.  اشعار محرم 99 منتشر شد
 تلگرام سایت مهجه

اشعار شب چهارم محرم ۱۳۹۵ محمدرضا طاهری

اشعار شب چهارم محرم ۱۳۹۵ محمدرضا طاهری

اشعار شب چهارم محرم ۱۳۹۵ محمدرضا طاهری

اشعار شب چهارم محرم ۱۳۹۵ محمدرضا طاهری

 

 

مناجات با امام زمان (عج)   

یا اندکی برای رسیدن شتاب کن

یا این دل شکسته مارا مجاب کن

خیر است سر زدن به گدهان کوچه گرد

یک شب کنار ما بنشین و صواب کن

مثل عنایتت به علی بن مهزیار

این بنده را به لطف خود عالی جناب کن

با گریه هایمان به تو نزدیک می شویم

دعای وصل مرا مستجاب کن

پیراهن عزا سند اعتبار ماست

مارا محبتی کن و نوکر خطاب کن

این گریه ها ذخیره فردای محشرت

این اشک را به مجلس ختمم ظلام کن

امشب بحق این دو فدایی شاه عشق

مارا مدافعان حرم انتخاب کن

ما بی قرار روضه ی طفلان زینبیم

مارا چو شمع در تب این روضه آب کن

ای مقتل مجسم کرب و بلا بخواب

با غصه های عمه دلم را کباب کن

هر چند مانده است سه شب تا شب عطش

یادی ز بی قراری قلب رباب کن

  روضه

گفت سر دواندن نیست رسم دلبری

گریه ام را از چه در می آوری

بگذر اصلا از برادر خواهری

حق این پنجاه سال مادری

دست رد بر سینه ی من میزنی

دلت آمد دلم را بشکنی

التماست می کنم رو می زنم

می شوی راضی زانو می زنم

نه بگویی چنگ در مو می زنم

باز حرف از زخم پهلو میزنم

واقفم این تحفه ها ناقابل است

آب تا باشد تیمم باطل است

اما پیش مرگ اصغرت هستند که

سیاهی لشکرت هستند که

ذوالفقار خواهرت هستند که

لایق دور و برت هستند که

گشته از داغ پسر مویت سپید

حق زینب نیست سهمی از شهید

آه می خوای نمیرم نه نگو

در حضورت سر بزیرم نه نگو

حضرت نعم الامیرم نه نگو

منتت را میپذیرم نه نگو

آبرویم بسته بر این خواهشم

رد کنی خیلی خجالت می کشم

التفاتی کن که خواهر زاده اند

از شهیدانت عقب افتاده اند

جان به کف بهر مصاف آماده اند

لب کنی تر سر برایت داده اند

این دو اسماعیل من قربان تو

هستی زینب بلا گردان تو

امتحان کن تا ببنی کاری اند

شیرهای بیشه ی کراری اند

غیرت زهرا به وقت یاری اند

آشنا با رزم و میدان داری اند

درس عشق و جنگ از بر کرده اند

خوب شاگردی اکبر کرده اند

رخصتی تا ترک جان و سر کنند

در یم خون چهره زیبا تر کنند

رو سپیدی قسمت مادر کنند

از شمار زخم تو کمتر کنند

من شریکت نیستم دل دل نکن

جان زینب کار را مشکل نکن

می کنی در حقم آگاهی حسین

باز در صبر و شکیبایی حسین

بین خون گفتند تا دایی حسین

باز گرداند است از تنهایی

زینبت اثباب زحمت شد ببخش

باز زخمی روی زخمت شد ببخش

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بمونن رو نیزه ها سر ببینن؟

یا کتک خوردن مادر ببینن ؟

من پیش اینا خجالت می کشم

بمونن من و بی معجر ببینن ؟

کبودی های تنم دیدن داره ؟

یا طناب گردنم دیدن داره؟

وسط یه عده نامحرم حسین

تازیانه خوردنم دیدن داره ؟

بمیرم بال و پرت درد می گیره

داری میری باز سرت درد می گیره

بدن هاشون می خوام چیکار کنم ؟

بزا باشن کمرت درد می گیره

 زمینه

یا قتیل العبراه        حسین

یا اسیر الکرباه     حسین

