********

دلت میاد دلم خون شه که دست خالی برگردم

با دستای خودم داداش تن گلام و کفن کردم

قبول کن نوای خستم و قبول کن تمام هستم و

قبول کن نکن رد دستم و

امیری حسین بذار خودم فدات بشم داداش

فدای بچه هات بشم داداش

شهید برات بشم داداش

حسین وای

شور

فکر و ذکر روز و شبم کربلا

روبرومه عکس حرم کربلا

میدونی که کبوتر مشهد الرضام

اگه که داره به گوش تو میرسه صدام

میتونی یه کاری کنی اربعین اقا بیام

اره اگه بدم ولی اقا هوام و داره

برای نوکرش چجوری میشه کم بذاره

کربلا یا کربلا

*************

ارزوی هر دقیقم کربلا

میکشه این عاشق و غم کربلا

میسوزم و حرارت قلبم حسین

به روی شونه من پرچم حسین

میرسه روزی همه از محرم حسین

به تو کسی نشد رو بزنه و نا امید شه

دره خونه تو الهی که مو هام سفید شه

کربلا یا کربلا

*************

باز سلام میدم به طرف کربلا

انتهای راه نجفه راه کربلا

خونه امید منه هیئت حسین

قبولی نمازم از تربت حسین

عاقبتمون بهشت با شفاعت حسین

نفس اخرم اگه باشی کنارم اقا

روضت و میخونم همه سر مزارم اقا

شور

نحن قوه الحیدریه نحن قوه الفاطمیه

نحن قوه الزینبیه نحن ابناء الحسین

تا وقتی تو سایه کرم هستم

سرباز مدافع حرم هستم

ممنون نون حلال بابا و

شیری که به من داد مادرم هستم

ما سینه سپر زهراییم

ما زیر نظر زهراییم

تا وقتی که حسینی باشیم

ان شاء الله پسر زهراییم

***********

رو دوشم همیشه علم زینب

رو چشمام غبار قدم زینب

جون من فدا زینبیه باشه

خون من حلال حرم زینب

مکر دشمنا بی تاثیره

شیعه جونشون و میگیره

ای جانم به کسی که توی

راه زینبیه میمیره

**********

با اسمت بهم میریزی دنیا رو

از سینم نگیری عشق مولا رو

روزی که بیاد منتقم ارباب

میگیریم ما انتقام زهرا رو

ای نور منجلی یا حیدر

یا والی الولی یا حیدر

رو بام کعبه میگیم اخر

لبیک یا علی یا حیدر

 

شور

سلام من به زینب و سلام من به گنبدش

الهی که طواف بدن تابوتم و تو مرقدش

من و برای عاشقی چی میشه انتخاب کنی

فداییتم میتونی که روی منم حساب کنی

حسین جان میخوام تا که با عاشقات هم قسم شم

با سربازای لشکرت هم قدم شم

الهی شهید دفاع از حرم شم

نگاه کن که بارون اشکامه نامه رسونت

شدن این روزا مادرا نوحه خونت

میخونن جوونم فدای جوونت

حسین وای

**********

همیشه سجده میکنم به روی تربتت حسین

فدای خاک کربلا فدای غربتت حسین

سینه زنت بذار اقا که یار و یاورت باشه

نیمذاریم که تو خطر حرم خواهرت باشه

حریف همه شیعه ها کل عالم نمیشه

دل زینب تو پر از غم نمیشه

یه کاشی هم از مرقدت کم نمیشه

حسین جان هوای حرم رو داره تا ابالفضل

خیال همه راحته با ابالفضل

روی گنبدت پرچم یا ابالفضل

حسین وای

 

واحد

تو مظهر شکوه عزتی قیام و حرکتی

تو سایه سرم توی قیامتی

شده ذکر دل عاشقا یا زینب

سپر میشه همه عمر ما با زینب

دلم تنگ برا شهر دمشق تو

همش پر میزنه دلم برا زینب

میخوام که با کرم بشم زینب

پای تو محترم بشم زینب

مدافع حرم بشم زینب

عقیله العرب زینب

*************************

زن مگو مرد افرین روزگار

زن مگو خاک درش نقش جبین

زن مگو دست خدا در استین

*************************

تو قبله دل همه شدی تو فاطمه شدی

به رو لب همه تو زمزمه شدی

همش اسم تو با درد و بلا اومد

همش اسم تو با شور و نوا اومد

نسیم تو گرفته همه هیئت رو

گمونم که نسیم کربلا اومد

چی میشه که صدام کنی زینب

جون حسین نگام کنی زینب

زائر کربلام کنی زینب

واحد

عالم علی و نور جهانتاب زینب است
مثل علی و مثل نبی ناب زینب است
از جلوه های فاطمه سیراب زینب است
تشنه حسین تشنه حسن آب زینب است
یعنی که پنج تَن دل یک قاب زینب است

این کیست این عقیله آقای کربلاست
این کیست این که غیرت فردای کربلاست
این کیست این رایتُ جمیلای کربلاست
این کیست حضرت زهرای کربلاست
عصمت کم است صاحب الالقاب زینب است

آورده روی دست خودش جانِ خویش را
آماده کرده است دو قرآن خویش را
رو کرده است بر همه شیران خویش را
دو گرد باد خویش دو طوفان خویش را
خورشید این دو اخترنایاب زینب است

