.  اشعار محرم 99 منتشر شد
 تلگرام سایت مهجه

اشعار شب چهارم محرم ۱۳۹۵ نریمان پناهی

اشعار شب چهارم محرم ۱۳۹۵ نریمان پناهی

اشعار شب چهارم محرم ۱۳۹۵ نریمان پناهی

اشعار شب چهارم محرم ۱۳۹۵ نریمان پناهی

 

 

زمینه

پیشکش دربار تو دو هدیه اوردم

غم مخور تنها شدی داداش مگه مردم

قلبی که زار و مبتلاته مستحق نیمه نگاته

غم نخور غصه هات به جونم خواهرت تا ابد باهاته

قدای تار موت ای جون من گلای خواهر

فدای تار موت داداش اگر برات بدن سر

فدای تار موت دار و ندار من برادر

غریب عالمین جانم حسین عزیز زهرا

**********

بین این دنیا فقط تویی همه دردم

من برا همچین روزی بزرگشون کردم

دارن از دیده خون می بارن غیر مردن حاجت ندارن

اذن میدون بده بی بی این دو تا مثل ذوالفقارن

فدای تار موت پرپر اگر بشن تو صحرا

فدای تار موت غرق به خون میشن سرا پا

فدای تار موت هر دو گل زینب کبری

غریب عالمین جانم حسین عزیز زهرا

**********

رو سرم منت بذار قبول کن اینا رو

تا برات زنده کنن رزم علمدار و

این دو گل مثل بچه شیرن هر دو بین قفس اسیرن

مثل من ارزوشون اینه بین اغوش تو بمیرن

فدای تار موت داداش اگه میشه دلم خون

فدای تار موت دردم اگه میشه بی درمون

فدای تار موت درد و غم این دل محزون

غریب عالمین جانم حسین عزیز زهرا

**********

میکنم شکر خدا که رو سفیدم کرد

شاکرم که مادر دو تا شهیدم کرد

میکشم هر دم اه حسرت قسمت من نشد شهادت

فکر زینب نباش عزیزم ای حسینم سرت سلامت

فدای تار موت داداش تمام ارزوهام

فدای تار موت تنهایی و اسیری و شام

فدای تار موت خاکستر و سنگای روبام

غریب عالمین جانم حسین عزیز زهرا

واحد

طلوع صبح سپیدی تو امید هر ناامیدی تو

اما از باغ دل زینب گـل آلاله نچیدی تو

زینب شرمنده نکن فردا سر افکنده نکن

جون داداش خون به دل این دو تا رزمنده نکن

بزار بازم خاک پات باشن

قـتـیـل کرببلات باشن

سر سرنیزه باهات باشن

غریب مادر حسین من

*************

نگاه از تو بر نمی دارن به لطف و خوبیت بدهکارن

تو میدون مردونه می جنگن اینا شاگـرد علمدارن

هر دوتاشون غلامتن از کوچیکی بنامتن

آبروی خواهرتن فدایی قیامتن

یکی نذر اصغرت آقا

یکی نذر اکبرت آقا

فدای موی سرت آقا

غریب مادر حسین من

***********

اگر که غمگین و زارم من برات از دیده می بارم من

عزا دار بچه هام نیستم فدای تو هر چی دارم من

به فکر تنهایی تو انگشتر و و پیروهنت

لحظه ای که تو قتلگاه پا میذارن رو بدنت

به فکر گودال و اون خنجر

به فکر بوسه به اون حنجر

به فکر تاراج اون پیکر

غریب مادر حسین من

شاعر : محسن طالبی پور

 

 

شور

بودم از ازل فدایی عباس

شغل من شده گدایی عباس

نداره بدل مثل باباش حیدر

یل عالم غوغایی عباس

تو اوج بلا شده همراه و یار حسین

تکیه گاه زینب و علمدار حسین

ای ماه ام بنین

************

مثه قطره ای اسیر دریا من

مستمندم و دخیل سقا من

میدونم اخر یه روز تاسوعا

جونم و میدم براش ان شائ الله

تندیس شهامته دریای سخاوته

دوست و دشمنا میگن که کوه غیرته

ای ماه ام بنین

************

تو شبای بی ستاره چون ماهه

او وزیرش اگر حسین شاهه

همه میدونن که ارمنیا هم

میگیرن ازش حاجت به ولله

ای اسطوره ادب اقیانوس تشنه لب

دل تنگ حرم شدم من رو هم بطلب

ای ماه ام بنین

تک(فارسی-ترکی)

