.  اشعار محرم 99 منتشر شد
 تلگرام سایت مهجه

اشعار شب چهارم محرم ۱۳۹۵ مهدی رسولی

اشعار شب چهارم محرم ۱۳۹۵ مهدی رسولی

اشعار شب چهارم محرم ۱۳۹۵ مهدی رسولی

اشعار شب چهارم محرم ۱۳۹۵ مهدی رسولی

 

 

روضه

یکسال دستات و رها کردم

دیدی چی اوردم سر دنیام

من خیلی بد کردم ولی اقا

تو خیلی خوبی که الان اینجام

من که الان اینجام نه که خوبم

مغرور نیستم که سرم بالاست

میخوام که ببینی اشک چشمام و

من که میدونم لطف تو دریاست

چه عهدایی که سال پیش با تو

زیر همین پرچم نبستم من

نون و نمک خوردم ولی اقا

بازم نمکدون و شکستم من

من غرق این سیلاب دنیام و

تو مونس شبهای دلگیری

میگن تو کشتی نجاتی و

دستای خیلیا رو میگیری

اقا ببین که خالی دستام

اقا ببین که تاریک دنیام

اقا ببین که جاری اشکام

اقا ببین که من تو رو میخوام

عبد الموالی ام قاپوا گلمیشم حسین

گر لا ابالیم قاپوا گلمیشم حسین

من دست خالی ام قاپوا گلمیشم حسین

***********

منی که بزرگ شدم تو روضه هات

نگی من و نمیخوای

منی که جوونیم و دادم به رات

نگی من و نمیخوای

واحد

شده ام باز هوایی به سرم شوق زیارت زده انگار

چنان سرخوشم این بار

که تا کرب و بلا قدرت پرواز مهیاست

که سر منزلم آنجاست

و بین الحرمین آخر دنیاست.

سلامم به شهیدان خدایی.

به هفتاد و دو دلداده یل کرب و بلایی.

شما در دلتان واهمه ای نیست

به جز ذکر خدا بر لبتان زمزمه ای نیست

مهیای نبردید که آزاده و مردید.

بیایید به دور سر ارباب بگردید.

دریغی ز فدایی شدن خویش نکردید.

به گوش همه ی مردم دنیا برسانید

اگر دل نگرانید بیایید که باز است در باغ شهادت.

بیایید اگر مانده کمی جرئت و غیرت.

بیایید به آخر نرسیده است شب سرخ رشادت.

بیایید که این خاک عتبات است.

بیایید که ارباب قتیل العبرات است.

شهادت به خدا راه نجات است.

نمانید در این عالم فانی.

که این راه بهشت است و حسین است نشانی.

به فدای سر ارباب جوانی.

سلامم به شمایی که دل از غیر بریدید.

و جز نور خدا هیچ ندیدید.

حسین گفت بیایید و رسیدید.

به دنیا چه نیاز است که در سینه ی تان سوز و گداز است

به خون خفتن تان عین نماز است

خدا خواست به تکبیره الاحرام رسیدید.

زمان رفته ولی کرب و بلا فرق نکرده است

که جنگ است و نوا فرق نکرده است

ز هر گوشه صدا می رسد از کودک شش ماهه ی ارباب

و انگار لبی می شکفد در طلب آب

ز چشمان حرم خواب پریده است

رسیدند که زینب به اسیری برود باز

و جنگی شده آغاز مهیا شده پرواز

یقین حرمله و شمر همین آل سعود است

که دریوزه ی درگاه یهود است

که آغوش به کفار گشوده است

و اردوی یزیدان زمان کاخ سفید است

بدانید که تاریخ به تکرار رسیده است

و هر گوشه ی این خاک شده کرب و بلا

آه از این غم الا صاحب آن بیرق و پرچم

ابالفضل علمدار الا سید و سالار

به آن خطبه میدان و رجز هات نیاز است

زمین تشنه و در سوز و گداز است

به امداد بیا تا گره از کار گشایی

تو محبوب ترین عبدخدایی.

دعایی بکن ای فاتح میدان برسد منجی دوران.

زمین غرق شد از خون شهیدان.

بیا منتقم خون خدا ای گل زهرا

به پایان برسان دوری خود را.

زمین سیر شد از داغ نبودت

که دل بسته جهانی به وجودت

تویی راه حقیقت زمین خیره از آن ذکر بلیغت

تویی منجی آخر تویی وارث و همنام پیمبر

رسیده است زمانی که بیایی به آخر برسد کاش جدایی

و رسد روز رهایی و ایمان من این است

تو از راه میایی و میایی و میایی

 

شاعر: امیر سلیمانی

واحد

هم بزرگ و هم کوچک ماست دشمنان شیطان رجیم

با ستمگر مانند تگرگ با ستمدیده مثل نسیم

تا حسین در جان و دل ماست زیر بار ذلت نرویم

ذوالفقار اذر فشان جرسومه صد ها مرهبیم

پیش مرگ عمه سادات و وارث زهرا زینبیم

یا حسین مولا

تک

افتادم از پا ولی اومدم بگم اقا دستم و تو بگیر

به حرمت مادرت دوباره توبه این نوکر و بپذیر

یه رو سیاه بی چارم بیا و رو سفیدم کن

تو این مسیر انسان ساز تو رو خدا شهیدم کن

اقا اگه نگام کنی ذلیل محضرت میشم

اگه قبول کنی تا ابد نوکرت میشم

اقام اقام حسین حسین

********

سائل درمونده تو منم تویی اقا بحر جود و کرم

با دست خالی من اومدم و یه کاری کن دست خالی نرم

شدم اسیر این دنیا الوده ام زلالم کن

اگه دلت رو رنجوندم اقا بیا حلالم کن

من سنگ رو سیاه ولی با عشق تو طلا میشم

از عالم دل بریدم و عاشق کربلا میشم

اقام اقام حسین حسین

********

قد امیدم کنار تو من تا به ابد تو پناه منی

جون علی اکبرت تو اقا به سینه ام دست رد نزنی

میون این همه عاشق ابروم و نبر اقا

برا حریم آل الله سینم و کن سپر اقا

میشم کبوتر حرم برای تو بالم میدم

پای حفظ حریم تو من عاشقونه سر میدم

اقام اقام حسین حسین

شور

عاشق دل خسته منم بار سفر بسته منم

تو ساحل پناهمی یه کشتی شکسته منم

کشتی شکسته منم بال و پر بسته منم

اقای دنیا تویی از دنیا خسته منم

ندارم اقا شک ابی عبد الله

مولای مولا لک ابی عبد الله

چند وقت دورم از ضریح شیش گوش

اقا دلم زده لک ابی عبد الله

برا حرم تنگ دلم اقا قسم به جون تو

دلم میخواد که بشنوم یه بار دیگه اذونت و

اذون صبح تو ارباب شنیدن داره

ناز کرب و بلای تو کشیدن داره

نشده قسمتم ارباب ولی میدونم

ضریح تازه صحن تو دیدن داره

یا بیا و من رو ببر حرم یا میمیرم

یا یه دست بکش روی این سرم یا میمیرم

یا که پر بده تا که بپرم یا میمیرم

********

زیر پرچم حسین سعادت میخواد بمیری

اره حرف حق زدن شهامت میخواد دلیری

از مادر حسین شهادت میخوای بگیری

بگو یا حسین یا حیدر

با علی بمون تا آخر

 

 

 

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است.

مهجه |  www.Mohjat.net

@mohjat_net

 غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

دیدگاهی بنویسید

0