زخم دل شکسته ی خود را که هَم گذاشت
اذن دخول خواند به خیمه قدم گذاشت
از خود گذشت و تحفه ای از بیش و کم گذاشت
سنگِ تمام پیشِ امیرِ حرم گذاشت
قبله حسین باشد و محراب زینب است

زینب رسید و باز امام احترام کرد
مثلِ علی ،حسین به پایش قیام کرد
تا او سلام کرد خدا هم سلام کرد
زینب که است؟آن که ادب را تمام کرد
در کربلا معلم آداب زینب است

دو مرد از قبیله یِ خود انتخاب کرد
آیینه بودو رو به سوی آفتاب کرد
با التماس دامن خود را پُر آب کرد
بر روی نام مادرش اما حساب کرد
فرمود این شکسته ی بی تاب زینب است

بالی اگر که نیست برادر، دلی که هست
آورده ام به شعله کشم حاصلی که هست
حل کن به دست خویش مرا مشکلی که هست
از من بخر دو هدیه ناقابلی که هست
باور بکن که اول اصحاب زینب است

رفتند سمت معرکه پر در بیاورند
عباس گشته اند جگر در بیاوَرَند
چون ذوالفقار تیغِ دوسر در بیاورند
از یک یکِ سپاه پدر در بیاورند
این دو دو موج بوده و سیلاب زینب است

از دور دیدو گفت علمدار مرحبا
بر ضربه هایشان صدو ده بار مرحبا
بر دو امیر به دو جگردار مرحبا
زینب شدند و حیدر کرار مرحبا
اما میان خیمه ی بی آب زینب است

اما رسید لحظه درخون صدا زدن
خونین نفس نفس زدن ودست وپا زدن
یک بار تیغ وبار دگر نیزه را زدن
دوراز نگاه مادرشان بی هوازدن
دربین خمیه شاهد گرداب زینب است

یک نانجیب دشنه به ابرویشان کشید
یک بی حیا دونیزه به پهلویشان کشید
یک ناصبی که چکمه سر و رویشان کشید
یک پیرمرد پنجه به گیسویشان کشید
آنکه دوچشم او شده خوناب زینب است

آمد غروب وخنده دشمن بلند شد
وقتی صدای غارت و شیون بلند شد
دو نیزه درمقابل یک زن بلند شد
زینب نظر نکرد ولیکن بلند شد
چشم حسین از سر نی ها به زینب است

شاعر:حسن لطفی

شور

من فقط میخوام یه جوری دور و برت باشم

یه سیاهی لشکرت باشم نکنه تو نمی خوای آقا
میدونم که به خودم بد کردم

تو خبر داری فقط از دردم

یه کاری کن که دلم آروم شه

کمکم کن منم برگردم
میزنم تو رو صدا حسین،حسین وقت مُردنم بیا حسین،حسین

*************
من فقط میخوام بدونی چه قدر دوست دارم

جونم و پای تو میگذارم

اگه تو نباشی که من هم بی کَس و کارم
بی تو زندگی ز هم می پاشه

غیر تو به کی دلم خوش باشه

تو برام دعا کُن این شب ها که

گره از کار دِلِ من باز شهِ
میزنم تو رو صدا حسین،ای رفیق با وفا حسین،حسین

*************
من فقط میخوام سایه ی تو به سَرَم باشهِ

قبر من کُنج حرم باشهِ

بعد مُردنِ منم عکسم رو عَلَم باشه
هر چه میکشم از این تقدیرهِ

کربلا نگو دلم میگیره

من به مهربونیت عادت کردم

نوکرت بدون تو میمیره
میزنم تو رو صدا حسین،حسین شب جمعه کربلا حسین،حسین

**********
من فقط میخوام بدونم چرا تو رو کشتن

زیر دست و پا تو رو کشتن

خواهرت را جون به لَب کردن تا تو رو کُشتن
بین صحرا بدنت اُفتاده

دست کی پیراهنت اُفتاده

روی نیزه ها سَرت رفت اما زیر دست و پا تنت اُفتاده
شاه بی غسل و کفن حسین،حسین کُشته ی دور از وطن حسین،حسین

شعر خوانی (شور)

ما نوکران نوکر سلمان و قنبریم
از شیعیان صادق آل پیمبریم

شکر خدا که فاطمه ما را خریده است
شکر خدا که گرد و غباری بر این دریم

هستیم منتصب به غلامی بوتراب
با این حساب از ملکان نیز برتریم

با دشمنان حیدر کرّار دشمنیم
با دوستان شاه نجف هم برادریم

مانند کوه پشت علی ایستاده ایم
در پای عشق شیر خدا چون اباذریم

در روز حشر هم همگی سر خوشیم چون
تحت لوای حضرت زهرا و حیدریم

زهرا دعا نموده اگر سینه زن شدیم
پس تا ابد غلام و بدهکار مادریم

تا آخرین نفس به همین روضه ها قسم
گریه کنان ماتم سلطان بی سریم

شاعر : ابراهیم لآلی

 

 

 

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است.

مهجه |  www.Mohjat.net

@mohjat_net

 غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

دیدگاهی بنویسید

0