کشتی امن نجات     حسین

جان عالم به فدات   حسین

حسین آقام آقام آقام

****

از غمت خونجگرم     حسین

سایه ات روی سرم    حسین

از سرم می گذرم      حسین

چون شهیدان حرم    حسین

حسین آقام آقام آقام

زمینه

بازم شب زینب و دخیل این درم

اسم عقیله ی بنی هاشم و می برم

وقتشه اقتدا کنیم با عابس و زهیر

که هر کدومشون بودن مدافع حرم

فدای اون دلایی که پر از  تاب و تب شد

جونشون نذر دوتا گلای زینب شد

ای عمه ی  سادات  دست غم و بستی

سرت شیکست اما عهدت و نشکستی

به جز حسین اسمی کسی ازت نشنید

قبله حسین و تو قبله نما هستی

یا عقیلهالعرب مولاتی زینب مدد

******

گریه ی تو می گیره آرامش زینب و

تو چشماشون خواهش زینب و

من و ببخش اگ هفقط دوتا پسر دارم

ولی تو دست کم نگیر ارتش زینب و

گمون نکن که چون زنم برات یاور نیستم

من که از مادر وهب دیگه کمتر نیستم

چرا نمی زاری برن گلای من

خودت رو یک لحظه بزار به جای من

من و قسم دادن به چادر زهرا

تو خیمه افتادن به دست و پای من

یا عقیلهالعرب مولاتی زینب مدد

****

با این که زیر تیغ و نیزه دست و پا زدن

تا آخرین قطره ی خون تو رو صدا زدن

با این که فردا می بینم کنار اصغرت

سر جوونای من و به نیزه ها زدن

ببخش اگه پیکرشون نشد اربا اربا

کاش بشه جون من فدات غروب عاشورا

شرم توی چشمات میگیره دنیام و

تو خیمه می شینم نبینی اشکام و

فدا سرت داداش خیال کن از اصلا من

نداشتم از اول دوتا پسر هام و

یا عقیلهالعرب مولاتی زینب مدد

نوحه

ای که هر لحظه در برم مانده ای

پس چرا این زمان در حرم مانده ای

ای همیشه در کنارم دیده بر ره تو دارم

تا حرم چگونه تنها این دو کشته را بیام

خجالتم دادی آخر ببین شدم زار و مستر

ز داغ این دو برادر

اخیه زینب کجایی؟

****

ساقی ام در حرم حافظ کودکان

نه عبا دارم و نه دگر یک جوان

من دگر ز پا نشستم بین خنده ها شکستم

خواهرت بیا نظر کن این دو مانده روی دستم

بیا به امدادم ای یار یکی از این دو تو بردار

شدم به میدان گرفتار

اخیه زینب کجایی؟

****

هر دوتا با هم از دست مان می پرند

نیزه ها این دو را هر طرف می برند

دل ز نسل خود بریدی مادر دوتا شهیدی

پشت پرده رفتی و تیغ بر گلویشان ندیدی

به خاک و خون پا کشیدند سنان و خنجر رسیدند

دو تشنه را سر بریدند

اخیه زینب کجایی ؟

واحد

همه جسمیم و تویی جان بابی انت و امی

همه دردیم وتو درمان بابی انت و امی

بابی انت و امی یا ابا عبدالله

بابی انت و امی یا حسین ثارالله

*****

بابی انت و امی که ز پیمان تو باهم

همه گریان و تو خندان بابی انت و امی

بابی انت و امی یا ابا عبدالله

بابی انت و امی یا حسین ثارالله

*****

زِ وجودت به وجود آمده شور و هیجانی

در همه عالم امکان بابی انت و امی

جان فدایت که شد از روز نخستین ولادت

کربلایی تو نمایان بابی انت و امی

تو حسینی تو حسینی تو سراپا همه حُسنی

معدن جودی و احسان بابی انت و امی

سرآن کشته بنازد که دم مرگ ببین

تو گرفتیش به دامان بابی انت و امی

بابی انت و امی یا ابا عبدالله

بابی انت و امی یا حسین ثارالله

تک(کربلایی حسین طاهری )

