.  اشعار محرم 99 منتشر شد
 تلگرام سایت مهجه

اشعار شب چهارم محرم ۱۳۹۵ میثم مطیعی

اشعار شب چهارم محرم ۱۳۹۵ میثم مطیعی

اشعار شب چهارم محرم ۱۳۹۵ میثم مطیعی

اشعار شب چهارم محرم ۱۳۹۵ میثم مطیعی

 

 

روضه

سوختم، برخاست باز از دل نوایی سوخته
چیست این دل؟ شعله ای از خیمه هایی سوخته
چیست این دل؟ یک نی خاموشِ خاکستر شده
که حکایت می کند از نینوایی سوخته
بند بندش از جدایی ها شکایت میکند
روضه میخواند به سینه با صدایی سوخته
روضه میخواند ز نی هایی و سرهایی غریب
پیش روی کاروانِ آشنایی سوخته
روضه میخواند از آن نی، آه آه، آن نی که خورد
بر لبانی تشنه و بر آیه هایی سوخته
این سر اینجا، چند فرسخ آن طرف تر پیکری
غرقه در خون در میان بوریایی سوخته
دل ز هم پاشیده چون اوراق مقتل، گوییا
نسخه ای خطی ز داغ ماجرایی سوخته
تکه تکه در عبا آیینه روی نبی
آیه تطهیر میخوانَد کسایی سوخته
دختری چیده ست یک دامن گل از یک بوته خار
گل به گل دامانش آتش، دست و پایی سوخته
بر لبانم آتشی از دل زبانه میکشد
آتشی مکتوم از کرب و بلایی سوخته

شاعر: محمد مهدی سیار

روضه

آه
سرم رو بالا نمی گیرم
که سرشکسته ام حسین جان
به روم نیاوردی که آبو
روی تو بسته ام حسین جان
اسارتم رو، به روم نیاری
میاد به یاری تو آزاده سواری
تنم می لرزه، ولی می دونم
دستمو می‌گیری و تنهام نمی ذاری
(آه، به من پناه بده حسین جان)

آه
تو نوری و من ظلماتم
مرده منم تویی حیاتم
از این به بعد حرّ حسینم
تا دم جون دادن باهاتم
به غربت من، خوش اومدی حُر
تویی تو آزاده‌ی دنیا و قیامت
بگیر دوباره، سرت رو بالا
تو مهمون خدا شدی سرت سلامت
(آه، به من پناه بده حسین جان)

آه
اومدم ای عزیز زهرا
با یارای تو همقسم شم
شرمنده م از بچه های تو
بذار مدافع حرم شم
شفاعتم کن، می خوام شهید شم
توبمو رد نکن نذار که نا امیدشم
می خوام بجنگم، کنار جونت
روسیاهم ولی بذار که روسفید شم
(آه، به من پناه بده حسین جان)

شاعر: میلاد عرفان پور

 

شور

منم اون غلام سیاهت
که دادم دلم رو به راهت
یه عمری برات گریه کردم
به امید گوشه نگاهت
یه شب بین هیئت منو میپذیری
امیری حسین و نعم الامیری
تن بی سر تو برای شفاعت
سرت روی نیزه چراغ هدایت
(حسین وای)

من از زرق و برقای دنیا
با یک چفیه آروم میگیرم
چی میشه شبیه شهیدا
منم پای عشقت بمیرم
دم مرگ سرم رو به دامن بگیری
امیری حسین و نعم الامیری
چه انسی گرفتم با این خاک پرخون
دوکوهه شلمچه طلاییه کارون
(حسین وای)

با این عاشقا بین هیأت
دعاگوی راه شماییم
ایشالا یه روزی همین جمع
کنار شما کربلاییم
علم رو همیشه تو بالا میگیری
امیری حسین و نعم الامیری
دعا کن تا آخر حسینی بمونم
دعا کن که یار خمینی بمونم
(حسین وای)