ییخیلیب عبّاسیم / نهر فرات اوسته

بئلیم سیندی زینب / علمدار اولدی

بویانیب دور قانه / وفالی سرداریم

لوای قرآنه / علمدار اولدی

یارالی اصلانبم / شهید قرآنیم

امید طفلانیم / جوانیم لای لای

اوجا بوی سرداریم / وزیر درباریم

وفالی غمخواریم / ابلفضلیم وای

اوزون ایله آیه / حیالی قیزلاری

دئنن دَیدی پیکان / سو مشکین دلدی

سیزه خاطیر گئشدی / ایکی قول بیر گوز دن

منی گویدی تنها / فلک دینجلدی

خداوندا علمدارم نیامد وای

یگانه یاور و یارم نیامد

کنار علقمه بابا چه دیدی وای

عمود خیمه ها از چه کشیدی

گلی گم کرده ام میجویم او را

به هر گل میرسم میبوسم او را

گل من یک نشانی بر بدن داشت

یکی پیراهن کهنه به تن داشت

اگه جویم گلم را این بیایان را

به اشک دیده گل میشویم او را

حسین جانم حسین جانم حسین جانم

بگفتا این چنین زینب به افغان وای

به قربانمت شود خواهر حسین جان

از اون ساعت که این صحرا بدبدم وای

دو صد اه و فغان از دل کشیدم

بگو اکبر ببندد محمل من وای

که این صحرا …..

حسین جانم حسین جانم حسین جانم

غم عشقت بیابان پرورم کرد

هوای بخت، بی بال و پرم کرد

به ما گفتی صبوری کن صبوری

صبوری، طرفه خاکی بر سرم کرد

یک درد و یکی درمان پسندد وای

یکی وصل و یکی هجران پسندد

من از درمان و درد و وصل و هجران

پسندم انچه را جانان پسندد

حسین جانم حسین جانم حسین جانم

سینه سی اوستونده / نییستانلار گویا

یارالی اعضاسی / تماما اوخدی

ولی اوخلاردان چوخ / کنارینده زینب

ندور علّت بیلمم / آغیر داش چوخدی

اوجا بوی قارداشیم / اولوبدی ال لَرده

یاتیب دی چول لر ده / قراریم یوخدور

کسیلیبدور چاره / اولوببدی قارداشیم

کومکسیز بیر شاهم / امیدیم ای وای

یاخالی ال لرده / قویان عباسیم وای

شرف لی سرداره / رشیدیم ای وای

چوخالیب دور پیکان / هوروبدی گوز یاشین

گلن گورمیر کیمدی / قالیب آواره

ییخیلیب عبّاسیم / نهر فرات اوسته

بئلیم سیندی زینب / علمدار اولدی

بویانیب دور قانه / وفالی سرداریم

لوای قرآنه / علمدار اولدی

یارالی اصلانبم / شهید قرآنیم

امید طفلانیم / جوانیم لای لای

اوجا بوی سرداریم / وزیر درباریم

وفالی غمخواریم / ابلفضلیم وای

اوزون ایله آیه / حیالی قیزلاری

دئنن دَیدی پیکان / سو مشکین دلدی

سیزه خاطیر گئشدی / ایکی قول بیر گوز دن

منی گویدی تنها / فلک دینجلدی

سینه سی اوستونده / نییستانلار گویا

یارالی اعضاسی / تماما اوخدی

ولی اوخلاردان چوخ / کنارینده زینب

ندور علّت بیلمم / آغیر داش چوخدی

 

 

 

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است.

مهجه |  www.Mohjat.net

@mohjat_net

 غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

دیدگاهی بنویسید

0