کفن پوشان تو شدن دوتا دست گلهای من

تو دستاشون شمشیر و میمیرن واست جای من

فدای سر و جان حسین

میرن پای پیمان حسین

شدن گوش به فرمان حسین،به فرمان حسین

به پای عشق دوتایشون سر می بازن

به فرمان تو سربازن

****

تموم لشکر اومدن برای بیعت با حسین

روی لبهاشون جاریه فقط لبیک یا حسین

همه محو چشمان حسین

همه جان به قربان حسین

همه گوش به فرمان حسین ، به فرمان حسین

سفارش کرده حسین تو خیمه

علم باید بالا باشه تو دستای سقا باشه

*****

بنبـــــیٍّ عـــربیٍّ و رسول ٍ مدنیٍ

و اخیـــه اســـــدالله مســمّی بعلی ٍّ

و بزهـــراءِ بتول ٍ و باُم ٍّ ولــــدت

و بسبطیه و شبلیه هما نجلا زکیٍّ

و بسجـّاد و بالباقر و الصّادق حقّ

و بموسی و علــیٍّ و تقــیٍّ و نقیٍّ

و بذی العسکروالحُجّهٍ القائم بالحق

شور

سر سپرده ی عشقم سر سپرده ی بارون

از قبیله ی عشقم از قبیله ی مجنون

لباس زرمم آمادست کفن پوش زینبم

تو راه تو شهید میشم تو رویای هر شبم

باز جا موندم از رفیقام جا موندم

باز جا موندم خیلی تنهام جا موندم

سینه چاک تو هسیتم از تبار سلمانم

شکر حق که با دست فاطمه مسلمانم

برا دفاع از زینب گذشته ام من از سرم

فدای اهل بیتم من فدایی رهبرم

ما جون داییم پای زینب جون دادیم

تا این پرچم بالا باشه خون دادیم

کلنا فداک یا زینب

****

روی سینمون نقش خاتم ابالفضله

روی گنبد زینب پرچم ابالفضله

سپاه سینه زن های ابالفضل و زینبیم

تا آخرین نفس پای ابالفضل و زینبیم

فدایی زینبیم ،عمرم رو تو روضه ی  تو صرف کردم

روز محشر من پی تو می گم

کلنا فداک یا زینب

تک(کربلایی حسین طاهری )

من از نسل مجنونم به پای تو میمونم

از این غربت و بی داد به جوش اومده خونم

ما باشیم و دیگه نباشه حرم

خدایا چی میگن چه کابوسیه

باید شاهرگم رو بزارم وسط

بفهمن که این قصه ناموسیه

عمر این فتنه کوتاهه

سوریه پایان راهه

دنیا اینو خوب می دونه

پیروزی با حزب الله

من الازل الی الابد عقیلهالعرب مدد

********

من عهدم رو نشکستم سلاحم توی دستم

اگه حرف تو باشه شهادت طلب هستم

میاد دشمن تو اگه تا حرم

یکاری کنیم که پشیمون بشه

بیان بگذرن از دم تیغ ما

تا سوریه دریایی از خون بشه

پای عشقت جون میزاره

هر کی اینجا غیرت داره

دوست داره که بی سر باشه

اونی که پیش سرداره

من الازل الی الابد عقیلهالعرب مدد

********

می مونم رو سوگندم نشم کشته شرمنده م

آخه اسم عباست همیشه رو سر بندم

نمیشه دوباره جسارت به تو

اباالفضلی هستم به اسمت قسم

یه روزی سرم رو برات میزنن

همونجاست که به آرزوم میرسم

ما به عشق تو منصوبیم

عمری از داغت آشوبیم

ما پرچم یا زینب رو

بالای کعبه میکوبیم

من الازل الی الابد عقیلهالعرب مدد

  روضه (حاج علی انسانی)

گرچه جان علی و نور دل فاطمه ای

نه عزیز دل زهرا تو عزیز همه ای

هرکه از آتش عشق تو به دنیا سوزد

در دلش زآتش فردا نبود واهمه ای

ناله ها تا عرش خدا می رود

هر چه شمشمیر است تا عرش خدا می رود

غیر تیر و نیزه کس آنجا نبود

هرچه پیدا بود و تن پیدا نبود

 

 

 

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است.

مهجه |  www.Mohjat.net

@mohjat_net

 غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

دیدگاهی بنویسید

0