شاعر: روح الله اسماعیلی

 

نوحه عربی فارسی

این مردان فداییان یارند

فدائیون للحبیب، هؤلاء الرجال

 

اصحابی که جمله جان نثارند

أصحاب هم.. ترخص له حیاتهم

 

بر پای حسین سر گذارند

یضعون رؤوسهم علی رجل الحسین

ثارالله ثارالله

 

چه مردانی که سرهاشان نصیب عشقند

من هؤلاء الرجال؟ رؤوسهم فداء للعشق

 

چه اصحابی همه حر و حبیب عشقند

من هؤلاء الأصحاب؟ کلهم حر وحبیب للعشق

 

در آغوش حسینند

إنهم فی حضن الحسین

 

کفن پوش حسینند

لابسین أکفانهم

 

به عشق مادرش، به قربان سرش

حباً لأمه، فداء لرأسه

 

چه لبیکی شدند، به هل من ناصرش

وما أجمل هذه التلبیه لندائه هل من ناصر

(لبیک حسین)

 

 

افتادند بر آستان زینب

أتوا إلی مقام زینب

 

جان هاشان فدای جان زینب

نفوسهم فداء لنفس زینب

 

مردان مدافعان زینب

رجال مدافعون عن حرمها

یا زینب یا زینب

 

به جز عشقش کجا راهی دگر بگیرند

أین یجدون طریقاً آخراً غیر عشقها

 

برای او هزاران بار اگر بمیرند

وإن افتدوها بحیاتهم آلاف المرات

 

شده سربند لشکر

عصابه الرأس فی کل الفیلق

 

فداک بنت حیدر

فداک یا بنت حیدر

 

همه ثابت قدم، به زیر این علم

الکل مصممون، تحت هذه الرایه

 

زهیر و عابسند، نگهبان حرم

کزهیر وعابس، حامیی الحرم

(لبیک حسین)

 

 

قد جِئنا إلیکَ یا غریبُ

ای غریب [کربلا] ما به سوی تو آمدیم

 

قد جِئنا یَقُودُنا حبیبُ 

با هدایت حبیب بن مظاهر به سوی شما آمده‌ایم

 

فی رَکبٍ یَحُفُّه النَّحِیبُ

در کاروانی که صدای گریه از سراسر آن بلند است

ثارالله ثارالله

 

لقد جِئنا نُریدُ أنْ نَقی دمائَک

آمده‌ایم تا نگذاریم خون تو ریخته شود

 

نریدُ أن نُعیدَ الیَوْمَ کربلائَک

می‌خواهیم تا امروز کربلای تو را تکرار کنیم

 

هنا جَیشُ المُوالین

ارتش یاران شما اینجاست

 

یریدُ نُصرهَ الدِّین

ارتشی که می‌خواهد دین را یاری کند

 

نداءُ العاشِقین، و صَوتُ الصَّارخین

ندای عاشقان و فریاد فریاد زنان

 

“حسیناً واحسین، حسیناً واحسین “

حسینا واحسین، حسینا و احسین

(لبَّیکَ حُسین)

 

 

هل مِن ناصرٍ له هُناکا؟

آیا در کربلا کسی هست که او را یاری کند؟

 

أطْلقْتَ بکربلا نِداکا

تو در کربلای ندای هل من ناصر سر دادی

 

یا حسینُ کلنُّا فِداکا

ای حسین! همه ما فدای تو

ثارالله ثارالله

 

هُنا المُدافعونَ عنْ حریمِ زَینبْ

در اینجا مدافعان حریم زینب

 

یُلبُّونَ النِّداءَ و الرَّصاصُ یَلهبْ

به ندای تو لبیک می‌گویند و گلوله‌هاشان بیقرار است

 

نُقاومُ نُقاوم

مقاومت می‌کنیم، مقاومت می‌کنیم

 

و نَصنعُ المَلاحِم

و حماسه می‌آفرینیم

 

نَرُدُّ المُعتدین، بِعَزمٍ و یَقین

با اراده و یقین، متجاوزان را بر می‌گردانیم

 

فِداءً للحُسین، حسیناً وا حسین

فدای حسین، حسینا وا حسین

(لبَّیکَ حُسین)

 

 

شعر فارسی: محمد رسولی

شعر عربی: احمد حسن الحجیری از بحرین

 

واحد

تشنه چون یاران تو، تشنه ی احسان تو
رهسپاریم تا شهادت، با تو هستیم تا قیامت

***

من گرفتار نگاهت چون زهیرم
تشنه ی آوای قرآن بریرم
دعوتم کن چون حبیبت عاشقانه
روزی ام کن ختم قرآن شبانه

مثل عابس جامه از شوقت دریدم
ای به قربان نمازت من سعیدم
هر سحر مانند قیس بن مسهر
از تو با دل گفته ام ای شاه بی سر

تشنه چون یاران تو، تشنه ی احسان تو
رهسپاریم تا شهادت، با تو هستیم تا قیامت

***

راه من راه تولا و تبراست
راه سرخ مسلم بن عوسجه هاست
مادرم گفته که قربان تو باشم
چون وهب باشم، مسلمان تو باشم

کی به میدان می دهی اذن ورودم
من که خاک پای جونت هم نبودم
سینه ام را از محبت باصفا کن
لحظه ی آخر برای من دعا کن

تشنه چون یاران تو، تشنه ی احسان تو
رهسپاریم تا شهادت، با تو هستیم تا قیامت

***

آبرویم می دهی با آبرویت
مثل حر شرمنده می آیم به سویت
کی بشارت می دهی قربانی ات را
بُشرم و آماده ام مهمانی ات را

چون انُس جز تو هوس در سرندارم
پیر عشقم سر ز کویت بر ندارم
نام تو بردم که ایمان تازه کردم
با شهیدان تو پیمان تازه کردم

تشنه چون یاران تو، تشنه ی احسان تو
رهسپاریم تا شهادت، با تو هستیم تا قیامت

شاعر: میلاد عرفان پور

 

دم پایانی

اگه یه کبوتر بودم، به همه جا پر میزدم

از کران تا کران

بیرق عزای تو رو، پرچم ولای تو رو

میزدم توو جهان

مشرق و مغرب زمین، با اسمت آشنا بشن

پیامتو بفهمنو، راهی کربلا بشن

قصه ی سقا و عطش، روضه ی طفل غرقِ خون

یه روز باید جهانی شه، توو هر زمین، به هر زبون

(حسین عزیز فاطمه)

 

***   ***   ***   ***

 

ای معنی نعم الامیر! مظهر «جهاد کبیر»

عشق تو دینمه

توو مسیر احیای دین، «فَلا تُطِعِ الْکافِرین‏»

رسم و آئینمه

گوشه ی چشمت می‌تونه، کاری کنه زهیر بشم

منو توو خیمه ت بپذیر، که عاقبت بخیر بشم

سرت بلنده روی نی، سایه‌ت الهی کم نشه

سرم بریده شه ولی، جلو حرومی خم نشه

(حسین عزیز فاطمه)

 

***   ***   ***   ***

 

ی پسر شیرخدا، وارث شمشیرخدا

عاشقاتو ببین

وعده ی سربازای تو، توو حرم زیبای تو

کربلا، اربعین

به قلب من تَوون بده، برای درک این حضور

به من بده لیاقتِ، زمینه سازی ظهور

توو پادگان عشق تو، بیایم و همقسم بشیم

تا صبح سرخ انتقام، مدافع حرم بشیم

(حسین عزیز فاطمه)

 

شاعر: محسن رضوانی

 

 

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است.

مهجه |  www.Mohjat.net

@mohjat_net

 غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

دیدگاهی بنویسید

0